آرامش
در جستوجوی یک لحظه آرامشم. چشمهایم آنقدر سنگین شدهاند که برای جستجوی یک لحظه سکوت و آرامشی که چشمهایم را به آنها بسپارم و دیگر هیچ چیز نبینم لک زده. انگار قرار نیست این سر و سودای هزار فکرم یک لحظه آرامش ببیند. قرار نیست که یک لحظه خالی شود از همه آنچه درونش است و سنگینش کرده است. وای که چقدر دلم تنگ شده از تهی شدن از همه چیز. وزنم از درون سنگین شده است. کولهباری از فکرهای بینتیجهای که تمام هوش و حواسم را برده. دنبال کسی میگردم که خالیاش کند. پیدا کنید او را، همین جا خودم را تسلیمش میکنم. میدانید چرا خسته شدهام؟
محمود فخرالجاج از قم
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛