حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
جامعه بیشمار مورد نظر در یک چشمانداز بلندمدت به فکر ثبات 30 ساله شغلی، بیمه، درآمد همیشه کافی و بهرهمندی از امکانات دولتی هستند و در بیانات روشنگرانهشان در جمع دوست و فامیل آب باریکه همیشگی را به درآمدهای کلان ناپایدار ترجیح میدهند.
در مقابل و رویارویی با این دسته هم افرادی هستند که وقتی ریسمان استعدادشان را چنگ زدند و دنبال علاقه و هنر ذاتیشان رفتند، دیگر ول کن معامله نمیشوند، افراد مورد نظر اگر بالای صد بار هم ضرر دهند، بالای هزار بار خرجشان از دخلشان بالا بزند، سنگ به شکمشان ببندند و سر گرسنه بر بالین شب بگذارند، باز هم مصر و مصمماند که نباید دست رد به سینه استعدادشان بزنند. عقاید این نحله فکری بر این استوار است که باید آنقدر در انگیزه به اصطلاح فطریشان بالا و پایین بپرند و دچار عرقریزان روح شوند تا به نتیجه مورد دلخواه برسند.
هر دو دسته مذکور در مواجهه با یک ماشین نهچندان گرانقیمت یا خانه بالای 80 متر در یک منطقه متوسط رو به خوب یقه شرافت و حلال خوری را میدرند و فرد دارنده را متهم میکنند به دزدی و رانتخواری و جدیدا هم که اختلاس و پولشویی مد شده و نقل محفلهای بررسی موانع اقتصادی در خانوادههاست.
آقای محترم که معلمی در خونت نبوده و حالا داری خون بچههای کلاس چهارم را بیشتر از 10 سال در شیشه میکنی، خانم پرستاری که 15 سال پیش آرزو داشتی فوقتخصص مغز و اعصاب شوی، حضرت والایی که پنج سال است به زور پشت باجه بانک به جای فیش وام، اخم و تخم تحویل مردم میدهی، بازیگر محترمی که به عنوان سیاه لشگر در 10 سریال 90 قسمتی بازی کردی و در رویای نقش مکمل هنوز ماندهای، نویسنده محترمی که کتابهایت را در هزار نسخه با هزینه شخصیات چاپ کردی و کتاب دومات را هم رایگان تقدیم فلان شرکت فرهنگی کردی و نقاد بزرگ برتولت برشت، ارنست همینگوی، چارلز بوکوفسکی و هرمان هسه شدهای، دوست عزیزی که صد سال است در یک نقطه در جا زدهای و برای بردن زن و بچههایت به سینما هم دو دو تا چهار تا میکنی و آخر استعدادت قرض گرفتن تاکسی عمویت در شبهای تاریک زمستان و بازگویی خاطراتت برای مسافران بدبختی است که فوقلیسانس دارم و چقدر باهوشام و قدرم را نمیدانند و در این مملکت تلف شدم.
آهای دوست عزیز یک قاشق چایخوری ریسک، دو پیمانه تهور و شجاعت، کمی کنجکاوی و پیگیری و یک لیوان فکر به دیگ جوشان زندگیتان اضافه کنید، لطفا از این شاخه سست و بیجان بپرید به یک شاخه تنومندتر. لطفا! میشود؟
فهیمهسادات طباطبایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....