حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
2
افتادم اگر چابک و چُست افتادم
فرجام نگر جای نخست افتادم
گفتند مبادا که بلغزی در عشق
لغزیدم و در راه درست افتادم
3
برخاست دریچه افق را بگشاد
پا در دل سایهروشن کوچه نهاد
خورشید، به شیطنت، سحر سنگی زد
با تیرکمان کبوتر ماه افتاد
4
بر قله امید وطن خواهم کرد
بدگویی تو به مرد و زن خواهم کرد
ای یاس برو ورنه به یاری خدا
با دست خودم تو را کفن خواهم کرد
5
آهای دِلَکم مباد افسرده شوی
در این برهوت عشق پژمرده شوی
صدبار زمین خوردهام و مثل عصا
نگذاشتهام که تو زمین خورده شوی
6
هرچند که صاحب زر و عنوانند
بیعشق جنازههای سرگردانند
ای مرده دلان خم نکنم سر به شما
بیسجده نماز مرده را میخوانند
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....