چاپ اول

6 رباعی تازه از محمدرضا سهرابی‌نژاد

1 می‌رفت که آسوده شود، رفت که رفت می‌خواست که پالوده شود، رفت که رفت آمد رمضان که پاکمان سازد، دید کم مانده که آلوده شود رفت که رفت
کد خبر: ۸۲۱۲۵۸

2

افتادم اگر چابک و چُست افتادم

فرجام نگر جای نخست افتادم

گفتند مبادا که بلغزی در عشق

لغزیدم و در راه درست افتادم

3

برخاست دریچه افق را بگشاد

پا در دل سایه‌روشن کوچه نهاد

خورشید، به شیطنت، سحر سنگی زد

با تیرکمان کبوتر ماه افتاد

4

بر قله امید وطن خواهم کرد

بدگویی تو به مرد و زن خواهم کرد

ای یاس برو ورنه به یاری خدا

با دست خودم تو را کفن خواهم کرد

5

آه‌ای دِلَکم مباد افسرده شوی

در این برهوت عشق پژمرده شوی

صدبار زمین خورده‌ام و مثل عصا

نگذاشته‌ام که تو زمین خورده شوی

6

هرچند که صاحب زر و عنوانند

بی‌عشق جنازه‌های سرگردانند

ای مرده دلان خم نکنم سر به شما

بی‌سجده نماز مرده را می‌خوانند

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها