حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
«آخرین آواز عشق»، عنوان آلبوم مشترک آندره آرزومانیان و بابک شهرکی است که پس از 9 سال، همزمان با پنجمین سالمرگ آرزومانیان، یعنی 11 خرداد، منتشر شد و در اختیار علاقهمندان قرار گرفت.
این آلبوم، 10 قطعه صوتی و یک قطعه تصویری را دربرمیگیرد. «ایروان، بلوغ شرم، زندگانی من، نسیم، چشمان آرمن، رویای فریبنده، قدر عشقت را ندانستم، دخت زیبای ایروان، شبانه و ترانه اولین عشق» قطعات صوتی و «نفرین» به آهنگسازی پرویز مقصدی، تنها قطعه تصویری این آلبوم است.
به بهانه انتشار آلبوم «آخرین آواز عشق» به گپ و گفتی کوتاه با بابک شهرکی، تنظیمکننده اثر و نوازنده ویولن و کمانچه پرداختهایم که در ادامه میخوانید:
با توجه به این که تعداد زیادی از قطعات، برگرفته از موسیقی ارمنی است؛ فکر میکنید مخاطب غیرارمنی تا چه اندازه با این اثر ارتباط برقرار میکند؟
یکی دو قطعه از این کارها، مثل قطعه «نسیم» جزو ملودیهای شناخته شده ارمنی است که طبیعتا میتواند برای مخاطبان، چه ارمنی چه غیرارمنی، خاطرهبرانگیز باشد، اما باقی قطعات، چندان به گوش شنوندگان آشنا نیست و برایشان تازگی دارد. از سوی دیگر، بیشتر کارهای این آلبوم، «لایت موزیک» است تا یک قطعه و ملودی خاص؛ تصور من این است که هر مخاطبی با هر دین و زبانی با این کارها ارتباط برقرار کند، چراکه موسیقی زبان بدون مرز است.
چه شد که در آلبوم«آخرین آواز عشق» با آندره آرزومانیان همکاری کردی؟
هر نوازندهای دوست دارد با هنرمندی چون آندره کار کند. بنابراین طبیعی بود که من به عنوان نوازنده و تنظیمکننده، مثل هر نوازنده دیگری، دوست داشتم با او کار کنم. به همین خاطر یک روز که آندره برای ضبط موسیقی به استودیوی ما آمده بود به او گفتم: من این آهنگها را از فرهنگ ارمنی بلدم و او پاسخ داد: این کارهایی که تو دوستشان داری، در فرهنگ ارامنه، شبیه به «مرغ سحر» فراگیر هستند و همین ماجرا، زمینه همکاری با آندره آرزومانیان را در آلبوم «آخرین آواز عشق» فراهم آورد.
آلبوم«آخرین آواز عشق»، 9 سال پیش ضبط شده و حالا همزمان با پنجمین سالمرگ آندره آرزومانیان منتشر میشود. علت این تاخیر کدام است؟
یکی از علتها، بیماری آندره بود. بیماری و سپس رفتن آندره آرزومانیان، تا مدتها انتشار آلبوم را به تاخیر انداخت. انگار دل و دماغی برای انتشار و ادامه کار باقی نمانده بود. از بیماری و مرگ آندره که بگذریم، اقتصاد موسیقی، مسالهای جدی است که نمیتوان بیتفاوت از کنار آن گذشت. واقعیت این که هزینه بسیاری برای ضبط و انتشار آلبومهای موسیقی صرف میشود، اما مدتها طول میکشد تا این هزینه به ناشران برگردانده شود. تازه اگر ناشری پیدا شود و سرمایهگذاری کند. به همین خاطر است که متولیان فرهنگی باید تدبیری در نظر بگیرند آن هم در کشوری چون ایران که قانون کپیرایت به رسمیت شناخته نشده و همه آثار موسیقایی را دانلود میکنند و میشنوند.
بابک شهرکی، علاقه خاصی به اجرای قطعات خاطرهانگیز دارد. اجرای این قطعات هم خوب است. شنونده با آن راحتتر ارتباط برقرار میکند. دشوار است چون کاری که بازآفرینی میشود باید از کار قبلی بهتر یا در همان حد باشد.
دقیقا همین طور است. تلاش من و آندره این بوده که اجراها نهتنها به همان قدرت که فراتر از آن باشد و به قول معروف، چیزی بر اصل اثر بیفزاید، وگرنه اجرای ضعیف کارهای خاطرهبرانگیز فایدهای ندارد.
پیش از این قرار بود مجموعه «زنگ خاطره» منتشر شود. در آن آلبوم هم به قطعات نوستالژیک پرداخته بودید. آیا تعمدی در اجرای دوباره این قطعات وجود دارد؟
به هر حال مردم ما از مرور خاطرات لذت میبرند. من در آلبوم «زنگ خاطره» خواستم نوستالژی همنسلان خود یعنی بچههای اوایل دهه 60 را زنده کنم. به همین خاطر به موسیقی متن یا تیتراژ کارتونها و سریالهایی پرداختم که گوش روزگار کودکی متولدین اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 را پر کرده و برای این گروه سنی، شنیدنی و نوستالژیکاند. در این آلبوم، مجموعه ده قطعه خاطرهبرانگیز گنجانده شده که از آن جمله میتوان به «حنا؛ دختری در مزرعه»، «با خانمان» یا همان «پرین»و «از سرزمین شمالی» اشاره کرد.
آیا این قطعات براساس ارکستر تنظیم شدهاند؟
نگاه ما به ملودی، نگاهی تازه است و همه قطعات براساس ارکستر و سولوی ویولن که ساز تخصصی من است، تنظیم شدهاند. بنابراین موسیقی فیلمها و کارتونهایی بازآفرینی، نواخته و تنظیم شدهاند که همخوانی بیشتری با ویولن دارند. برای نمونه دلمان میخواست موسیقی «فوتبالیستها» را هم در این مجموعه بگنجانیم، اما هرچه فکر کردیم دیدیم با ویولن جور درنمیآید.
زهره نیلی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....