اما پرسشی که به ذهن خطور میکند این است که چگونه اینها اینگونه شدهاند؟ وقتی به عقب برمیگردیم و مروری بر مقوله اعتیاد میکنیم، درمییابیم همه این معتادان تا دیروز جزو مصرفکنندگان تفننی و تفریحی مواد بودهاند، اما بنا به ماهیت و طبیعت اعتیاد، پس از طی یک دوره زمانی نه چندان طولانی با شعلهور شدن اعتیاد و افزایش سرعت تخریب آن، روبه سمت تزریق، مراحل پرخطر و فوق تخریبی اعتیاد نهادهاند تا جایی که از خانه و جامعه طرد شده و جایی جز خرابههای شهر برایشان باقی نمانده است، مکانهایی که در آن مصرف غیربهداشتی انواع مواد در جریان است.
به این علت که اغلب معتادان کارتنخواب مواد شیمیایی سنگین مثل هروئین و آن هم به صورت تزریقی مصرف میکنند و چون اصول اولیه بهداشت را نیز رعایت نمیکنند هر یک مخزنی میشوند برای بیماریهای عفونی خطرناک همچون ایدز و هپاتیت که هم خود با این عفونت تلف میشوند و هم ممکن است عاملی برای نابودی دیگران شوند.
این در حالی است که گاه و بیگاه اخبار اجرای طرحهای ضربتی جمعآوری معتادان را میشنویم که هدفش متلاشی کردن پاتوق معتادان است، اما آیا مرجعی وجود دارد که تحلیلی از میزان موفقیت این طرحها در برخورد با معتادان کارتنخواب به مردم ارائه دهد؟
هر پاتوق مضراتی دارد که با هر عقل سلیم میتوان نتیجه گرفت نبودن آن به مراتب بهتر و ایمنتر از بودن آنهاست، اما واقعیت این است که هر روز بر تعداد این پاتوقها افزوده میشود و هر روز تعدادی از معتادان در این پاتوقها دچار سوءمصرف و مرگ و میر ناشی از عوارض اعتیاد میشوند. این را هم اضافه کنید که این مجموعه بیتحرک و منزوی، چهرهای ناخوشایند را در جامعه به نمایش میگذارند و از منظر بهداشتی نیز مجموعهای خطرناک با امکان شیوع انواع بیماریهای عفونی محسوب میشوند.
پر واضح است وقتی اینها از این پاتوقها خارج میشوند به مراتب خطرناکتر خواهند بود و ترس ما در از هم پاشیده شدن این پاتوقها، انتقال و گسترش آنها به نقاطی دیگر و مخفی بودنشان تا مدتهاست.
بنابر این حرف ما این است که هدف اصلی در برخورد با پاتوق معتادان کارتنخواب نباید نگاه اصلاحمدار و تنبیهی باشد بلکه باید اصل سیاست کاهش آسیب در اولویت قرار بگیرد.
دانش امروزی میگوید بزرگترین و ارزشمندترین دستاوردی که در برخورد با یک پاتوق میتوان داشت تغییر الگوی مصرف در ساکنان آن و بهتبع آن جلوگیری از آسیبهای جبرانناپذیر اجتماعی، بهداشتی، فرهنگی و اخلاقی ناشی از آن است.
پس ایجاد پایگاههای متولی کاهش آسیب در سطح شهرها بخصوص در مناطقی که پاتوق معتادان کارتنخواب است و نیز ایجاد ارتباط عاطفی با معتادان در مرحله اول راهکارهایی سودمند است تا اعتماد این افراد جلب شود و بتوان برای تغییر سبک زندگی آنها و تبدیل الگوی مصرف موادشان کاری کرد.
وقتی تیم مداخلهکننده درمانی، ارتباطات موثری با معتادان پاتوق برقرار کند، نوبت به مرحله کاهش آسیب یعنی تبدیل مصرف مواد مخدر تزریقی به درمان نگهدارنده میرسد. در این مرحله دیگر معتاد به جای تزریق مواد، دارو استفاده میکند و برای مصرف روزانه این دارو به پایگاههایی که نزدیک محل اقامتش مستقر شده، مراجعه میکند و حتی علاوه بر دریافت دارو از نظر ابتلا به انواع بیماری نیز کنترل میشود.
این در حالی است که وجود تیم درمانی کامل در پایگاههای متولی کاهش آسیب باعث میشود همه نیازهای درمانی یک معتاد کارتنخواب اعم از پزشکی، روانشناسی، مددکاری و پرستاری همواره مورد نظر باشد. اگر همه این اتفاقات رخ دهد دیگر نوبت تغییر سبک زندگی معتادان میرسد، افرادی که کمکم به زندگی پاک لبخند میزنند و از گذشته خود با نفرت یاد میکنند.
مرتضی خوشگفتار / کارشناس درمان اعتیاد