نقطه آغاز این توجه زمانی بود که هیات رئیسه مجلس در ساختمان مشروطه ، همایش مجلس و نظارت را برگزار کرد. در این همایش تعدادی از نمایندگان و در راس آنان حدادعادل و احمد توکلی به انتقاد از خود در کمرنگ شدن وظیفه نظارتی به نمایندگان به موازی کاری در بحث نظارت و ضرورت تشکیل شورای عالی نظارت پرداختند. اما 2 روز قبل از این همایش ، در ساختمان مجمع تشخیص مصلحت نظام ، محسن رضایی پس از پایان جلسه هفتگی مجمع خبر تازه ای برای خبرنگاران داشت . وی از تصویب آیین نامه نظارتی مجمع و تایید آن از سوی رهبر معظم انقلاب خبر داد. رضایی گفت : با وجود این که از 8سال پیش مجمع تشخیص فعالیت خود را افزایش داده است ، ولی در بخش نظارتی هیچ نقش مهمی نداشته و از این پس مجمع با نظارت بر قوای سه گانه ، حسن اجرای سیاست های کلی نظام را پیگیری و گزارش آن را به رهبر معظم انقلاب ارائه می کند. اظهارات محسن رضایی با واکنش موافقان و مخالفان در مجلس مواجه شد. اکبر اعلمی در مخالفت با این آیین نامه گفت : از آنجا که تفویض اختیار تعیین سیاست های کلی نظام و نظارت بر حسن اجرای آن به مجمع تشخیص مصلحت با مهار و کنترل قدرتهای انتخابی به عنوان مظهر حق حاکمیت ملی و تمرکز قدرت در نهادی انتصابی همراه است ، با مفاد اصل 9
قانون اساسی مبنی بر این که هیچ مقامی حق ندارد به عنوان حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را حتی با وضع قوانین و مقررات سلب کند ، در تضاد است . اعلمی توسعه اختیارات مجمع تشخیص مصلحت نظام را با توسعه تشکیلات آن همراه دانست و تصریح کرد: این مساله با اصول قانون اساسی در تعارض است . مخالفان آیین نامه نظارتی مجمع ، این آیین نامه را موجب خدشه وارد آوردن بر اصل تفکیک قوا ، دخالت فراقانونی مجمع در وظیفه نظارتی مجلس و مجوز ورود فراقانونی به حوزه های مسوولیت قوای مجریه و قضاییه می دانستند. این مخالفت ها تا حدی پیش رفت که اختیارات نظارتی مجمع به عنوان دلجویی انتخاباتی از هاشمی رفسنجانی تبیین شد. با این حال ، موافقان آیین نامه نظارتی مجمع در دفاع از این آیین نامه ساکت نبودند. رئیس مجلس شورای اسلامی که خود به عنوان رئیس قوه مقننه عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است ، گفت : تعیین سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام از جمله موارد اعمال ولایت فقیه است . در بند دوم اصل 110 قانون اساسی ذکر شده که یکی از اختیارات رهبری نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام است ؛ به گونه ای که اگر قرار باشد رهبر مسوول تعیین سیاست های کلی نظام باشند اما نظارتی بر حسن اجرای آن نداشته باشند ، تاثیری نخواهد داشت . در واقع اگر رهبری اقدامی در جهت این که آیا این سیاست های کلی اجرا شده یا نه ، به عمل نیاورند ، بند اول هم بی اثر شده است بنابراین روشن است هر جا که سیاستی تعیین شود ، باید نظارت هم باشد.
هرم ناموزون نظارتی در ایران
انتقاد از کارا نبودن ساز و کار اجرایی و عملی نظارت در ایران در همه سطوح حاکمیت روبه گسترش است. در سطح کلان ، گفته می شود که برنامه های 5 ساله توسعه در عمل با اهداف تعریف شده و مدون فاصله دارد. جدا از نقایص برنامه نویسی و تحمیل شرایط اجتناب ناپذیر آنچه به عنوان مهمترین عامل فاصله زیاد موجود بین اهداف برنامه و دستاوردهای برنامه تعریف می شود ، نبودن ساز و کار نظارتی مناسب برای اجرای برنامه هاست . بودجه های سنواتی نیز از این ایراد مبرا نیست ، طوری که گزارش های تفریغ بودجه دیوان محاسبات مجلس ، همه ساله از تخلفات و هزینه نشدن بودجه های مصوب بر طبق قانون برنامه بودجه خبر می دهد. این انتقادات در سطوح خردتر دامن وزارتخانه ها ، دستگاه های اجرایی ، شرکتهای دولتی و بنگاه های اقتصادی وابسته به دولت را می گیرد. در این سطوح صحبت از نفوذ گسترده رانت خواران و آقازاده ها و دانه درشت ها می شود و فقدان نظارت بر عملکرد این دستگاه ها به عنوان مهمترین خلا موجود برای برخورد با مفاسد اقتصادی عنوان می شود. دامنه این انتقادات پس از ماجرای دادگاه شهرام جزایری چنان گسترده شد که در سال 1380 با فرمان 8
ماده ای رهبر معظم انقلاب ، ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی تحت نظارت و مسوولیت مستقیم سران سه قوه تشکیل شد. در طول سالهای پس از انقلاب ، ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی به عنوان عالی ترین مرجع نظارت و برخورد با مفاسد اقتصادی در کشور تلقی می شود اما پس از گذشت 4
سال انتقاد از ناکارآمدی دامن این ستاد را نیز گرفت ، طوری که نمایندگان مجلس گزارش عملکرد 4 ساله این ستاد را رضایتبخش توصیف نکردند و همزمان طرح تحقیق و تفحص از ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی به امضای دهها نماینده مجلس رسید.
بازسازی ساز و کار نظارت
بحثهای هفته های اخیر درباره نظارت محصول انتقادات و ناکارآمدی های گذشته است. تغییر و تحولات کارکردی نظارت در هفته های اخیر تنها محدود به مجمع تشخیص مصلحت نظام نیست ، این تغییرات در 3 قوه مجریه ، مقننه و قضاییه نیز مشاهده می شود. شعارهای محمود احمدی نژاد در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری انتظارت جدیدی را از دولت نهم برای برخورد با مفاسد اقتصادی و نظارت بر دستگاه های اجرایی برانگیخته است . رئیس جمهور نیز از رویکرد جدید دولت برای برخورد با مفاسد اقتصادی خبر داده ؛ به طوری که هر یک از وزیران کابینه مسوولیت مستقیم برخورد با مفاسد اقتصادی در مجموعه تحت مسوولیت خود را به عهده دارند. در قوه مقننه نیز شورای عالی نظارت در حال شکل گیری است . این شورا مسوولیت هماهنگی بین نمایندگان ، مرکز پژوهش های مجلس ، دیوان محاسبات و کمیسیون اصل 90 را دارد تا امکانات نظارتی مجلس در خدمت اعمال وظیفه نظارتی نمایندگان قرار گیرد. در قوه قضاییه نیز رویه های جدیدی برای نظارت بر عملکرد قضات ، وضعیت زندان ها، نحوه برخورد با متهمان از مرحله تشکیل پرونده تا اجرای احکام ، پر رنگ شدن نقش وکلا به عنوان ناظران آگاه به قانون و... مطرح است. هرم نظارتی کشور از سطح عالی گرفته تا سطوح پایین تر اکنون به ضرورت ایجاد تغییر و تحول رسیده است .