حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
«نوروز 72» همان برنامهای است که مهران مدیری و گروهش را به مردم معرفی کرد. همان برنامهای که در تیتراژش یک نفر از دختربچهای میپرسید «دختر کوچولو کجا میری؟» و او با شیرین زبانیاش جواب میداد: «بعدا میگم». نوروز 72 پر از صداها و تصویرها و حرفها و اتفاقات جدید بود. عباس بهادری برای اولین بار ترانه «گل میروید به باغ» را در این برنامه خواند، ترانهای که خیلی گل کرد و به سرعت محبوب شد. بهادری جزو اولین نفراتی بود که مردم را با موسیقی پاپ آشنا کرد.
هنوز هم تصویر نصفه و نیمهای از نماآهنگ قطعهاش را به یاد میآوریم. مرد جوانی که داخل استودیو و پشت میکروفن ایستاده بود و با چشمانی بسته میخواند: «گل می روید به باغ گل میروید/ با شبنم صبحگاه رخ میشوید/ گل جلوهای از جمال جانانه ما/ بلبل به ترانه وصف او میگوید». ترانهای که او میخواند به بهار و گل و بلبل مربوط میشد و به همین دلیل کسی نمیتوانست محتوایش را زیرسوال ببرد. شاید اگر سراغ مضامین عاشقانه میرفت با جو سختگیرانه آن سالها گرفتار ممیزی میشد. اما او از بهار و شبنم صبحگاه خواند و چون اثرش در فصل بهار پخش میشد، صدایش بیشتر به دل نشست. بهادری در این بیست و چند سال آلبوم های زیادی همچون گلباران، کوه، جلوه مهتاب، پیشواز، آنسوی بیشه، باغ باور، تنهاتر از بیابان و داغ ارغوان را روانه بازار کرد ولی هرگز نتوانست موفقیت اثر اولش را تکرار کند. بهادری همچنان جسته و گریخته به فعالیتش در حوزه خوانندگی ادامه میدهد. اما همیشه گلایه دارد که چرا تهیهکنندهها آثارش را از تلویزیون پخش نمیکنند و آن را به آرشیو میفرستند. بهادری که سال ۶۸ به واحد موسیقی و سرود سازمان صدا و سیما پیوسته اکنون سالی پنج شش ترانه میخواند تا ارتباطش با دنیای هنر قطع نشود. او که این روزها در کنار خوانندگی برای امرار معاش به رستورانداری و دامداری هم فکر میکند در مصاحبهای گفته است: «هنوز هم موسیقی شغل اول من است.»
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....