در کنه این جمله و جملاتی مشابه از سوی سرمربی تیم ملی ایران یک نکته وجود دارد که فراتر از حضور این دو بازیکن در تیم بزرگسالان یا تیم امید است. راستش را بخواهید، خیلی اعتقاد ندارم که حضور جهانبخش و آزمون در این شرایط خیلی هم به نفع تیم امید باشد، وقتی این دو بازیکن دلشان با بازی در تیم بزرگسالان است و در تیم امید خود را بافتهای جدا بافته میدانند و از طرفی این تیم در خط حمله آنقدر بازیکن خوب و تاثیرگذار دارد که نبود این دو بازیکن آنچنان که تصور میشد، معضلی حاد نیست. این تیم میتواند با بهنام برزای و ارسلان میرمطهری و دیگر بازیکنان خوب خود گلیمش را از آب بیرون بکشد. نکتهای که در دل این جمله کارلوس کیروش خوابیده، آن است که سرمربی تیم ملی خود را در مقام تصمیمگیری و تصمیمسازی برای فوتبال ایران میبیند و به هیچ وجه یک مجری برای فوتبال ایران به حساب نمیآید. به عنوان کسی که در تمام این سالها، حضور کیروش را برای فوتبال ایران مثبت ارزیابی کرده است. راهی که کیروش میرود را یک راه حرفهای نمیدانم. او باید بداند که رفتارها و گفتههای اینچنینی در صورت تداوم، برای او عاملی برای کم شدن محبوبیت خواهد شد. اینطور نیست که او عالم دهر باشد و فوتبال ایران یک مطیع کامل... گاهی ما هستیم که منافع فوتبال خود را تشخیص میدهیم و کیروش هم باید در مقابل خواستههای منطقی تمکین کند و اینقدر بیحاصل نجنگد. انتقاد اصلی البته متوجه فدراسیونی باشد، که تاکنون تصمیم کار را آنچنان درست انجام نداده است که کیروش به این جمعبندی نرسد که جنگجوی اول فوتبال ایران است. جنگجو همواره یک صفت مثبت نیست.
افشین خماند / دبیر گروه ورزش