والیبال به عنوان یکی از ورزشهای محبوب نزد مردم بعد از رویدادهای بزرگ بینالمللی به برنامهریزی منسجمتر داخلی نیاز داشت، اما لیگ برتر به عنوان مهمترین رویداد داخلی والیبال، نتوانست انتظارات را در این بخش برآورده کند. در روزهای پایانی این لیگ شاهدیم تحلیلها به گونهای است که رضایتمندی از والیبال در بعد لیگ برتر کمتر به چشم میخورد و کیفیت پایین بازیها توام با تعداد کم رقابتها، بیشتر در بوته نقد مربیان و کارشنان این ورزش است.
اینکه والیبال ایران توانست با برنامهریزی مناسب در سالهای گذشته، دو دوره لیگ جهانی و یک دوره در مسابقههای قهرمانی جهان تیمهای مدعی دنیا را شگفتزده کند، از عزم بالای مردان توپ و تور در عرصه بازیهای بینالمللی و ثباتبخشی در جایگاه جهانی حکایت دارد، اما از سوی دیگر باید توجه داشت، پیشنیاز رسیدن به این جایگاه و ارتقای آن، توجه به بعد داخلی بویژه برگزاری لیگهای باکیفیت است. شاید اگر برگزاری با کیفیت لیگها در دورههای گذشته با حضور تیمهای پرتوان و با انگیزهتر نبود، والیبال به بخشهای عمدهای از موفقیتهای کنونی دست پیدا نمیکرد.
تمرکز بیش از اندازه فدراسیون والیبال به ابعاد بینالمللی و سرسری گرفتن حضور تیمها در لیگ برتر ممکن است برای سالهای آینده تبعات سنگینتری داشته باشد. چه بسا در لیگ برتر امسال، انتقادها به نحوه سقوط و صعود تیمها، دو گروه کردن تیمها و یکطرفه بودن بیشتر بازیها زیاد بود. این مساله تجدید نظر فوری گردانندگان لیگ را برای دوره آینده میطلبد.
فدراسیون والیبال برای حفظ جایگاه کنونی تیم ملی باید حاشیه امنیت بازیکنان ملیپوش را برای قرار گرفتن در فهرست اردوهای مختلف از بین ببرد که مهمترین نکته در این بین پررنگ کردن بازیهای لیگ برتر در مقابل اردوهای تیمهای ملی است. تیمهای باشگاهی زمان زیادی نفرات خود را در اختیار ندارند و مراحل آمادهسازی آنها به منظور آمادگی تیمهای پایهای یا ملی بزرگسال به خطر میافتد. روی این اصل ناگزیرند سراسیمه وارد لیگ برتر شوند. در چنین شرایطی امکان گرفتن نتیجه مطلوب برای باشگاهها که بازوان فدراسیون هستند، میسر نیست و باشگاهداران را دچار یاس و سردرگمی در ادامه فعالیتهایشان میکند. از این رو برنامهریزی ضعیف لیگ برتر برای فدراسیونی که در ورزش ایران الگویی جهانی دارد، جایز نیست.