تحلیل

تعریفی جامع و مانع از تروریسم

تردیدی وجود ندارد تفکر «داعش» چنان‌که معمولا به سلفی‌های جهادی نسبت داده می‌شود درواقع چنین نیست. زیرا به نظر می‌رسد درست‌ترین تعریف برای داعش همان «سلفی تکفیری‌« باشد، زیرا این گروه مفهوم جهاد را از تمام معانی اسلامی و واقعی‌اش تهی کرده و از آن تنها ابزاری انتقام‌جویانه ساخته است که هدفش کشتار جمعی انسان‌هاست.
کد خبر: ۷۷۲۱۷۶

از این‌رو تعریف تروریسم باید باتوجه به اقدامات گروه داعش مورد بازبینی قرار گیرد. زیرا دیگر اینجا صحبت از یک عملیات انتحاری یا خودروهای انفجاری نیست. بلکه صحبت از تروریسمی است که می‌گوید برای خودش دولتی و خلافتی تشکیل داده و اراضی کشورهایی را به اشغال خود درآورده است. دولتی که مانند اسرائیل برای خود نقشه‌ای باز ترسیم کرده است. یعنی نقشه‌ای که قابل توسعه بوده و بر طبق اهداف خود کسانی را از جایی به جایی انتقال می‌دهد و موسساتی را منحل و موسسات دیگری را برپا می‌کند. یا برای خود ارزش‌ها و معیارها و قوانین و مقرراتی تعیین و طبق دیدگاه و نظر خود می‌خواهد زندگی را سامان دهد.

از جهت دیگر این تروریسم یک عمل فردی یا بیانگر رفتار و اعمال یک گروه خاص با هویت مشخص نیست. بلکه تروریسمی کور و چندملیتی است که در آن افغانی، چچنی، چینی، اروپایی و... شرکت دارند. حتی از ساکنان خود کشورها در خاورمیانه و شمال آفریقا برای انجام کارهای تروریستی استفاده می‌شود و در مقابل نیز ده‌ها کشور در تشکلی به نام «ائتلاف بین‌المللی علیه داعش» گرد آمده‌اند تا با این گروه مبارزه کنند.

بنابراین تفاوت زیادی بین تروریسم به شکل سنتی و قدیمی آن و تروریسم داعش وجود دارد که با همه زیرشاخه‌های خود ازجمله انصار بیت‌المقدس و بوکوحرام و سازمان‌های تروریستی در لیبی برای خود مجموعه‌ای گسترده است. بسیاری از کارشناسان براین باورند که افراد و گروه‌های وابسته به داعش از محیط خاصی می‌آیند که نشانه‌های بارز آن فقر و محرومیت و بی‌سوادی و بردگی است.

برخی تحقیقات تهیه شده در زمینه تروریسم می‌گوید تروریست‌ها افرادی منزوی هستند که از بیماری‌های روانی رنج می‌برند و همین موضوع موجب می‌شود آنها تفکر مرگ (انتحار) را اتخاذ کنند. خود ویرانگری به این روش یکی از مهم‌ترین شیوه‌های کسانی است که دارای استرس‌های عقلی هستند. یک انسان سالم هرگز دست به انتحار نمی‌زند، مگر این‌که دچار جنون شده باشد. انتحاری‌ها کسانی هستند که عقل درستی ندارند و افکارشان مغشوش شده است.

همچنین یک دلیل دیگر را مساله اقتباس و تقلید می‌دانند و می‌گویند کسانی که دست به چنین کاری می‌زنند، می‌خواهند مانند الگوهایی که در ذهن دارند قهرمان باشند. جان بودریار فیلسوف فرانسوی، تروریسم را مانند یک ویروس می‌داند که در هر جایی ممکن است وجود داشته باشد و بستگی به محیطی دارد که در آن قرار می‌گیرد. تروریسم در بطن همان فرهنگی هست که با آن مبارزه می‌شود و این هیچ ارتباطی به جنگ تمدن‌ها یا جنگ ادیان ندارد. تروریسم اخلاق ندارد و به گفته بودریار، تروریست‌ها به دنبال مرگ‌های خاص هستند و می‌خواهند علیه زمانه یا شرایط اجتماعی و فرهنگی‌شان عصیان کنند.

جوامع غربی وقتی بر مساله توهین به پیامبر اسلام(ص) یا توهین به سایر مقدسات اسلام یا ادیان دیگر چشم می‌پوشند، نمی‌دانند که خود زمینه‌ساز رشد کسانی هستند که نتوانسته‌اند در جوامع‌شان جذب شده و بنابراین به دلیل انزوایی که دارند به دنبال مفری می‌گردند تا بتوانند از این جوامع انتقام بگیرند. آن‌گاه تفکرات سلفی در این میان توجیه‌کننده و راهگشای ذهنی این‌گونه جوانان شده و آنها را به سمت گروه‌های تروریستی سوق می‌دهد.

تروریسم نتیجه یک محیط واحد نیست. بلکه می‌تواند در شرایط مختلف از عراق گرفته تا مصر و... حتی نیجریه و کنیا رشد کند، اما در عین حال می‌تواند بین همه این نوع تروریسم‌ یک محور مشترک وجود داشته باشد، محوری که موجب می‌شود تا برای مثال «بوکرحرام» در کنار «داعش» قرار گیرد.

جهان تا به امروز از تعیین یک تعریف جامع و مانع برای مفهوم «تروریسم» عاجز مانده است، زیرا این مفهوم عوامل پیچیده و مرکبی دارد و دارای اهداف متناقضی است. با این حال نباید در این تردید کرد یا از تحقیق برای پیدا کردن یک تعریف دقیق دست کشید. زیرا تروریسم امروزه واقعیتی است که جریان دارد. تامس کاپیتان، کارشناس امور تروریسم می‌گوید: واژه تروریسم بین مردم جاافتاده است بدون این‌که معانی روشنی داشته باشد. بنابراین هرکس طبق منافع سیاسی خود آن را معنا می‌کند. طبعا باید سازمان ملل متحد و مراکز تحقیقاتی تلاش بیشتری کرده و از این واژه یک تعریف روشن ارائه کنند که بتواند راهگشا باشد.

منبع: الصباح چاپ عراق

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها