مردم شهرهای اصفهان و مشهد و تبریز و شیراز نیز چند سال پس از تهران صاحب بلیتهای الکترونیک شدند و دیگر سراغ برگههای کاغذی مستطیلی شکل نرفتند. این برگهها را از دکههای زرد رنگی که اطراف ایستگاههای اتوبوس مستقر شده بودند، میخریدیم. مشکل اصلی این بود که خیلی از ایستگاهها دکه بلیتفروشی نداشتند و مردم باید سهمیه چند هفته بلیتشان را یکجا میخریدند. وقتی بلیت دفترچهای میخریدیم مشمول 5 تا 10 درصد تخفیف میشدیم و در هزینههایمان صرفهجویی میشد. دکهها در ایستگاههای شلوغ بلیت عرضه میکردند. در ایستگاههای نخست و پایان مسافران مشکلی بابت تهیه بلیت نداشتند؛ ولی در ایستگاههای میانی گاه خبری از عرضه بلیت نبود و مردم دست نیاز به سوی دیگر مسافران دراز میکردند.
داخل اتوبوسها جملهای نوشته شده بود که اهمیت خرید بلیت را بالاتر میبرد: «ارائه بلیت نشانه شخصیت شماست». جملهای که مخالفان زیادی داشت. آنها میپرسیدند آیا فردی که به هر دلیلی بلیت ندارد میتوانیم او را بیشخصیت خطاب کنیم. بهدلیل همین مخالفتها بود که به مرور زمان جمله مورد نظر اندکی تعدیل شد: «ارائه بلیت نشانه شخصیت خوب شماست». در شهرستانهای مختلف بلیتهایی با اندازهها و طرحهای مختلف چاپ و توزیع میشد. بلیتهای تهرانی طول و عرض کمی داشت و رویش آرم شرکت واحد اتوبوسرانی تهران نقش بسته بود. اگر یادتان باشد کنار بلیتهای یک و دو ریالی کلماتی چون سری الف، ص و ث درج شده بود که کسی معنایش را نمیدانست. در شهر مشهد عکسی از حرم مطهر امام رضا(ع) روی بلیت نقش بسته بود. پشت این برگه هم پر از پیامهایی بود که به شهرنشینی و الزاماتش مربوط میشد. مدتی هم شرکتهای تبلیغاتی به این برگههای کاغذی هجوم آوردند و پشت آن پیامهای بازرگانی منتشر کردند.
بلیتهای الکترونیکی هم به برگههای کاغذی پایان دادند و هم تعدادی از کارمندان اتوبوسرانی را بیکار کردند. افرادی که جلوی در اتوبوس میایستادند و بلیت پاره میکردند با آمدن این کارتهای هوشمند چهار گوشه اتوبوس را بوسیدند و سراغ شغلهای دیگر رفتند.
سروش امیدوار