حضور‌زنان در‌میادین‌کار‌ مثبت یا منفی؟

دکتر سحر انصاری، روان‌شناس درباره اشتغال زنان به عنوان یک پدیده مدرن و تاثیر این پدیده بر نارضایتی آنان می‌گوید: سلامت جسم و روان در کل به عنوان یک ویژگی خاص بین افراد شاغل چه زن و چه مرد از اهمیت خاصی برخوردار است اما برای زنان باتوجه به ظرافت و پذیرش نقش مادری و همسری این موضوع اهمیت بیشتری دارد.
کد خبر: ۷۶۶۳۳۰

وی می‌افزاید: بهتراست اول بررسی کنیم که زنان کی و چرا وارد بازار کار شدند. از انقلاب صنعتی، در غرب، زنان به عنوان نیروی کار دیده شدند. صاحبان مشاغل آنان را به کار خارج از خانه ترغیب می‌کردند زیرا زنان نیروی کار ارزان‌تری بودند. با شروع شدن اشتغال خانم‌ها، مهدهای کودک و مراکزی برای پر کردن جای مادران شاغل ایجاد شد. این روند باعث شد تا زنان از سبک سنتی به مدرنیته تغییر جهت بدهند البته این تنها زندگی خانم‌ها نبود که دستخوش مدرنیته می‌شد، اما اشتغال و دوشادوش مردان بودن، پیامدهای مثبت و منفی را با خود به همراه داشت.

دکتر سحر انصاری یکی از پیامدهای مثبت اشتغال زنان را مشارکت در تصمیم‌گیری می‌داند و معتقد است با شاغل شدن خانم‌ها، آنها از حالت انفعالی خارج شدند و موثر تر قدم برداشتند.

وی با اشاره به پیامد مثبت مشارکت در تصمیم‌گیری زنان، ادامه می‌دهد: پیامد مثبت دیگر، بالارفتن آگاهی و بینش اجتماعی آنان است که باعث می‌شود اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند. حس مثبتی که کمک به اقتصاد خانواده ایجاد می‌کند، در ایجاد رضایت درونی خانم‌ها موثر است. خروج از خانه و روابط اجتماعی بیشتر، به شادابی‌ زنان کمک می‌کند. آثار مثبت اشتغال زنان کم نیست و نمی‌توان آن را ندیده گرفت که البته منظور ما از اشتغال این نیست که زنان تمام کارهای مردانه را انجام دهند و در نقش مرد زندگی هم عمل کنند که اگر این‌طور باشد و حمایت کافی را از جانب خانواده و اجتماع پیرامون خود دریافت نکنند، پیامدهای منفی اشتغال هم خود را نشان می‌دهد.

دکتر انصاری در ادامه پیامدهای منفی اشتغال زنان را یادآور می‌شود و می‌گوید:

افسردگی در زنان شاغل نسبت به مردان شاغل بیشتر است و آن در صورتی رخ می‌دهد که محیط کاری آنان مناسب نباشد و به دلیل تبعیض بین زن و مرد و مشکلات دیگر، استرس بیشتری را تجربه کنند. خانم‌ها در سازش با استرس ضعیف‌تر هستند. حتی کم‌کاری تیروئید که منجر به افسردگی می‌شود، در زنان بیشتر است و همه اینها در کنار تغییرات هورمونی مخصوص زنان باعث می‌شود شکایت از افسردگی و اقدام برای درمان در آنها بیشتر باشد.

آمار بالای افسردگی در زنان شاغل می‌تواند علت دیگری هم داشته باشد و آن، دو شغله بودن آنهاست. خانم‌ها بعد از مراجعت به خانه، درگیر شغل همسرداری، خانه‌داری و فرزندداری می‌شوند. همین موضوع استرسی را که باید تحمل کنند، بیشتر می‌کند در حالی که مردان چنین استرسی ندارند، البته مردان زیادی بعد از مراجعت به خانه با همسرشان همکاری می‌کنند اما کار آنها یک کمک تلقی می‌شود نه چون خانم‌ها یک وظیفه!

اشتغال خانم‌ها به خودی خود به این افسردگی و نارضایتی منجر نمی‌شود بلکه استرس‌هایی که به‌خاطر سنگین بودن کار پذیرفته شده، متحمل می‌شوند، به مرور زمان به نارضایتی آنان می‌انجامد. کنترل استرس، دریافت کمک‌های حمایتی از خانواده و اطرافیان و اجتماع می‌تواند این نارضایتی را کم کند. همچنین زنان بهتر است کارهایی متناسب با روحیه‌شان انتخاب کنند و ساعات کاری‌شان به گونه‌ای نباشد که دچار خستگی زیاد شوند.

در نهایت باید گفت:

من یک زنم

می‌خواهم کار کنم، درس بخوانم، رشد کنم

می‌خواهم دوشادوش مردان نه برای تصاحب کارهای مردانه‌شان

که برای کمک به دنیا و مردمانش

کار کنم اما

نمی‌خواهم خانه از حضور من خالی باشد

من یک زنم

با یک دست گهواره‌ای را می‌جنبانم و با یک دست، دنیا را تغییر می‌دهم

می‌توانم به نام زیبای مادری مفتخر باشم

می‌توانم از خود گذشتگی را تفسیر کنم

می‌توانم خودم را هم فراموش نکنم

سلامتی‌ام را، شادابی‌ام را و رویاهایم را

من یک زنم

زن بودن را دوست دارم

اگر زن بودنم را به سخره نگیری

و نخواهی تا برای به دست آوردن حقوقم، مردانه با تو مواجه شوم.

بگذار تو مرد باشی و من زن ! بگذار کوه و دریا باشیم تا طبیعت چون همیشه

زیبا باقی بماند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها