سارق جوانی که در جنایتی هولناک ، پس از قتل زن جوانی که با وی ارتباط داشت و کودک 3 ساله او را نیز خفه کرده بود ، در دادگاه کیفری همه اعترافات قبلی خود را انکار کرد.
کد خبر: ۷۶۴۳۳
در آخرین روزهای سال 83 ، ساکنان خیابان خانی آباد با مشاهده دود غلیظی که از خانه ای متعلق به زن و شوهری جوان به هوا برخاسته بود ، موضوع را به آتش نشانی اطلاع دادند. لحظاتی بعد با حضور ماموران در محل آتش سوزی ، آنها با جسد زن جوانی به نام شهلا که با ضربات چاقو از پشت سر به قتل رسیده بود ، روبه رو شدند. در داخل یکی از اتاقها نیز جسم بی جان کودک 3 ساله زن جوان به نام علیرضا که روی گلویش آثار فشردن انگشتان دست دیده می شد و بر اثر دود غلیظ دچار خفگی شده بود ، پیدا شد.
ردپایی از خیانت
با پیدا شدن جسد بی جان زن جوان و فرزند خردسال او ، موضوع به بازپرس ویژه قتل دادسرای جنایی اطلاع داده شد و تحقیقات پلیس برای دستگیری قاتلی که قصد داشته با آتش زدن ، همه سرنخ ها را از بین ببرد ، آغاز شد.بازجویی از همسایگان مقتول نشان داد که مقتول از مدتی قبل ارتباطات مشکوکی با جوانی به نام رضا - ر داشته و این جوان برخی روزها هنگامی که همسر زن برای کار از خانه خارج می شده ، مخفیانه به خانه آنها رفت و آمد می کرده است .با به دست آمدن این اطلاعات ، تحقیقات پلیس برای دستگیری نخستین سرنخ جنایت آغاز شد و با چهره نگاری از این جوان ناشناس ، ردپای او در شهرستان محلات پیدا شد.به این ترتیب کاراگاهان پلیس با گرفتن نیابت قضایی برای دستگیری متهم به شهرستان محلات رفتند اما دریافتند وی از چند روز قبل به اتهام سرقت در زندان به سر می برد. با انتقال متهم به تهران ، بازجویی ها از وی آغاز شد.
قتل شاهد کوچولو
متهم در بازجویی های پلیسی با اعتراف به قتل شهلا و فرزند خردسالش گفت : از مدتها قبل با این زن ارتباط داشتم و زمانهایی که شوهرش برای کار از خانه خارج می شد، به خانه آنها می رفتم. روز حادثه ساعت 7:30 دقیقه صبح به خانه آنها رفتم. بعد از آن که مدتی در داخل خانه بودم ، با شهلا سر مساله ای جر و بحث کردم و هنگام عصبانیت ، با چاقویی که همیشه همراهم بود ، از پشت چند ضربه به او زدم . چند لحظه بعد پسر خردسال او که مرا دایی صدا می زد ، از خواب بیدار شد و با دیدن من به سمتم دوید. از آنجایی که احتمال می دادم پلیس بتواند از طریق این کودک مرا شناسایی کند ، او را با فشردن دستهایم به دورگردنش خفه کردم و پس از آن ، همه طلاها و جواهرات مقتول را برداشتم و پس از به آتش کشیدن خانه فرار کردم .با اعترافات مرد جنایتکار ، پرونده برای صدور رای به شعبه 71 دادگاه کیفری ارسال شد و روز گذشته 5 قاضی این دادگاه ، پرونده قتل فجیع این زن و کودک را بررسی کردند.
4 همدست ؛ خیالی یا واقعی؛
در جلسه روز گذشته ، متهم به قتل باوجود اعترافات اولیه ، تمام اظهارات خود را منکر شد و گفت : من هیچ نقشی در قتل شهلا نداشتم بلکه 4 همدستم که روز حادثه در خانه این زن با آنها قرار داشتم ، او را کشته اند.جوان جنایتکار در ادامه ادعاهای جدید خود افزود: مدتی پیش با این افراد گنجی پیدا کردیم ولی از آنجایی که اگر پلیس از موضوع اطلاع پیدا می کرد ، ما را تعقیب می کرد ، به همین دلیل امن ترین جایی که به ذهنمان رسید ، فرار به تهران و رفتن به خانه شهلا بود بنابراین در خانه او با دوستانم قرار گذاشتم. در خانه ، سر سهمی که از گنج نصیب هر کدام ما می شد ، نزاع سختی کردیم. هنگام نزاع ، همدستم با چاقو ضربه ای به شهلا زد که باعث مرگ او شد. متهم به قتل با این حال قتل کودک خردسال را به گردن گرفت و گفت : من علیرضا را به قتل رساندم ولی قصد این کار را نداشتم. من بعد از نزاع بر سر میزان سهممان و کشته شدن شهلا ، قصد داشتم این کودک را به عنوان گروگان همراه خودم ببرم که ناگهان وی در داخل بازویم خفه شد و من که فکر می کردم او مرده است ، رهایش کردم و خانه را آتش زدم اما سپس فهمیدم علیرضا تا لحظاتی بعد که بر اثر دود خفه شده و جان باخته ، هنوز زنده بوده است .در جلسه دادگاه ، قاضی عزیز محمدی و قضات مستشار با بیان این که همه شواهد بیانگر آن است که اظهارات جدید متهم نادرست است و داستان 4 همدست او با واقعیات پرونده مطابقت ندارد ، رسیدگی به ارتباط جوان قاتل و زن مقتول را به دادگاه غیرعلنی موکول کردند.