عبدالله با آن که دوران رسمی پادشاهیاش ده سال را کامل نکرد، ولی از زمان سکته فهد در سال 1995 عملا قدرت را در عربستان به دست گرفت. وی که هنگام مرگ بیش از 90 سال داشت، در طول 62 سال بعد از مرگ پدر، بیش از نصف آن را در سمت ولیعهدی و پادشاهی بوده است. سلطان و نایف، دو برادر ناتنی او بودند که در زمان حیات وی در سمت ولیعهدی بدون دستیابی به پادشاهی فوت کردند.
ملک عبدالله بعد از سکته فهد در زمانی که در سمت ولیعهدی، قدرت را در عربستان به دست داشت، مناسبات با ایران را مورد توجه قرار داد. دیدار وی با رئیسجمهور وقت ایران در اسلامآباد در فروردین 1376 و به دنبال آن، شرکت در هشتمین کنفرانس سران سازمان کنفرانس اسلامی در تهران در همین سال، نقطه عطف مناسبات ایران و عربستان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به حساب میآید که در پی آن، شاهد گشایشهایی هرچند محدود در برخی زمینههای روابط دو کشور و همکاریهای بینالمللی و منطقهای بودیم.
پس از حادثه 11 سپتامبر و در پی آن بروز تشنج در روابط ریاض ـ واشنگتن و به دنبال آن حمله آمریکا به افغانستان و عراق و تبعات بعدی آن، روابط دو کشور پس از یک دوره کوتاه بهبود، دچار چالشهای جدید شد و با آغاز تحولات سیاسی در کشورهای عربی، موج بیداری اسلامی، رو به افزایش گذاشت و به یک رویارویی منطقهای و بینالمللی کشیده شد.
عربستان در این برهه با برآمدن جمهوری اسلامی ایران، بهرغم همه تحریمها و تهدیدها، تغییر توازن قوا را به نفع خود ارزیابی نکرد و تمام توان خود را به کار گرفت که در شکلگیری آن مانع ایجاد کند. بدون تردید این سیاست، هزینههای زیادی برای طرفهای مختلف دربر داشته است و به نظر میرسد ملک عبدالله بهرغم گامهای نخستینی که برای دور جدید همکاری با ایران در کمتر از دو دهه قبل برداشت، نتوانست به دلیل فشارهای داخلی و تحولات منطقهای و بینالمللی آن را تداوم بخشد و خود را از چنبره ایرانهراسی یا شیعهستیزی خارج کرده و گامهایی را که برای اصلاحات داخلی برداشته بود، تکمیل کند.
عربستان با داشتن زمینههای متعدد قدرت در میان کشورهای عربی و اسلامی از یکسو و چالشهای داخلی و پیرامونی و بینالمللی از سوی دیگر و با یک ارزیابی درست از سیاست خارجی دو دهه گذشته، باید بتواند در دوران جدید و با آغاز پادشاهی سلمان بن عبدالعزیز یک سیاست واقعبینانه در قبال جمهوری اسلامی به طور اخص و تحولات حوزه پیرامونی به طور اعم، اتخاذ کند و سیاست خارجی واقعبینانهای را پایهریزی کند؛ هرچند که برای تحقق چنین تحولی به دلیل ساختار قدرت در این کشور و عوامل خارجی تاثیرگذار بر سیاستهای آن باید خویشتنداری نمود، اما باید از آن استقبال کرد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....