سازمان مردمنهاد یا سمن یا NGO در کلیترین معنایش، به سازمانی اشاره میکند که مستقیم بخشی از ساختار دولت محسوب نمیشود، اما نقش بسیار مهمی بهعنوان واسطه بین مردم (اتمهای اجتماع) و قوای حاکم و حتی خود جامعه ایفا میکند. یکی از این علایق که به واسطه آن انجمنهای مردم نهاد تشکیل شدهاند، میراث فرهنگی است.
شاهین سپنتا، فعال فرهنگی و دبیر انجمن دوستداران اصفهان سابقه تشکیل انجمنهای میراث فرهنگی را به پیش از انقلاب میرساند؛ به زمانی که مرحوم بهشتیان، عبدالحسینخان سپنتا و استاد همایی در اصفهان پیگیر مسائل میراث فرهنگی بودند.
حتی در اسنادی از سال 1353 از انجمنهای میراث فرهنگی یاد شده که به صورت محدود با عنوان انجمن حفظ آثار باستانی بخشها و دهات فعالیت داشتند. در نهایت در بند 21 ماده 3 قانون اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور با عنوان ایجاد و گسترش انجمنهای میراث فرهنگی در سطح کشور، فعالیت این انجمنها قانونمندتر شد. در پی آن، اساسنامه انجمنهای میراث فرهنگی کشور از طرف شورای سازمان میراث فرهنگی کشور تدوین و اجرایی شد.
در تعریف شورای سازمان میراث فرهنگی کشور از انجمنهای میراث فرهنگی بهعنوان نهادی ملی ـ فرهنگی و غیرانتفاعی، وابسته به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نام برده شده است که برحسب ضرورت و تشخیص سازمان در مراکز استانها، شهرستانها، بخشها و روستاها یا برای موزهها و آثار تاریخی تشکیل میشود.
درواقع هدف از تشکیل چنین انجمنهایی جلب حمایت مادی و معنوی مردم، مشارکت همهجانبه عموم مردم در زمینه پژوهش، حفظ، احیاء، معرفی و آموزش میراث فرهنگی کشور بود.
سپنتا، یکی از شاخصترین فعالیتهای مردمی در حفظ میراث فرهنگی را پروژه سد سیوند عنوان میکند. پروژهای که تهدیدی برای تنگه بلاغی به حساب میآمد و این دیدگاه وجود داشت که رطوبت ناشی از سد میتواند برای پاسارگاد زیانآور باشد. همچنین پروژه عمرانی احداث مترو اصفهان که نگرانیهایی برای تخریب آثار تاریخی محور چهارباغ ایجاد کرده بود. ساخت ارگ جهان نما در حریم دولتخانه صفوی، همگی ازجمله مواردی است که فعالیت پروژهها با تلاش انجمنهای مردم نهاد به منظور حفظ میراث فرهنگی با چالش روبهرو شد. حتی با فعالیتهایی که در این خصوص توسط انجمنهای مردمنهاد انجام شد، نگاه جهانیان به سوی میراث فرهنگی ایران گشوده شد و مورد توجه بیشتر جوامع جهانی همچون ایکوموس و یونسکو قرار گرفت.
با آنکه برای انجمنها وظایف و اختیاراتی قانونی ازجمله معرفی و آموزش میراث فرهنگی، ارائه مشاوره فرهنگی و اجتماعی به منظور اجرای مطلوب برنامههای پژوهشی، سعی و تلاش در شناسایی و شناساندن وجوه ناشناخته میراث فرهنگی، جلوگیری از حفاریهای غیرمجاز و تخریب آثار، جلوگیری از خرید و فروش آثار تاریخی و موزهای، جلب مساعدتهای مادی و معنوی عموم مردم و دیگر نهادها، راهنمایی و همراهی این اعضاء با کارشناسان سازمان در اقصی نقاط ایران یا بلدهای محلی تعریف شده، اما گاهی این انجمنها فقط در برخی شاخهها فعال هستند.
چنان که به گفته سپنتا، آگاهسازی شهروندان و عموم مردم، هشدار به مدیران و مسئولان و مطالعات اولیه در پروژههای شهری نسبت به میراث فرهنگی و توجه به انجمنها محقق میشد، اما در سالهای گذشته با محدود کردن فعالیت این انجمنها، عملا انجمنهای مردم نهاد میراث فرهنگی از هم پاشیده شد. درواقع یک دهه گذشته، اعتقاد راسخی به نقش سازمانهای مردم نهاد در مدیریت کلان وجود نداشت.
البته در بحث اختیارات قانونی انجمنها نقد و انتقاد وارد است، چراکه بدرستی روشن نیست و جایگاه قانونی آنها تبیین نشده و به همین دلیل و عدم پشتیبانی لازم، جایگاه آنها را ضعیف کرده و در ارائه حداقل تسهیلات لازم به انجمنها، ساز و کاری پیشبینی نشده است.
حسین زندی هموند هیات راهبری انجمن ایرانشناسی کهندژ در این خصوص میگوید: با آنکه تشکلهای میراث فرهنگی پل ارتباطی بین مردم و دولت هستند که میتوانند در تصمیمسازی وارد شوند، اما این رسالت تاکنون بدرستی انجام نشده است، چراکه نهادهای مدنی در ایران همچون کودک نوظهوری هستند که هنوز آزمون و خطاها و تجربیات نتوانسته جایگاه صحیحی به این تشکلها بدهد.
او بخشی از به ثمر نرسیدن انجمنهای مردم نهاد را مربوط به دولت میداند؛ چراکه در کشورهای توسعهیافته، ثبت یک تشکل مردم نهاد در طول چند ساعت انجام میشود، اما چنینکاری در ایران در بهترین شرایط بیش از یک سال زمان لازم دارد. حتی انجمنهایی هستند که بیش از چهار سال از تقاضای تشکیل آنها میگذرد و هنوز به ثبت نرسیدهاند.
این فعال میراث فرهنگی همدان، موانعی ازجمله نامهنگاریهای اداری، تصویب مصوبات متغیر و ارائه شیوهنامههای مختلف را یکی از عوامل این امر عنوان میکند و میگوید: نهادهای مدنی در حوزه میراث فرهنگی هنوز متولی مشخصی به نام سازمان میراث فرهنگی ندارد. درواقع این سازمان یکی از بخشهایی است که در این انجمنها دخیل خواهد بود. در حال حاضر نیز بیشتر انجمنهایی که ثبت میشوند از طریق استانداری و فرمانداریها ثبت میشوند.
سپنتا معتقد است: فعالیت انجمنهای مردمنهاد باید به گونهای باشد که با تغییر دولتها، سیاست کلان برخورد و فعالیت این سازمانها دستخوش تغییر نشود. هر دولتی که بر سر کار میآید، روشی را برای برخورد با سازمانهای مردمنهاد در پیش میگیرد و این سبب بروز لطمههای جدی به این بخش میشود. باید قوانین محکمی درخصوص سازمانهای مردمنهاد تدوین و دست این انجمنها برای فعالیت باز گذاشته شود.
زندی نیز با اعتقاد بر آنکه استانداردهای جهانی درخصوص تشکلهای مردم نهاد میراث فرهنگی در ایران اجرا نمیشود، میگوید: تاکنون تعامل واقعی بین سازمانهای مردمنهاد و بدنه دولت به وجود نیامده است، البته چند ماهی است مسئولان در تلاش هستند این مهم محقق شود، اما ماهیت اصلی تشکلهای مردمنهاد طی سالهای گذشته به فراموشی سپرده شده بود.
این مشکلات تا جایی پیش رفته است که سازمان میراث فرهنگی در صدد احیای انجمنهای میراث فرهنگی برآمد که طی سالها به فراموشی سپرده شده بود. در نهایت امر رحمتالله رئوف در تاریخ 18/9/93 با حکم مسعود سلطانیفر، رئیس سازمان میراث فرهنگی به سمت دبیر این انجمنها منصوب شد. گفته میشود قرار است به منظور دریافت نظرات فعالان حوزه میراث فرهنگی، بزودی همایشی در چارچوب هماندیشی و تبادل دیدگاهها تشکیل و ابعاد احیای انجمنهای میراث فرهنگی بررسی و تدوین شود.
معصومه دیودار / جام جم