جامعه اسلامی با همه تاکیدش بر امر جهاد و ارزش والای مجاهد، طبیعی است که ارج و قرب بسیاری نیز برای مجاهدش قائل شود.
حکومت ما نیز که با تکیه بر اصل اسلامی بودن بر سر کار آمد و 8 سال دفاع مقدس را پشت سر گذاشت، نباید از این قاعده مستثنا باشد.
هرچند حرفهای بسیاری را می توان در این زمینه بیان کرد؛ اما تنها به بیان جمله ای از یک آزاده بسنده کرده و قضاوت را به مخاطبان واگذار می کنیم.
جعفری درباره اقدامات مسوولان پس از بازگشت آزادگان، به فرصتهای از دست رفته اشاره می کند و می گوید: 40هزار آزاده با روحیه ای ساخته شده در طول مدت اسارت، بهترین گزینه ها برای مسوولان بودند تا با فراهم کردن امکانات لازم برای آنها و مهیا کردن شرایط پیشرفت، 40هزار نیروی متخصص و فعال و در عین حال متعهد را در جامعه داشته باشیم؛ اما متاسفانه این فرصت به دلیل مشغول کردن آزاده ها به بحثهای پیش پا افتاده ای چون خرجهای اولیه زندگی، مسائل پرپیچ و خم اداری و هزاران معضل و مشکل دیگر از دست رفت و بسیاری از این نیروهای بالقوه به رشد کافی نرسیدند.
از طرفی، وجود این گونه مسائل، نگاه گروهی از مردم را نسبت به آنها تغییر داد و در مواردی آنها را به دنیاطلبی متهم کرد؛ حال آن که نه تنها در عمل چنین مزایای دنیوی حاصل نشد، بلکه تنها موجب تخریب چهره بچه ها شد.
اسارت آزادگان
شاید بارها جملاتی چون «اینها پولدارند»، «اینها نان جنگ را می خورند»، «اینها پول زور می گیرند» و بسیاری از جملات مشابه اینچنینی را شنیده باشید؛ جملاتی که در حقیقت برای بیان اوضاع و احوال آزادگان کشور گفته شده و بیان می شوند.
البته در بیان این جملات نمی توان راوی جملات را مقصر دانست ؛ چرا که نبود فرهنگ و روشی مناسب در معرفی آزادگان ، موجب شده بسیاری از این فرصت سواستفاده کنند و به مسموم کردن فضای موجود بپردازند.
آیا وجود معضلی به نام مسکن را - که حق همه طبقات جامعه از جمله آزادگان است - می توان بعد از گذشت 15سال هنوز با شایعات موجود در بعضی از محافل تطبیق داد؛
آیا آزاده ای را که هنوز در پیچ و خم زندگی خود مانده را می توان در چارچوب شایعات موجود گنجاند؛