حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مدتی قبل زن جوانی با پلیس تماس گرفت و از سرقت در آرایشگاهش خبر داد. او گفت: «من آرایشگر خانگی هستم، چون توانایی اجاره محلی را برای آرایشگاه نداشتم، قسمتی از خانهام را به این کار اختصاص دادهام و مشتریانم به خانهام میآیند. امروز زن جوانی به آرایشگاهم آمد و حین کار از من یک لیوان آب خواست. برای آوردن آب به آشپزخانه رفتم و چند لحظه بعد بازگشتم، زمانی که بازگشتم چیز مشکوکی به نظرم نرسید، اما بعد از رفتن او متوجه شدم که هنگام آوردن آب او تمامی پولهای نقد و وسایل باارزشی را که در آرایشگاهم بود به سرقت برده است.»
با اعلام شکایت زن آرایشگر تحقیقات برای دستگیری زن جوان آغاز شد و در ادامه تحقیقات کارآگاهان با سرقتهای مشابه مواجه شدند. در تمامی سرقتها زن جوانی بهعنوان مشتری فقط به سراغ آرایشگرهای خانگی رفته و به بهانهای آرایشگر را مشغول کاری کرده و دست به سرقت وسایل نقد و باارزش زده است. با توجه به مشابهت سرقتها، کارآگاهان مبارزه با سرقت دریافتند که تمامی سرقتها از سوی یک نفر انجام شده و به چهرهنگاری از متهم فراری پرداخته و تصویر فرضی زن جوان در اختیار تمامی واحدهای گشت قرار گرفت.
دستگیری زن سارق
در حالی که تحقیقات برای دستگیری زن جوان ادامه داشت، مردی با پلیس تماس گرفت و از دستگیری دزد خانهاش خبر داد. با تماس این مرد گروهی از ماموران مبارزه با سرقت پلیس شهرستان مشهد راهی محل شدند. زن جوانی توسط اعضای خانه دستگیر شده بود.
صاحبخانه به پلیس گفت: «آرایشگر خانگی هستم و مشتریانم برای انجام کارهایشان به طبقه همکف خانهام میآیند. امروز این زن به آرایشگاهم آمد و بعد از مدتی از من خواست برایش آب بیاورم، برای آوردن آب به آشپزخانه رفتم، اما زمانی که بازگشتم دیدم زن جوان در آرایشگاه نیست. ناگهان متوجه شدم که از طبقه بالا صدایی میآید. زن جوان که در جستوجوی آرایشگاه موفق نشده بود چیز باارزشی بهدست آورد، به طبقه بالا رفته بود و همسرم که خانه بود او را دستگیر کرد. بعد از آن هم با پلیس تماس گرفت و موضوع را اطلاع داد.»
به دنبال اظهارات زوج جوان، متهم دستگیرشده تحویل پلیس شد. زن جوان که خود را در دام پلیس میدید و حین دزدی دستگیر شده بود، به سرقتهای سریالیاش از آرایشگاههای خانگی در شهر مشهد اعتراف کرد.
گزارش کودکربایی
همزمان با اعتراف زن جوان به سرقتهایش، زوج جوانی درحالیکه دختربچه پنج سالهای را به همراه داشتند به یکی از کلانتریهای مشهد رفتند و از سرقت طلاهای دخترشان خبر دادند. زن به پلیس گفت: «روز گذشته دخترم در مقابل خانه در حال بازی بود که ناگهان متوجه غیبتش شدم. پنج ساعتی در خیابانها به جستجوی دخترم «شیدا» پرداختیم. شوهرم گفت به پلیس خبر دهیم، اما من میگفتم شیدا به دلیل سر به هوایی از محل دور شده و حتی یک درصد هم احتمال نمیدادم که دخترم قربانی نقشه سرقت شده باشد. در نهایت پس از ساعتها جستجو شیدا را در محلهای بسیار دورتر از خانهمان پیدا کردیم. دختر پنجسالهام در خیابان سرگردان بود و طلاهایش نیز به سرقت رفته بود. چون دیشب بچه خسته بود، تصمیم گرفتیم برای شکایت امروز اقدام کنیم.»
با توجه به آنکه کودک چند ساعت از خانوادهاش دور شده بود و از یکسو محل ترک او با خانه فاصله زیادی داشت و از سوی دیگر زن سارق با ترفند و به زور او را از خانه دور کرده بود، پرونده تحت عنوان آدمربایی و سرقت طلا مورد پیگیری قرار گرفت. بهدنبال شکایت زوج جوان، بازپرس پرونده به تحقیق از دختر پنجساله پرداخت؛ دختری که تنها شاهد ماجرا بود و میتوانست سارق طلاهایش را شناسایی کند. شیدا از زن جوانی صحبت میکرد که به بهانه خرید عروسک او را از خانه دور کرده و زمانی که شیدا به او اعتراض کرده که میخواهم به خانه برگردم، او به اجبار شیدا را از محل دور کرده بود. دختر پنجساله، مشخصاتی از زن سارق در اختیار بازپرس پرونده قرار داد که با مشخصات سارق آرایشگاههای خانگی یکی بود. به همین دلیل متهم جوان در مواجهه حضوری با شیدا قرار گرفت و از سوی او شناسایی شد. با برملاشدن این راز، زن جوان به سرقت طلاهای دختربچه اعتراف کرد و مدعی شد که قصد ربودن او را نداشته و تنها برای سرقت طلاها او را از خانهاش دور کرده تا براحتی بتواند نقشه سرقتش را اجرا کند. با توجه به اعترافات صریح متهم به سرقتها، بازسازی صحنههای سرقت و شناسایی تمامی شاهدان، پرونده این زن بعد از تکمیل تحقیقات، با صدور کیفرخواست به شعبه 133 مجتمع شهید قدوسی مشهد ارجاع داده شد. قاضی اماموردی با مطالعه این پرونده و اظهارات متهم حکم سنگینی برای زن جوان صادر کرد. او در رابطه با صدور این رأی میگوید: از آنجایی که متهم پیش از این به اتهام سرقت بازداشت شده و پس از آزادی جرایم متعددی را مرتکب شده است، که این جرایم شامل سرقتهای متعدد از آرایشگاهها، ربودن دختر بچه پنجساله و سرقت طلاست، طبق قانون به حداکثر مجازات محکوم میشود و با توجه به آدمربایی و سرقت او به 20 سال حبس محکوم شد. حکم صادر شده به دادگاه تجدیدنظر ارجاع داده شد و از سوی قضات این دادگاه نیز مورد تائید قرار گرفت.
هلیا نصرتی
نگاه کارشناس
متهمان آزادشده روی خط قرمز
حجت کیوانهاشمی ـ حقوقدان: بسیاری از متهمان پس از آزادی از زندان، نه تنها متنبه نشده و به زندگی عادی برنمیگردند، بلکه به سراغ کارهای خلافکارانه خود میروند و چهبسا با روشی شنیعتر آن را انجام میدهند. این متهمان که مدتی از زندگی خود را در حبس به سر بردهاند، شاید تصور میکنند که انسانهایی کارکشته شدهاند و دیگر دم لای تله مأموران نمیدهند، اما نمیدانند که ماجرا عکس این است و حتی اگر آنها خیلی ماهرانهتر از پیش نقشه کارهای تبهکارانهشان را اجرا کنند، پلیس همیشه یک قدم از آنها جلوتر است. دید دادگاه و حتی شهروندان نسبت به کسی که سابقه کیفری دارد تغییر میکند. جامعه با توجه به سابقهای که این فرد دارد او را مجرم میداند. بههمین دلیل چنین افرادی باید پس از آزادی خیلی مراقب باشند، اول آنکه روی خط قرمز قرار گرفتهاند و هر آن امکان دارد که به کارهای گذشته خود برگردند، که این بازگشت اغلب به واسطه بازگشت دوستان و همدستان سابق و وسوسههای آنها صورت میگیرد. از طرفی از دید جامعه آنها متهم هستند، بهطور مثال اگر در خانه وسیلهای گم شود و 10نفر در آن محل حضور داشته باشند، تمام افراد به فردی ظنین میشوند که سابقهدار است.»
نظر قوه قضاییه و پلیس نیز بههمین صورت است، اگر جرمی در منطقهای انجام شود باتوجه به مشخصات جرم آنها روی افراد سابقهداری متمرکز میشوند که شگردشان مشابه با جرم صورتگرفته باشد. بههمین دلیل متهمان نباید این مساله را فراموش کنند که نیازست پایش رفتاری بیشتری داشته باشند تا در مظان اتهام قرار نگیرند و چنانچه این افراد دوباره مرتکب جرمی شوند مجازات آنها از سوی قانون از حداکثر میزان مجازات بیشتر میشود.
براساس ماده 134 قانون مجازات اسلامی جدید در جرایم موجب تعزیر، هرگاه جرایم ارتکابی بیش از سه جرم باشد دادگاه برای هر یک از آن جرایم حداکثر مجازات مقرر را حکم میکند. البته این را هم باید در نظر گرفت که در صورت تخفیف به عنوان مثال خودمعرفی، قاضی میتواند در حکم صادر شده تخفیف در نظر گیرد. از طرفی این را هم باید در نظر گرفت که هر کسی به یکی از مجازاتهای تعزیری محکوم شود و از تاریخ قطعیت حکم مرتکب جرم شود به حداکثر مجازات یکونیم برابر آن محکوم میشود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....