یک روایت از کروبی و 2 برداشت از آسیب جریان های سیاسی در ایران

چرا یک جریان سیاسی منسجم که با همه مشکلات و فشارها، پس از رحلت امام (ره) سرپا ماند ، اکنون در شرایطی که قدرت زیادی در اختیار داشت ، سرنوشت فعلی را پیدا کرده است؛ این پرسش مهدی کروبی است که در نشست روز جمعه هواداران خود مطرح کرد.
کد خبر: ۷۳۷۹۱

کروبی البته خود پاسخگوی این پرسش بود ؛ «من فعلا نمی خواهم قضاوت کنم اما بعضی دوستان می گویند ، نقش عده ای این بوده که در انتخابات مجلس هفتم با تحریم انتخابات اختلاف افکنی کنند و در ریاست جمهوری با حضور و ایجاد تفرقه بین گروهها!... اگر ما حذف شدیم مشکل از دوستان خودمان بود... چیزی که برای من عجیب است این است که بعد از اتمام دوره ششم مجلس ، با یکی از بزرگان اصلاح طلب جلسه ای داشتیم . او خیلی ناراحت بود ، من هم برخی مسائل را مطرح کردم ، از جمله به برخی رفتارها در جبهه اصلاحات اشاره کردم و گفتم : 10 ، 20 نفر این سرنوشت را برای ما درست کردند. آن مقام محترم اصلاح طلب گفت : «چرا می گویید ، 10 ، 20 نفر؛» ایشان یک نفر از چهره های معروف اصلاح طلب را نام برد و گفت : همه بلاها را این یک نفر بر سر همه ما آورد». البته همان یک نفر در انتخابات ریاست جمهوری ، ضمن حضور فعال در تخریب و تضعیف روحیه بخشی از نیروهای اصلاح طلب ، همان روشهای سابق را ادامه داد و آن مقام محترم هم که همه مشکلات را از چشم این آقا می دید، یا سکوت کرد یا حرکاتی از خود بروز داد که آن افراد ادعا کردند حرکات آنها مورد تایید آن مقام محترم است و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری همین شد که می بینید! روایت خاص کروبی از دلایل شکست جبهه دوم خرداد و تفرقه و انزوای این جریان سیاسی در شرایط کنونی را می توان به طور عام روایتی از آسیب شناسی جریانهای سیاسی در ایران تلقی کرد. جریانهایی که به دلیل شرایط و فضای عمومی جامعه ، در مقاطعی خاص ، مورد اقبال عمومی رای دهندگان قرار می گیرند ، به قدرت می رسند اما پس از آن دچار آفتهای تفرقه و جدایی می شوند و در کوتاه زمانی از چشم مردم می افتند و به گوشه انزوا و تنهایی رانده می شوند. شاکله هر جریان سیاسی ، از 3 طیف اعتدال گرا ، افراطگرا و تفریطگرا تشکیل می شود. یک جریان سیاسی برای این که نماینده واقعی افکار و عقاید مردم جامعه خود باشد ، ناگزیر است که وجود این 3طیف را در بطن شاکله خود بپذیرد. آنچه که باعث تثبیت ، دوام و بقای یک جریان سیاسی می شود ، غلبه طیف اعتدال گرا به 2 بخش دیگر است و در غیر این صورت جریان مذکور ، مانند پر کاهی با هیجانها و احساسات افراط و تفریطگرایانه بی هدف به این سو و آن سو رانده و سرانجام در طوفان حوادث گم می شود. راه مصون ماندن یک جریان سیاسی از غلبه 2 طیف افراطگرا و تفریطگرا بر آن ، نقد مداوم از درون بخصوص در زمان در دست داشتن قدرت و نیز وسعت دادن به دامنه ارتباطات خود با مردمی است که از متن آنها به قدرت رسیده است . تجربه نشان داده است که جریانهای سیاسی هر موقع در ادوار انتخاباتی برنده شده اند ، این دو اصل مصونیت را به فراموشی سپرده اند. چنان که اعضای کلیدی این جریانها به دلیل دلمشغولی در مناصب و پستهای بدست آمده از مردم فاصله گرفته و در نتیجه از درک تحولات و تغییرات اجتماعی در دوره های بعدی انتخاباتی غافل مانده اند. کروبی در روایت خود از دلایل شکست جبهه دوم خرداد به این مساله نیز اشاره می کند: «ما که دایما در نقد قدرت صحبت می کنیم و حرف درستی هم هست ، باید در زمانی که در قدرت بودیم ، عملکرد دوستان خودمان را نقد می کردیم ، اما نکردیم . آقای خاتمی و آقای موسوی خوئینی ها ، باید وارد می شدند و جلسه می گذاشتند تا مشخص شود ، علت این اختلافات و تخریب ها چیست؛» آنچه که گفته شد ، قابل تعمیم به جریان اصولگرا نیز است . این جریان نیز از آفتهای افراط و تفریطگرایی در درون خود مصون نخواهد ماند و راه مصونیت از این دو آفت نیز نقد درون و ارتباط قوی و مداوم با پایگاه های مردمی است . شیوه رای اعتماد مجلس هفتم به اعضای کابینه دولت نهم نشان داد که این جریان ، بخوبی اسلوبهای نقد درون را می شناسد ، چنان که مخالفان جدی درخصوص برخی اعضای کابینه و برخی برنامه های رئیس جمهور ، از درون فراکسیون اصولگرایان برخاستند. ارتباط مداوم با مردم نیز از محورهای اصولی برنامه های رئیس جمهور عنوان شده است. این ارتباط گرچه در شروع کار دولت نهم پدیده ای ارزشمند و مبارک است ، اما حفظ و گسترش دامنه های آن در پایان دوره 4 ساله ریاست جمهوری ارزشمندتر است .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها