حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
هیچچیز برای پدربزرگها و مادربزرگها شیرینتر از این نیست که دوران پیری و ازکارافتادگی را در کنار فرزندان و نوهها بگذرانند، حتی کوتاه، هرچند دیر به دیر، اما دل آنها خوش است و راضی هستند به این که در چند صباح پایانی عمر حداقل این شانس را دارند که کانون گرم خانوادهای را کنارشان داشته باشند.
اما همین نزدیکیها هستند سالمندانی که دوران پیری و بازنشستگی را در شرایطی غمانگیز و البته سخت و دشوار سپری میکنند، سالمندانی که به هر دلیل در این روزهای پیری و ناتوانی محکومند به تنها ماندن و تنها زندگی کردن، اما ای کاش همه چیز همین تنها ماندن بود، چراکه اگر مشکل فقط این بود خیلی از بازنشستگان سالمند خود را عادت دادهاند به کنار آمدن با این شرایط.
چه قبلا ازدواج کرده باشند و حالا همسر از دست داده باشند و چه اصلا ازدواج نکرده باشند، یا آنهایی که تا هفت پشت آن طرفتر در این دنیا هیچ آشنای نزدیکی ندارند که در کنار او روزهای پیری را بگذرانند، چه آنهایی که محکومند به اقامت دورهای نزد فرزندانی که دائم در حال شکوه و شکایت از سختیهای نگهداری پدرو مادر سالمند خود هستند و...
خلاصه به هر دلیل که باشد ترس از تنهایی و بیپناه ماندن دغدغه بسیاری از سالمندان بازنشستهای است که به هزار و یک دلیل محکومند به زندگی اجباری در تنهایی.
این همان موضوع مهمی است که رئیس کانون کشوری بازنشستگان تامین اجتماعی نیز با اشاره به آن از نگرانیهای این روزهای آن دسته از سالمندان بازنشستهای میگوید که اتفاقا تعدادشان هم کم نیست .
علیاصغر بیات به جامجم میگوید از میان 2.5 میلیون بازنشسته تامین اجتماعی درصد قابل توجهی را افرادی تشکیل میدهند که به دلایل مختلف در تنهایی زندگی میکنند و همین شرایط تا جایی آنها را از بابت نداشتن حامی نگران کرده که تعداد زیادی از آنها مدتهاست در مراجعات و نامهنگاریهای خود با کانون بازنشستگان، درخواست ایجاد و راهاندازی آسایشگاههای مخصوص بازنشستگان تنها را داشتهاند. آنها این درخواست را از اینرو مطرح کردهاند که بتوانند بهعنوان آخرین تیر ترکش در شرایط خاص و وقتی دستشان از همه جا کوتاه شد و دیگر حتی نتوانستند خودشان به تنهایی از عهده کارهایشان برآیند حداقل بتوانند روی حمایت این مراکز حساب باز کنند .
به گفته بیات، بسیاری از این سالمندان یا بودجه کافی برای درمان، پرداخت کرایه خانه و تامین هزینههای خوراک و پوشاک خود را ندارند، یا آنقدر ناتوان شدهاند که برای گذران زندگی نیاز به کسی دارند که اموراتشان را به کمک او انجام دهند .
حتی هستند بازنشستگانی که توان مالی دارند، اما به گفته خودشان بهدلیل تنهایی و ازکارافتادگی نیاز به وجود یک مرکز خدماتی دارند تا در آنجا اقامت داشته باشند و در واقع در این مراکز از آنها نگهداری شود .
این مقام مسئول در کانون بازنشستگان، از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، دولت و مجلس در این زمینه درخواست کمک کرده و تصریح میکند: شاید ایجاد آسایشگاههای ویژه نگهداری از سالمندان بازنشسته در نگاه اول چندان مورد استقبال قرار نگیرد، اما واقعیت این است که این نیاز از سوی گروهی از جامعه بازنشستگان سالمند که بهدلیل شرایط خاص زندگیشان محکوم به زندگی در تنهایی و بدون حامی هستند، به صورت یک نیاز جدی درخواست شده است .
بنابراین ضروری است با نگاه منطقیتر به این موضوع همه سازمانهای مرتبط، از وزارت تعاون و رفاه گرفته تا سازمانهای حمایتی شامل بهزیستی و کمیته امداد، فرمانداریها، استانداریها، شهرداریها و کانونهای بازنشستگی در سراسر کشور رسیدگی به مطالبه بحق این گروه از سالمندان را جدی بگیرند.
با این حال، تنهایی و نبود مراکز حمایتی که بتواند حمایت همهجانبهای بهطور ویژه از سالمندان تنها داشته باشند، تنها مشکل جمعیت بازنشسته کشورمان نیست.
هنوز هستند بازنشستگانی که با وجود کهنسالی همچنان در خانههای استیجاری زندگی میکنند، یا بازنشستگان بسیاری که علاوه بر هزینه زندگی خود به ناچار در تامین مخارج یک زندگی دیگر نیز مشارکت دارند.
اینها را بگذارید در کنار شرایط سخت بازنشستگانی که باید با حقوق بخور و نمیر بازنشستگی خرج تحصیل یک یا چند فرزند دانشجو را بپردازند، هزینههای سنگین درمان خود و همسرشان را تامین کنند و...
و از همه بدتر اینکه هنوز هم هستند بازنشستگانی که با وجود پا به سن گذاشتن برای تامین هزینههای زندگی چارهای ندارند جز اینکه به جای نیمکتنشینی در پارکها شغل دومی اختیار کنند تا هشتشان در گرو نهشان نماند.
بیست و هشتم مهر، روز بازنشستگان و خانواده بهانهای است تا دستگاههای حمایتی یک بار دیگر شرایط ویژه این گروه از افراد جامعه را که اکثرشان از اقشار آسیبپذیر و در طبقه متوسط و حتی پایینتر از آن هستند، فراموش نکنند و برای حل مشکلات و دغدغههایشان همت بیشتری به خرج دهند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....