نوانما جاجم نوانما کد خبر: ۷۲۸۵۵۲   ۲۶ مهر ۱۳۹۳  |  ۱۰:۵۳

تفاوت گروه‌های موسیقی در دهه 50 با گروه‌های امروزی

موسیقی دهه 50، آنها و ما

جام جم نوا:‌ چهل، پنجاه سال پیش! وقتی می‌گوییم همین پنجاه سال پیش انگار از دیروزی حرف می‌زنیم که همه چیز در عرصه هنر و ادبیات آرمانی‌تر به نظر می‌آمده است؛ شاعرش، قصه‏‌نویسش، فیلمسازش، خواننده‌اش، حتی نقاش و نوازنده‌اش. به نظر می‌رسد محیط‌های فرهنگی و هنری در دهه 40 نوعی زایایی و نبوغ را برای اهالی‌اش به همراه داشته. نبوغی که حتی کم‌استعدادترین آدم‌های آن نسل را برای آیندگانی که ما باشیم به الگوها و شاخص‌های بی‌بدیلی تبدیل کرده است که یا بخشی از تاریخ کتاب‌های درسی‌مان را تشکیل داده‌اند یا آثارشان هر آن‌چیزی است که باید درباره محیطی که در آن فعالیت می‌کنیم، بدانیم. Volum را پایین‌تر بیاورید تا این تفاوت را بیشتر درک کنید. این گزارش نگاهی دارد به فضای برساخته از گروه‏‌های موسیقی در آن سال‏‌ها می‏‌پردازیم که گروه و باند می‏‌توانست با کار گروهی، تولیدات درخوری داشته باشد و به مواردی از سال‏‌های اخیر اشاره می‏‌کنیم که تقریبا هیچ‏یک از گروه‏‌ها نمی‏‌توانند گروه بمانند و سریع از هم می‏‌پاشند.

موسیقی دهه 50، آنها و ما

روند تولید موسیقی و کلام، در اصل روندی گروهی است. یعنی کم‏تر پیش می‏‌آید که یک قطعه موسیقی تک‏‌نفره تولید شود. اغلب پروسه تولید موسیقی، نیازمند همکاری ترانه‏‌سرا، آهنگ‌ساز، تنظیم‏‌کننده، صدابردار، خواننده و ... است. از این روست که کار گروهی، فی‏‌نفسه در عرصه موسیقی معنای سرراست‏‌تری دارد. هر چند پس از تولد موسیقی الکترونیک و به اصطلاح سمپِلی شما می‏‌توانید پشت کیبورد کامپیوترتان بنشینید و همه کارها را دست کم از آهنگ‌سازی و نوازندگی تا تنظیم و خوانندگی خودتان به تنهایی انجام دهید.

خوانندگان دهه پنجاهی اغلب با ترانه‌سرا، آهنگ‌ساز و تنظیم‌کنندگانی یکسان همکاری می‌کردند که خود نام‌هایی آشنا بودند و در اکثر قریب به اتفاق آلبوم‌ها کنار نام خواننده، نام‌شان روی کاور آلبوم آمده است. حتی در این سال‏هاست که تصور عمده مبنی بر این‏که صاحب یک اثر موسیقی، خواننده آن است از بین می‏‌رود و نام ترانه‏‌سرا و آهنگ‌ساز به عنوان خالقان اثر روی جلد می‏‌آید؛ فرایندی که امروزه و پس از گذشت بیش از چهار دهه شاهد افول آن هستیم.

گروه‌های موسیقی در دهه‌های 40 و 50 مفهوم دیگری از کار مشترک و گروهی را به علاقه‌مندان و دنبال‏‌کنندگانشان نشان می‌دادند. مفهومی چون ارائه اثری حرفه‌ای در قالب ثابت حرفه‌ای‌ها! چیزی که شاید کمتر در میان خوانندگان امروزی به چشم بخورد. البته این امر در میان آلبوم‌های پاپ ظهور و بروز بیشتری دارد. از آن‌جایی که عرصه پاپ در موسیقی عرصه وسیع‌تر و پر مخاطب‌تری است، افراد بیشتری نیز در گرایش به موسیقی به این عرصه کشانده می‌شوند.

پاپ‏‌خوانانِ این روزها مانند تیم‌های فوتبال کشورهای عربی که به محض شکست در یک بازی، مربی خود را تعویض می‌کنند، با شکست یک ترانه و آلبوم میان شنوندگان و اهالی موسیقی؛ ترانه‌سرا، تنظیم‌کننده و نوازنده‌‌شان را تغییر می‌دهند و با این کار یک قدم از عرصه موسیقی حرفه‌ای فاصله می‌گیرند، زیرا مدام در حال آزمون و خطایند. این در حالی است که در گذشته گروهی که با هم یک آلبوم را به بازار می‌فرستادند، نام‌هایشان به قدری آشنا و لاینفک از یکدیگر بود که با پخش تک‏‌آهنگی، کار گروه قدیمی در شمایلی نو و با نام‌هایی تکراری رونمایی می‌شد و تداعی‏‌گر یک امضای تثبیت‏ شده بود. مثلا اعتقاد بر این بود که ترانه فلانی راست کار کوروش یغمایی است یا برای فلان خواننده انگار باید فقط بابک بیات آهنگ‌سازی کند. اینها تبدیل به نوعی امضا شده بود؛ امضایی که پس از ممارست و خلأیابی و آزمون و خطاهای بسیار به دست آمده و تثبیت شده بود. همین امر نیز باعث شده بود بستر کوچکی از نام‌های آشنا در کنار هم فعالیت کرده و همگی با هم به شهرت برسند. کسی با نام و برند دیگری معروف نمی‏‌شد. اغلب با هم شروع می‏‌کردند و شاهد رشد همدیگر بودند. در حالی که امروز دیگر این‌گونه نیست. تازه‏‌کارها اگر خواننده باشند، دنبال ترانه‏‌سراهای معروفند تا آلبوم‌شان با او دیده شود و ترانه‏‌سراها هم سراغ خواننده‏‌هایی می‏‌روند که جزو نام‏‌های معتبرند تا برای خودشان از این طریق اعتباری کسب کنند. از سوی دیگر، اغلب، اسمی که به عنوان ترانه‌سرا در آلبومی معرفی می‌شود گاهی با همان آلبوم به خاطره‌ها پیوسته و گاه فراموش می‌شود و این مانع از آن است که نامی تا آن اندازه حرفه‌ای شود که به میان آمدنش نوید کار گروهی جدیدی باشد. این شاید به آن معناست که کار گروهی در عرصه‌های هنری دیگر معنای گذشته خود را از دست داده است. هرچند نباید از سویه سلبی تشکیل "باند" هم غافل بود. این مفهوم منفی از آن روست که ما اولویت را نه بر اساس کیفیت‏‌های اثر و صرفا مبتنی بر نام‏‌هایی که دوست داریم با آن‏ها کار کنیم و به اصطلاح در باند ما هستند، تعریف کنیم. البته موسیقی از آن رو که هنوز از "باند" به عنوان اصطلاحی عمومی و نه در معنای منفی آن استفاده می‏‌کند، کم‏تر در معرض این‏گونه نقدهاست.
مثلا فرهاد مهراد در طول دوران فعالیت موسیقیایی‏‌اش در کل با سه ترانه‌سرا و دو آهنگ‌ساز کار کرد. مثلا "جمعه"، "شبانه"، "گنجشکک اشی مشی"، "کودکانه"، "ریمیکس"، "شبانه۲"، "مردتنها"، "وحدت(محمد)" و ... همه را یک‌نفر آهنگ‌سازی کرد و ترانه "جمعه"، "مردتنها"، "هفته خاکستری"، "ریمیکس"، "آوار" و "کودکانه" ترانه‌های یک ترانه‌سرا بود.

اختلاف است اختلاف است اختلاف

سراغ چند خواننده موسیقی پاپ امروز می‏‌شود رفت و بررسی کرد که آنها آیا تاکنون توانسته‏‌اند بنابر تعاریف مرسوم گروه یا باند، دست به کار گروهی امضادار بزنند یا نه. در چند خواننده‏ای که به بررسی آنها پرداخته‏‌ایم، با اینکه آنها جزو مطرح‏‌ترین‏‌ها هستند، نشانی از گروه به آن معنا نیست. البته می‏‌شد در این میان به محسن چاووشی اشاره کرد که توانست بعد از ترانه‏‌های "سنتوری" چند اثرش را با ترانه‏‌سراها و آهنگسازهایی که به تیپ او کاملا می‏‌خوردند تولید کند و می‏‌توانست نمونه‏‌ای از کار گروهی تثبیت‏‌شده ارائه کند و یادآور گروه‏‌های دهه 50 باشد، اما او هم با اختلافاتی که با برخی همکارانش پیدا کرده، از این راه به درشده چنان‏که امیر ارجینی، ترانه‏‌سرای تعدادی از آثار او گفته بود که همکاری آن‏ها به خاطر برخی اختلافات قطع شده است.

در خوانندگانی که آثارشان را بررسی کرده‏‌ایم نام‏‌ها در آثار تکرار نمی‏‌شوند و هر اثری که از آنها بیرون می‏‌آید یا بر اساس سلیقه خواننده دنبال‏‌کننده ایده‏‌های قبلی است یا یکسره در هر کار با تجربه تازه اما جانیفتاده‏ای طرف هستیم:


دیگه باهات کار نمی‏کنم

بنیامین بهادری تاکنون سه آلبوم به نام‌های بنیامین ۸۵ و بنیامین ۸۸ و بنیامین 93 و چندین تک‌آهنگ عرضه کرده است. اولین اثر رسمی بنیامین آلبوم ۸۵ بود که تراک‏هایش به صورت اتفاقی توسط تنظیم‏‌کننده آلبوم لو رفت. ترانه‌سرای این آلبوم سید فرید احمدی و تنظیم، اثر نیما وارسته بود. دومین اثر بنیامین، ۸۸ بود و تنظیم را این‌بار به پیام شمس سپرد. محسن رجب‌پور، مدیر برنامه‌های بنیامین که در دو آلبوم گذشته وی را همراهی می‌کرد در آلبوم سوم دیگر همراه وی نیست. رجب‌پور دیگر مدیر برنامه و تهیه‌کننده آلبوم سوم بنیامین هم نیست.

هر اثر به مثابه یک شوک

فرزاد فرزین موسیقی حرفه‌ای را در سال ۱۳۷۷ با "گروه کروز" شروع کرد. امّا به دلایل شخصی گروه را به قصد کار کردن روی آلبوم نخست خود "شراره" ترک کرد. آهنگسازی قطعه‌های شراره بر عهده یاشار صباحی و علی ثابت بود و ارژنگ حقانی آن را تنظیم کرده بود. آلبوم دوم فرزین، که "تعقیب" نام داشت، با تنظیم دوباره آهنگ‌های غیررسمی او توسط اشخاصی که هویت آنها ناشناس است، غیر رسمی منتشر شد. پس از این او به دنبال تیم جدیدی از آهنگساز و تنظیم‌کننده رفت تا روی آلبوم دیگری که "شوک" نام گرفت کار کند. شوک در سال ۱۳۸۷ به آهنگسازی فرزاد فتاحی و شهاب اکبری تنظیم شد و ترانه‌هایش را بابک صحرایی، داریوش شهریاری، فوژان برقیان و خود فرزاد فرزین نوشتند. او در این آلبوم با تنظیم‌کنندگانی چون پدرام کشتکار و کوشان حداد کار کرد. "شانس"، اثر بعدی او بود که اسفندماه ۱۳۸۸ عرضه شد با ترانه‌هایی از یاحا کاشانی، زهرا عاملی، روزبه بمانی و خود فرزاد فرزین. مجید رسایی، انوشیروان تقوی و عباس لطیفی هم آهنگسازان این آلبوم بودند و کوشان حداد، انوشیروان تقوی، مهران خلیلی، نوید سپهر و عباس لطیفی تنظیم‌کنندگان‌اند. پس از این هم نام‌ها در آثار او تکرار نمی‌شوند.


من که عاشقت نبودم

رضا یزدانی در سال 82 با "پرنده بی‌پرنده" به موسیقی ما معرفی شد. این آلبوم را حمیدرضا صدری تنظیم کرده بود. یزدانی تنظیم آلبوم دومش "هیس" را در سال 86 خود انجام داد. او که در دو آلبوم نخست، یغما گلرویی برایش ترانه‌سرایی کرده در آلبوم سوم "ساعت 25 شب" غیر از یغما گلرویی با علی کمارجی‌نژاد، آرمین ابراهیمی، پدیده نیشابوری، حمید زاهدزاده، سیاوش میرزایی و مرتضی امیری با تنظیم بهروز پایگان، آرش زمانیان، فرزین قره گزلو، میلاد عدل خاص، بهروز پایگان کار کرد. یزدانی وقتی به آلبوم "ساعت فراموشی" رسید مدتی بود که با یغما گلرویی کارد و پنیر بود تا آن‏جا که این دو بارها همدیگر را در مصاحبه‏‌ها و نوشته‏‌هایشان نوازش کردند. یزدانی در این اثر از مهدی ایوبی، داوود مردانی، اندیشه فولادوند، حسن علی‌شیری، امیر جمشیدی، سروش دادخواه و میثم یوسفی، علیرضا باران، پویا بوترابی، گلبرگ شعبانی و ... ترانه خرید و تنظیم کارهایش را آرش زمانیان، عدل خاص و بهروز پایگان به عهده داشتند. یزدانی در "خاطرات مبهم" نیز که سال 91 منتشر شد ترانه‌هایی از علیرضا باران، اندیشه فولادوند، احسان گودرزی و قیصر امین‌پور را خواند. اما خبری از هیچ‌یک از تنظیم‌کنندگان گذشته نبوده و کارن همایون‌فر آن را تنظیم کرد.(هنرآنلاین)

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل: