حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
***
این روزها مشغول کار تازهای هستید؟
بله. در حال انجام ویراستاری پایانی کتاب تازهام هستم که بزودی منتشر میشود.
کمی درباره این کتاب توضیح دهید.
این کتاب را در ادامه سهگانهای نوشتهام که قبلا منتشر کردهام. «شب و قلندر»، «ای کاش گل سرخ نبود» و «شباویز» تاکنون منتشر شده است و این کتاب در ادامه این سه جلد منتشر خواهد شد.
پس این کتاب هم مانند سه جلد گذشته به موضوع تاریخ معاصر میپردازد.
بله. در جلد سوم اتفاقاتی از سالهای 1304 تا 1320 روایت میشد و در این جلد اتفاقاتی از سالهای 1320 تا 1357 روایت خواهد شد.
نام آن چیست؟
به احتمال زیاد نامش «شانزده سال» خواهد بود اما شاید این اسم را تغییر دهم.
ناشر کتاب کیست و چه زمانی منتشر خواهد شد؟
این جلد را هم مانند سه جلد قبل به انتشارات سوره مهر میسپارم و فکر میکنم تا پایان امسال منتشر شود.
از فعالیت هایتان در عرصه سفال چه خبر؟
در حال کار هستم و چند پروژه در دست دارم.
چند سالی میشود نمایشگاهی از آثارتان برگزار نکردهاید. قصد ندارید نمایشگاهی از آثار تازهتان برپا کنید؟
من تاکنون بیش از 60 نمایشگاه سفال داشتهام و فکر میکنم در این زمینه خیلی فعالیت داشتهام. به همین دلیل قصد ندارم نمایشگاه تازهای برگزار کنم و بیشتر دنبال این هستم که یک محل دائم برای کارهایم پیدا و آثارم را به آنجا منتقل کنم.
شما هم داستان مینویسید و هم در عرصه هنر سفال فعالیت میکنید. کمی درباره این دو انتخابتان توضیح دهید.
انسان عمر کوتاهی دارد و تجربهای محدود که نسبت به هستی هیچ است. من به عنوان نویسنده خیلی چیزهای کمی نوشتم، اگر بخواهیم کل زندگی انسان را بنویسیم، گمان نمیکنم بتوانیم تاریخنگاری کنیم، بلکه بهتر است بهجای آن هویت انسانی را پیدا کنیم.
سفال هم مانند نویسندگی حکایتی انسانی دارد. من یا هرکس دیگری که با گل کار میکنیم، در این هنر دنبال انسان میگردیم. ممکن است گل شکل انسان نباشد اما سفال هم برای من مانند داستان است. طرح روی جلد کتاب «شب و قلندر» من هم طرحی سفالی و کار خودم است و ویژگی سفال خیلی خوب موقعیت داستان را شرح میدهد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....