رضایت معلم، لازمه مدرسه بانشاط

آموزگاری و آموزشگری را باید در میان پیشه‌های گیرا و باجاذبه دسته‌بندی کنیم یا میان حرفه‌های خسته‌کننده و ناگیرا؟
کد خبر: ۷۱۸۲۹۰

این که آموزگار با آغاز هر سال کم و بیش با درس‌های تکراری سال‌های گذشته و آموزش آنها درگیر می‌شود، این که حرفه آموزگاری از نظر اقتصادی پردرآمد نیست، این که در محیط مدرسه و تصمیم‌های آموزشی، آموزگار نقش چندانی ندارد و فقط انجام‌دهنده فرمان بالادست‌هاست، این که گاه در کتاب‌های درسی باید چیزی را آموزش دهد که درست نمی‌داند و کمتر در نوشتن کتاب‌های درسی نقش دارد و کمتر می‌شود یکی از نویسندگان کتاب‌های درسی باشد و ... نشانه‌های این است که می‌شود این حرفه را کم‌جاذبه دانست.

اما این همه آن چیزی نیست که در دنیای آموزش می‌گذرد و می‌توان از آن سخن گفت چون آموزشگری، چهره دیگری نیز دارد. سر کلاس که حاضر می‌شوی اگر خود اهل اندیشیدن باشی، می‌توانی از اندیشه‌ها و اندیشیدن سخن بگویی، از اخلاق انسانی و دوست داشتن سخن بگویی،از کشف و دریافت معناهای نو حرف بزنی و البته از همه اینها لذت ببری.

می‌توانی ـ دست‌کم باید بکوشی تا بتوانی ـ همه دشواری‌های زندگی‌ات را فراموش کنی و به آموزش و یادگیری بپردازی. باید بتوانی یاد بدهی و یاد بگیری و برق شادی را در چشم‌های دانش‌آموزانت ـ گیریم در میان سی چهل دانش‌آموز کلاس شلوغ‌ات، فقط در چشمان دو سه نفرـ ببینی.

آموزش می‌تواند به زندگی تو و دانش‌آموزانت معنا ببخشد و باعث شود احساس مفید بودن داشته باشی. از این رو آموزشگری پیشه‌ای زنده و گیراست.

پس براستی آموزگاری چگونه پیشه‌ای است؟ گیراست یا بدون جاذبه و خسته‌کننده؟ می‌توان گفت بستگی دارد؛ بستگی به خودت دارد، به مدیر و مدرسه و کتاب درسی‌ات، به ساختار آموزشی کشورت و به چیزهای زیاد دیگری بستگی دارد.

اما هم‌اکنون که به زمان گشایش مدرسه‌ها نزدیک می‌شویم، چه کنیم که به گفته مسئولان آموزش و پرورش، گشایش و آغاز مهری با شور و نشاط داشته باشیم؟ و بویژه چه کنیم که آموزگاران با انرژی و باانگیزه بیشتری در کلاس‌های درس حاضر شوند؟

دست‌کم این است که در روز نخست مدرسه، مدیر زمانی را با آموزگارانش سپری کند. به آنها خوشامدی بگوید و با روی باز از آنها استقبال کند. بر نقش مهم آموزگاران در پرورش دانش‌آموزان تاکید کند و همچون یک آموزگار و با اذعان به همه سختی‌های زندگی یک معلم در زمانه فعلی بر نقش همکاری و فضای دوستانه مدرسه در پیشبرد آموزش و پرورش دست بگذارد. مدیر باید روحیه همکاری داشته باشد و این را در همان روز نخست به نمایش بگذارد.

اما اینها برای همان روز یا روزهای نخست است و به اصطلاح برای زمانی کوتاه. اما در بلندمدت چه باید کرد؟

روشن است اگر آموزگاری با انگیزه می‌خواهیم نخستین شرط آن تامین هزینه‌های زندگی اوست. به آموزگاران باید حقوقی فراخور یک زندگی آبرومندانه داد. آموزگار نباید احساس تبعیض کند، باید احساس کند که مسئولان بالادست دلنگران عدالت‌اند و به حرفه او (در عمل و نه در شعار و سخن) اهمیت می‌دهند. یادم نمی‌رود روزی همکاری می‌گفت چرا ما باید در خانه همیشه از حقوق ناچیز و بدبختی و نداری سخن بگوییم؟ چرا فرزندان ما نباید میوه‌های باکیفیت بخورند؟ او یک روز شماره تلفن همراه خودش را روی تخته‌سیاه نوشته بود و به بچه‌ها گفته بود اگر کلاس خصوصی می‌خواهید این شماره تلفن من است. این همکار معتقد بود گرچه این قبیل کارها از شان معلم می‌کاهد، اما وقتی در اثر تنگناهای مالی، شان چندانی برایش نمانده، دیگر نگران شان بودن چه اهمیتی دارد.

اما برای انگیزه بخشیدن به آموزگاران، مساله فقط در حقوق ناکافی خلاصه نمی‌شود. «الفی کهن» یکی از اندیشه وران گستره روان‌شناسی و علوم اجتماعی برای افزایش انگیزه‌های درونی بر سه اصل محتوا، همکاری و اختیار تاکید می‌کند. محتوا یعنی این که کار فرد،بی معنا، بیخود و بی‌هدف نباشد. آموزگار باید احساس کند کارش معنا دارد، کتاب درسی اش معنا و مفهوم دارد و با زندگی خودش و دانش‌آموزانش در پیوند است.

کتاب درسی اگر ساز خودش را بزند و واقعیت زندگی و آنچه در جامعه می‌گذرد ساز خود را، از معنا می‌افتد و آموزش آن برای آموزگار خسته‌کننده می‌شود؛ دانش‌آموز را هم از آموزش بیزار می‌کند. آموزگار باید خود را در نوشتن کتاب درسی شریک بداند.

سپهر آموزش باید سپهر همکاری باشد، نه رقابت و مچ‌گیری. مدیری که فقط به دنبال نقطه ضعف آموزگار است، نمی‌تواند فضای آموزشی شایسته‌ای به وجود آورد. یکی از کاستی‌های بزرگ طرح رتبه‌بندی معلمان که از دولت دهم آغاز شد و در این دولت هم از سوی مسئولان آموزش و پرورش پیگیری می‌شود، این است که بر رقابت میان آموزگاران استوار است در حالی که آموزش و پرورش همه‌جانبه، نه با رقابت بلکه با همکاری پیش می‌رود.

برای بهسازی آموزش و پرورش و انگیزه بخشیدن به آموزگاران باید پس از بهبود وضع اقتصادی آنان بر افزایش انگیزه‌های درونی شان تاکید کرد. باید کاری کرد که آموزگاران به پژوهش بر درس‌هایی که تدریس می‌کنند، بپردازند (درس‌پژوهی) و نه به افزایشی نسبی در حقوق خود یا حضور در مسابقه مدرک بالاتر گرفتن.

اما بگذارید این نوشته را کمی به صورت نامعمول به پایان برسانیم. در حال حاضر اگر مسئولان آموزش و پرورش به افزایش شور و نشاط مهر می‌اندیشند، بهتر است دو کار فوری انجام دهند؛ یکی قرارداد بیمه طلایی فرهنگیان را بهبود بخشند و دست‌کم به شرایط سه چهار سال پیش برگردانند و یکی هم اضافه کار اردیبهشت و خرداد فرهنگیان (به علاوه حق‌التدریس‌های عقب‌افتاده) را پرداخت کنند که شرایط سخت تنگ است.

مهدی بهلولی ‌/‌ کارشناس آموزش و پرورش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها