حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ماجرا به نظر در نظام ارباب و رعیتی یا سلطانی ریشه دوانده در فرهنگ ایرانی بستگی دارد. نظامی 2500 ساله به این زودیها مردم را رها نخواهند کرد مخصوصا اگر در نظر بگیریم که اولا تیمهای ورزشی پرطرفدار در ایران دولتی هستند و از این رو، مربی یا بازیکن هیچ نیازی به پاسخگویی به هواداران خود نمیبیند. به این صورت او فقط در برابر مدیران پاسخگوست و اساسا برای هوادار شأنی جز تماشاگری قائل نیست.
اگر هم دیده میشود که تماشاگران در برهههایی تاثیرگذارند، ماجرا به لیدرها و باندهای درون تماشاگران مربوط است که خود یکی از نتایج فرهنگ سلطانی است. در فرهنگ سلطانی، هر فرد تعدادی ندیم دارد تا در اطراف او باشند؛ برای او تبلیغ کنند، کارهای شخصی او را انجام دهند و با مخالفانش برخورد کنند.
درست مثل چیزی که در تیمهای ورزشی امروز ایران و در کنار افراد مشهور و دارای لقبهای بزرگ دیده میشود. پس میتوان نظام ارباب و رعیتی یا سلطانی در نظام فعلی فوتبال ایران را محصول یک فرهنگ سلطانی در مردم، دولتی بودن تیمها و پاسخگو نبودن افراد فعال در تیم و نیز رابطه شبه مراد و مریدی یا ندیمی در تیمها دانست.
جالب است دقت شود که همین وضع در مورد برخی از شخصیتهای مذهبی هم وجود دارد. مثلا در صورتی که عمر اباعبدالله الحسین(ع) صرف مبارزه با سلطنت و خودکامگی شده است و در این راه جان خود را فدا کردهاند، در نهایت بیدقتی، برخی ایشان را با نامهایی چون ارباب، سلطان و پادشاه صدا میزنند که علاوه بر اینکه دارای بار کاملا ضدفرهنگ اهل بیت است؛ از هیچ یک از معصومین و فضلای اسلامی هم منقول نیست.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....