شاعران جوان، اینبار به نام عشق، یک دشت دویدهاند و گاه با ابیات خیرهکنندهای، یکهتازی کردهاند. بیتردید در آینده نام تعدادی از این عزیزان را بیشتر خواهیم شنید.
آنچه با خواندن مجموعههای «اینبار به نام عشق» و «یک دشت دویدن» به چشم میآید، انرژی زیادی است که اگر مجال بروز پیدا کند و تداوم یابد برخی از این شاعران جوان را بهعنوان شاعرانی با زاویه دید خاص و تاثیرگذار در فرآیند شعر معرفی خواهد کرد. تسلط بر دستور زبان فارسی که بیشک لازمه نوشتن است، در کنار دایره واژگانی نسبتا گسترده، تخیل همراه با اندیشه، استفاده از ردیفهای نو و کمتر استفاده شده و ظریفبینیهای ناشی از آن در بیشتر اشعار این مجموعه، نویددهنده روزهای خوش در آتیه ادبی کشور است. اندیشه و در پی آن زبان پاک و پیراسته یکی از ویژگیهای بارز اشعار این دو مجموعه است و مایه خرسندی است که این طیف وسیع از شاعران جوان گرفتار جریانهایی نشدهاند که بزرگترین هنرشان ترویج نبایدهاست....
هرچند اشعار پیشرو در قالبهای مختلفی اعم از غزل، رباعی، چهارپاره، ترانه، نیمایی، آزاد و طرح است، تراوشات ذهنی و ذوقی این شاعران جوان که متولد سالهای 1364 تا 1376هستند، بیشتر در قالب غزل نمود یافته؛ قالبی که همواره جایگاه رفیع خود را میان دیگر قالبهای نو و کهن حفظ کرده است.
آنچه در برخی اشعار به چشم میآید، این است که پرداختن به بازیهای زبانی مانع توجه شاعر به اندیشه نشده است. این ابیات موید این مطلب است:
من نشان صلح از موی سپیدم داشتم / ناگهان چشمی سیاه افروخت جنگ تازهای (محمد بهشتی ـ یک دشت دویدن ـ ص27)
کم مانده کمی مانده به وصل تو بمیرم / آخر خودمانیم کم ِ بیتو زیاد است (نوید اسماعیلزاده ـ یک دشت دویدن ـ ص18)
جنگ را شطرنج میدانند شاهان دلیر / شرط میبندند گاهی بر سر سربازها (امیر تیموری ـ اینبار به نام عشق ـ ص 22)
به یاد چشم تو روزی سه بار میخوردم / یک استکان از حسرت، دو استکان از شوق (سیدعلی رکنالدین ـ این بار به نام عشق ـ ص40)
از میان حدود 40 رباعی موجود در این دو دفتر نیز به اشعاری برمیخوریم که نشاندهنده شناخت خوب شاعر از رباعی و ظرفیت بالای این قالب کوتاه است. این دو رباعی مشتی است نمونه خروار:
یک عمر خوشی با غم ناچیز یکی ست
چون میگذرد تلخ و دلانگیز یکی ست
چون کاج دلم زنده به عشق است هنوز
عمری ست مرا بهار و پاییز یکی ست (صادق کرمی پیکانی ـ اینبار به نام عشق ـ ص79)
کس غیر تو رهسپار این جاده نشد
اینگونه برای مرگ آماده نشد
ای برگ به باد رفته! غیر از تو کسی
بر چوبه دار خویشتن زاده نشد (حمیدرضا نظری ـ اینبار به نام عشق ـ ص90)
در کنار محاسنی که ذکر شد یادآوری چند نکته ضروری است:
از بین 128 شاعری که اشعارشان در این دو مجموعه آمده است، تنها نام 22 بانوی شاعر دیده میشود. این نکته باتوجه به حرکت سریع شعر زنان در سالهای اخیر جای تامل دارد. امید است دوستان گرانقدر در نهادهای مربوط ازجمله شهرستان ادب به ریشهیابی و رفع این نقیصه بپردازند.
تقلید ابتدای کار چندان مذموم نیست، چون هنرمند نوپا در حال محک زدن خویش و آزمون و خطا کردن است، اما توقف در این جایگاه پسندیده نیست. پس بهتر است هر هنرمندی پس از طی مراحلی به فکر انتخاب دیدگاه و زبان خاص خود بیفتد.
فراموش نکردن اصالت و توجه به خرده فرهنگها فرصتی ارزشمند برای شاعران جوان است تا از ظرفیتهای نهفته در زبان، گویش، لهجه، آداب و رسوم، نقاط دیدنی و... زادگاه خویش بهعنوان عاملی مهم در غنای شعر خویش بهرهمند شوند. البته شاعری در این راه موفق است که نه به صورت سطحی که به طرز هنرمندانه و چندلایه از این عناصر استفاده کند.
شاعران جوان در این دو مجموعه نگاههای تازهای به موضوعات پر بسامد داشتهاند و امید میرود در آینده شاهد پرداختن این عزیزان به موضوعات نو و متفاوت باشیم. فردایتان روشنتر از امروز باد!
کبری موسوی قهفرخی / شاعر و منتقد