گفت‌وگو با کلایو اوئن، بازیگر «تجارت جهانی»

دوست ندارم نقش شخصیت​​های خوب را بازی کنم

کلایو اوئن، بازیگر پنجاه ساله سینما، اصلیتی انگلیسی دارد و مثل بسیاری از دیگر بازیگران هموطن خود، بیشتر به سراغ نقش‌هایی می‌رود که چالش‌برانگیز است و بازی در آنها، کار چندان ساده‌ای نیست. همان طور که خودش هم در گفت‌وگوی زیر می‌گوید؛ به دنبال بازی در نقش آدم‌های متفاوتی است که شباهت زیادی به دیگران ندارند و خاص هستند.
کد خبر: ۶۹۲۲۴۵

اوئن در خانواده‌ای کارگر بزرگ شد و ورودش به دنیای سینما بسیار سخت بود، اما زمانی که منتقدان و تماشاگران سینما او را روی پرده سینما دیدند، گفتند یک بازیگر مولف تازه به جمع بازیگران جوان سینما اضافه شده است. در کنار بازی در نقش‌ ارنست همینگوی، در فیلم تلویزیونی «همینگوی و گلهورن» این بازیگر انگلیسی در فیلم‌هایی مثل بچه‌های انسان، دومین ارتفاع، همسر مرد ثروتمند، پارک گوسفورد، سین‌سیتی 1 و 2، الیزابت: عصر طلایی و مرد درونی بازی داشته است. در درام دلهره‌آور سیاسی تجارت جهانی که هفته قبل از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد، او در نقش یک مامور اینترپل به نام لوئیس سالینجر بازی می‌کند. در قصه فیلم، او تلاش دارد پرده از نقش یک انستیتوی سرمایه‌گذاری بین‌المللی در زنجیره معاملات غیرقانونی و پرسود بین‌المللی اسلحه بردارد.

چه نوع فیلمنامه‌هایی را بیشترمی‌پسندید؟

فیلمنامه‌هایی را که در درون خود درگیری و تضاد دارد. آنها چالش‌های مهمی را پیش روی بازیگر و تماشاچی می‌گذارند. این فیلمنامه‌ها الزاما برای من نوشته نشده‌اند، ولی می‌توانم خودم را با آنها همراه کنم. هر فیلمنامه‌ای که با تضاد همراه است، در خودش درام دارد. این درام کمک می‌کند تا چرخ قصه به جلو برود و شخصیت‌های درون آن، فرصت بهتری برای عرض‌اندام پیدا کنند. شما در مقام بازیگر، لایه‌های درونی و زیرین قصه را پیدا می‌کنید و دست به شخصیت‌پردازی می‌زنید. برای شما هم به عنوان بازیگر، چالش‌های زیادی را این نوع فیلمنامه‌ها به‌وجود می‌آورد.

تجارت جهانی هم یک از همین فیلمنامه‌هاست؟

دقیقا. هر چه قصه فیلمنامه جلوتر می‌رود، کاراکتر من در آن متوجه موضوعات و چیزهایی می‌شود که تا قبل از این، چیزی درباره‌شان نمی‌دانسته است. او با چالش‌های دشواری روبه‌رو شده و مجبور به تصمیم‌گیری‌های سختی می‌شود. برای خلق چنین شخصیتی، باید کار می‌کردم و راهنمایی‌های تام تیکور کارگردان فیلم، کمک کرد تا درک بهتر و درست‌تری از شخصیت لوئیس سالینجر پیدا کنم.

از قرار معلوم، بازی در این نوع درام‌های پرتنش هیجان‌انگیز را دوست دارید.

بله. به باور من فیلم‌های سینمایی فقط وظیفه سرگرم‌کردن تماشاچی را به عهده ندارند. آنها در عین حال باید اطلاعات و آگاهی‌های لازم را هم به بیننده خود بدهند. البته این کار باید در دل یک قصه سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز صورت گیرد،‌ تا بتواند تماشاچی را با خود همراه کند. تجارت جهانی، بچه‌های انسان و پارک گوسفورد ازجمله این فیلم‌ها است و خیلی دوست دارم با این نوع فیلم‌ها همکاری کنم.

برعکس بسیاری از بازیگران سینما، گفته‌اید علاقه‌ای به بازی در نقش شخصیــــت‌های خوب را ندارید!

درست است. هیچ وقت دنبال این نبوده‌ام که در جلوی دوربین، نقش آدم‌های خوب ماجرا را بازی کنم و ادای شخصیت‌های مثبت را درآورم. همه دارند نقش آدم‌های خوب را بازی می‌کنند و این مساله، به نوعی کلیشه تبدیل شده است، اما من برعکس، همیشه جذب بازی در نقش شخصیت‌های خطرناک و دور از دسترس شده‌ام. این جور نقش‌ها غریب و دور از دسترس هستند و من وحشتی از ظاهر شدن در آنها ندارم. برای مثال، به کاراکترم در «ترک اسب‌ها» (1998) نگاه کنید. شما هیچ وقت نمی‌توانید مطمئن شوید که او از کجا می‌آید. وی نه آدم خوبی است و نه آدم بدی، اما وقتی به آدم‌های دور و برمان نگاه می‌کنید، خیلی‌ها همین طوری هستند. این طور نیست؟

جالب است که بازی در نقش جیمزباند را رد کردید.

شخصیت‌‌هایی مثل جیمزباند مورد پسندم نیستند و علاقه‌ای به بازی در این‌جور نقش‌ها ندارم. چند سال قبل که پیشنهاد بازی در «کازینو رویال» (2006)‌ به من شد،‌ خیلی قاطع آن را رد کردم. این نقش به دانیل کریگ رسید. کسی مثل جیمزباند حرفی برای گفتن ندارد. یک کاراکتر روی پرده سینما باید به خلق یک چیز تازه بپردازد و جیمزباند سال‌هاست در دام تکرار و کلیشه باقی مانده است.

با وجود موفقیت زیاد در سینما، چرا هنوز هم در نمایش‌های تئاتری ظاهر می‌شوید؟

صحنه تئاتر را دوست دارم و فکر می‌کنم هر بازیگری، بهترین بازی خود را در آنجا ارائه می‌دهد. روی صحنه تئاتر شما با هیچ واسطه‌ای روبه‌رو نیستید و می‌توانید آزادانه و بدون قید و بند آن کارهایی را انجام دهید که دوست دارید. به همین ترتیب، تئاتر رشته‌ای است که انرژی متفاوت و افزونی را می‌طلبد. از نظر فشار کاری مثل این است که به یک باشگاه ورزشی بروید و برای چند ساعت پی‌درپی، سخت ورزش کنید. همین نکته باعث شده است تا فاصله زمانی بین نمایش‌های تئاتری‌ام زیاد شود. در حقیقت، سختی بازی در نمایش‌های تئاتری آنقدر زیاد است که مجبورم هرچند سال یک بار، در یکی از آنها ظاهر شوم. این مساله هم هیچ ارتباطی به حضورم در دنیای سینما ندارد. البته سینما را خیلی دوست دارم و بازیگری در این رشته، انتخاب اول و اصلی‌ام است.

چه زمانی به این فکر افتادید که بازیگر سینما و تئاتر شوید؟

اوایل نوجوانی و آن زمانی که ده، یازده ساله بودم. در نمایش‌های آماتوری مدرسه‌ام بازی می‌کردم و حضور فعالی در آنها داشتم. همان روزها احساس می‌کردم کار جذاب و سرگرم‌کننده‌ای است و می‌خواهم وقتی بزرگ شدم، بازیگر شوم. یادم می‌آید این موضوع را به اعضای خانواده‌ام گفتم، ولی کسی حرف‌هایم را جدی نگرفت. با وجود این، بر سر تصمیمی که گرفته بودم، ایستادم. راهم را انتخاب کرده بودم. با آن که بچه بودم و سن و سالی نداشتم، می‌دانستم‌ آینده‌ام همین است. به خاطر می‌آورم یکی از معلم‌هایم به من گفت: «تو پسر یک خانواده کارگر از یک محله فقیر هستی. چطور می‌توانی بازیگر شوی؟» ولی من نسبت به آینده‌ام اطمینان داشتم.

رویترز/ مترجم: کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها