غلبه گفتمانی دیگر

بخواهیم یا نه ، انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری یکی از شگفت انگیزترین رخدادهای سیاسی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.
کد خبر: ۶۸۷۹۰
گو این که دوم خرداد 76نیز با شگفتی هایی همراه بود، اما آنچه در 27خرداد و سوم تیر 1384رخ داد، از ویژگی هایی برخوردار است که آن را از دوره های مختلف انتخابات کاملا متمایز می کند.
می گویند رفتار انتخاباتی شهروندان ایرانی گهگاه پیچیده و غیرقابل پیش بینی می شود. این واقعیت در هفته های اخیر آنگاه ملموس تر می شود که با مرور نتایج نظرسنجی های یکی دو ماه قبل درمی یابیم پیروز انتخابات اخیر، در میان شهروندان با اقبال ویژه ای روبه رو نبود.
آیا دکتر احمدی نژاد به یکباره شعارها و برنامه هایی مطرح کرد که دیدگاه بخش بزرگی از جمعیت ایران را تغییر داد؛ این شعارها چه ویژگی مهمی داشت که آن را از برنامه سایر نامزدها متمایز می کرد؛ پرداختن به این برنامه و شعار شاید بتواند بخشی از رفتار انتخاباتی مردم ایران را در انتخابات اخیر بازتاباند.
توسعه چه از نوع سیاسی یا اقتصادی اش نزد شهروندان متوسط، پدیده ای مثبت ارزیابی نمی شود. تنش ، درگیری های روزنامه ای ، ایراد اتهام به یکدیگر، جنگ لفظی و... به عنوان نمادهای ثابت توسعه سیاسی شناخته می شوند.
گرانی ، تورم ، تامین پرمشقت معیشت و... نیز از شاخصه های توسعه اقتصادی به شمار می روند. بنابراین کاملا طبیعی است که واژه توسعه ، دیگر چنگی به دل نزند و انگیزه ای برای کشاندن مردم پای صندوق رای ایجاد نکند. به همین دلیل می بینیم وعده های سنتی درباره از بین بردن بیکاری و کاهش تورم ، مشتری زیادی ندارد.
در عین حال ، وعده های ملموس تر، همچون پرداخت ماهیانه 50هزار تومانی مورد استقبال قرار میگیرد. این موضوع ، بیانگر واقعیت نه چندان خوشایندی است.
واقعیتی که منافع زودگذر را بر منافع طولانی و دراز مدت ترجیح می دهد. چرا؛ چون مردم معمولا در برابر وعده های طولانی مدت ، لبخند سردی تحویل می دهند و بیان آن را از جانب سیاستمداران و مدیران ، صرفا کار تبلیغاتی می پندارند.
نباید بر مردم به خاطر چنین دیدگاهی خرده گرفت زیرا اثر وضعی برخی تغییرات کلان اقتصادی مانند افزایش بهای نفت تا 60-50دلار در هر بشکه تفاوت اساسی در زندگی روزمره آنها نشان نمی دهد. شاید گفته شود چنین چشمداشتی به لحاظ علم اقتصاد، نااندیشمندانه است.
به فرض هم که چنین باشد، سیستم مدیریت اقتصادی کشور، باید در خدمت شهروندان قرار گیرد و آنگاه که رضایت شان به هر دلیل فراهم نشود، آنها به داوری هایی گرایش می یابند که ممکن است بعضا علمی هم نباشد، اما ضرورتا غیرمنصفانه هم نیست.
در هر حال ، اگر بخواهیم واژه توسعه از ترسناکی امروزی خود فاصله بگیرد، باید از آن بازتعریفی ارائه دهیم که با گذشته تفاوت های اساسی داشته باشد.

گریز از سیاستزدگی
در تبلیغات انتخاباتی نهمین دوره ریاست جمهوری ، حتی نامزد حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب که طی 8سال گذشته بجز بازی سیاست عملکرد قابل ارائه دیگری در کارنامه خود ندارند از درغلتیدن به ورطه سیاست پرهیز کرد.
او گرچه شعارهایی مثل آزادی ، حقوق شهروندان ، جامعه مدنی و نظایر آن را تکرار می کرد، اما پیش ، پس و بین همین شعارها خود را ناگزیر می دید که بهبود وضع اقتصادی جامعه را در میان شعارهای خود بگنجاند.
شاید نامزد حزب مشارکت ، بهتر از دوستان حزبی اش می دانست که آقای سیدمحمد خاتمی ، صاحب کپی رایت این واژه ها نیز دیگر به آنها دلبستگی چندانی ندارد و تاریخ مصرف آنها را منقضی شده می داند.
حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب به همراهی دهها و صدها خرده گروه و تشکیلات کوچک ، که مدعی اند طبقه روشنفکر جامعه را نمایندگی می کنند، با آن که تمام امکاناتشان را در انتخابات اخیر بسیج کردند، بزحمت توانستند رای 13 12درصدی شهروندان را جلب کنند.
تا مدتی پیش ، رهبران حزب مشارکت معتقد بودند جناحشان 80درصد رای جامعه را داراست و رقیب آنها حداکثر 20درصد طرفدار دارد، اما اینک بسیاری از واقعیت ها روشن شده است.
حالا حتی حامیان سنتی چپ افراطی هم ، به دلیل افراطهای سالهای اخیر، نه از حزب متبوع خود که حتی از سیاست فراری شده اند. از هنرهای جالب توجه افراطیون ، پرهیز دادن از ورود به سیاست ، حتی برای طرفداران خودشان است.
فراموش نکنیم رد صلاحیت نامزد حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب از سوی شورای انقلاب و تایید مجدد او با روشی که از آن آگاهیم.
از سوی افراطیون ، عقب نشینی نظام در برابر خواسته مردم ارزیابی شد! و به همین دلیل نیز شوری بزرگ ! برای حمایت از وی در انتخابات فراهم آورد. اما این فرآیند نتوانست برای احزاب تندروی دوم خرداد، مایه نجات باشد.
گریز از سیاست ، تاسف آور و البته نگران کننده است و بدتر این که کسانی که عامل پدیداری این رخداد بوده اند، حاضر به پذیرش مسوولیت رفتار خودشان نیستند.

گفتمانی نو در انتخابات
اخیر به نظر می رسد آنچه دکتر محمود احمدی نژاد را به صندلی ریاست جمهوری نزدیک کرد، بهره گیری از یک گفتمان نو بود.
نو نه بدان معنا که تاکنون به کار نرفته ، بلکه از آن جهت که این گفتمان ، دست کم در سطح قوه مجریه ، برای مدتی طولانی متروک شده بود. احمدی نژاد، بسیار ساده با مردم سخن گفت.
او توانست موضوعاتی مانند توسعه را که تعاریفی سخت و در عین حال نیم بند دارند، با زبان عامه فهم برای شهروندان تبیین کند. اما کلید واژه اصلی او «عدالت اجتماعی» بود، همان تعبیری که رهبر انقلاب ، طی سالهای گذشته بارها بر آن تاکید کرده اند و سیاستمداران برای جلب پشتوانه مردمی به آن دامن زده اند. شهید رجایی که احمدی نژاد، خود را ادامه دهنده راه او می دانست ، چه می کرد که نام او توانست ، نتیجه انتخابات را به نفع یک نامزد رقم بزند؛
دست کم نیمی از رای دهندگان ایرانی ، دوران نخست وزیری و ریاست جمهوری او را به یاد ندارند. علاوه بر آن ، رجایی در مدت مدیریت خود، از یک سو با مشکلات جنگ تحمیلی روبه رو بود و از سوی دیگر، با ابوالحسن بنی صدر، رئیس جمهور وقت ، تنش و درگیری جدی داشت و عملا بخشی از فرصت دولت ، صرف رفع این تنشها می شد.
اما شهید رجایی در دوران 14ماه خدمت خود در دولت چه در دوره نخست وزیری و چه در دوره یکماهه ریاست جمهوری با زبانی ساده با مردم حرف می زد.
اما مهمتر از سخن گفتن ، تطابق رفتار و گفتار او بود که خیلی زود به چشم می آمد. ساده زیستی دکتر احمدی نژاد نیز حرفهای او را قابل باور کرد. این حرفها بر گفتمان عدالت خواهی منطبق بود.
دیگر نامزدها نیز از واژه عدالت ، فراوان بهره گرفتند، اما هیچ کدام نتوانستند به اندازه احمدی نژاد، آن را در میان شهروندان جا بیندازند. حتی در مرحله دوم انتخابات ، یک مدیر پرسابقه و موفق سالهای پس از پیروزی انقلاب ، با آن که از حمایت همه گروههای دوم خردادی ، تکنوکرات ها، رئیس جمهور کنونی و تقریبا همه وزیران کنونی ، بیش از 150نماینده مجلس و... برخوردار بود، نتوانست احمدی نژاد را کنار بزند.
گرچه ممکن است نداشتن سابقه مدیریت اجرایی در سطح ملی و مالا ناشناخته ماندن ، از عوامل پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات به شمار آید؛ اما نمی توان از نقش بسیار پررنگ عدالت اجتماعی که وی توانست هنرمندانه آن را احیائ کند، در راهیابی او به مسند ریاست قوه مجریه غافل ماند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها