حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در حالیکه تفاوت بسیار بیشتر از 37 سال است و تغییرات به اندازهای شگرف بودهاند که گویی یک قرن گذشته. تیمی که در برنابئو به پر و پای آرژانتین پیچید و قهرمان دنیا را در سانتیاگو برنابئو جان به لب کرد، نسل دیگری بود. نسل دایناسورها جملگی جزو بزرگترین سرداران فوتبال ایران محسوب میشوند و البته با شاهزادههای 2014 تفاوت فاحشی دارند. بیتعارف از تیم فعلی کسی در قواره سرداری نمیبینیم، اما فراموش نکنیم که در فوتبال تعاریف مدتهاست که عوض شده. نسل سرداران دیگر به انتها رسیده و قرار نیست که در فوتبال ستارهای خرج خود را از بقیه جدا کند. چرا راه دور برویم همین آرژانتین 2014. این تیم را با تیم سال 1977 و حتی سالهای بعدترش دهه 80 و 90 مقایسه کنید. تیمی که مقابل ما ایستاد، لبالب از سردار و ژنرال بود. برتونی، اسوالدو اردیلس و ماریو کمپس؛ مردانی که یک سال بعد در کوردوبا جامجهانی را بالای سر بردند و هرکدام بدل به یک ژنرال بزرگ و بیتکرار در فوتبال آرژانتین شدند. تیم دهه بعد یک ژنرال بزرگتر و اسطورهای داشت. دیگو آرماندو مارادونا؛ ابرستارهای که اگر نگوییم بزرگترین بازیکن تاریخ فوتبال، یکی از دو بازیکن برتر تاریخ جهان است. یک سردار بزرگ و بیتکرار. در کنار او میتوان از خوزه بوروچاگا و کلودیو کانیگیا نام برد که تیم دهه 90 را دوست داشتنیتر و جذابتر کرده بودند تا به تاریخ سنجاق شود.
اما آرژانتین 2014 چه؟ نه، لطفا از مسی حرف نزنید. مسی را فراموش کنید. مسی آلبی سلسته با مسی بارسلونا تفاوتی به اندازه کهکشان راه شیری دارد. ستارهای که در دو جام جهانی اخیر بیشتر نقش یک تماشاگر صرف را در ترکیب آلبی سلسته داشته و حتی بازوبند کاپیتانی هم نتوانسته او را بدل به همان ستاره آشنای آبی و اناری کند. او حتی نتوانسته 50 درصد مسی بارسا باشد و شرط بستن روی او مثل شرط بستن روی یک اسب بازنده است! عجیب اینکه این روزها بر طبق یک تئوری قدیمی همه نگاهها به ساقهای این اسب بازنده دوخته شده و این فشارها را بر شانه نحیف او بیشتر و بیشتر میکند. به شادی بعد از گل او برابر بوسنی بنگرید. فریادی از ته دل و از جنس خشم و عصیان؛ فریادی که میخواست در حقیقت همه عقدههای تلنبار شده هشت سال گذشته را بیرون بریزد؛ هشت سال در برهوت ناکامی بدون جام و بدون حتی یک گل زده. باورکردنی نیست، اما حقیقت دارد. کاپیتان این روزهای آلبی سلسته هشت سال تمام در جام جهانی برای آرژانتین گل نزده! بعد از گل برابر صربستان در برد 6 بر صفر در جام 2006، این دومین گل لئو در جام جهانی بود. با این آمار وحشتناک، اما باز هم همه نگاهها به او دوخته شده و درباره تقابل او با ستارههای ایران داستانهای متفاوتی روایت شده؛ از طنز گرفته تا هجو و حتی مصیبتنامه! اما نباید فراموش کنیم که اینجا فوتبال است و یازده نفره بازی میشود. مسی گرچه یک تیم است، اما همه یک تیم نیست. همه از مسی حرف میزنند و در میان این هیاهو کسی به ایران و جنگجویانش فکر نمیکند. هیچکس قرار نیست روی ما شرط ببندد، چرا که شرط بستن روی ایران در برابر مسی و رفقایش یک دیوانگی محض است؛ دیوانگیای که البته بزرگترین برگ برنده ماست.
این که کسی ما را جدی نمیگیرد و کسی روی ما حساب باز نمیکند، حتی ستارههای آرژانتین. آنها که تصور میکنند از اتوبوس پارسی و جنگل ساقهای ایرانیها بسادگی و به مدد هنرشان عبور خواهند کرد و دروازه ایران را به توپ خواهند بست، اما این سادهانگاری قرار نیست در مستطیل سبز رخ بدهد. همانطور که در برابر نیجریه رخ نداد. دستکم گرفتن ایران و ستارههایش میتواند بزرگترین اسحله ما برای بازی امشب باشد؛ اسلحهای که بتواند ضربهای کاری و عمیق به رقیب پرمدعا و پرستاره وارد کند و آرژانتین را زمینگیر کند. کسی چه میداند شاید همه معادلات و پیشبینیها معکوس شود. جام بیستم البته از این دست اتفاقات بسیار داشته. چه کسی باور میکرد کاستاریکا به اروگوئه حریص 3 گل بزند؟ دژ مستحکم یونان چگونه برابر جنگجویان کلمبیا فروریخت؟ مکزیک چگونه توانست در برابر یک ملت ایستادگی کند و شیلی چطور اسپانیا را ترور کرد؟ ایران میتواند نمونه دیگری باشد. از این بازی تنها باید لذت برد و خود را درگیر و بند احتمالات نتیجه و راهها و برنامههای موفقیت نکرد. برای بازی این تیم تنها واژهای که میتواند به کمک ما بیاید و ما را به کرانه موفقیت برساند واژهای است به نام معجزه. آیا معجزه امشب به سراغ ما خواهد آمد؟
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....