ثقوری، نماینده دادستان تهران که برای دفاع از کیفرخواست در دادگاه حاضر شده بود، دراین باره میگوید:«قتل سه سال قبل اتفاق افتاد. متهم در یک درگیری شدید همراه دوستانش باعث مرگ جوانی به نام امین شده است. متهم بعد از بازداشت به قتل اعتراف نکرد، اما گفتههای شاهدان پرونده او را قاتل معرفی میکند و از همه مهمتر، مقتول قبل از مرگش پرهام را به عنوان قاتل خود معرفی کرده بود. در بازجویی از متهم وی قبول کرد بعد از وارد آمدن ضربه بر بدن امین بالای سر او رفته و تحقیرش کرده است. شاهدان دیگر که تعدادی از آنها در درگیری حضور داشتند نیز تائید کردند متهم را با چاقو در محل دیدهاند. بنابراین مدارک موجود همگی نشان میدهد پرهام مرتکب قتل شده است. او بعد از قتل فرار کرد و مخفی شد. کسی که کاری نکرده، به چه دلیل باید فرار کند؟»
او درباره اعتراف نکردن متهم میگوید: «اعتراف یکی از دلایل اثبات جرم است که البته باید مقرون به واقع باشد دلایل دیگری نیز برای اثبات جرم وجود دارد که از نظر دادسرا این دلایل جمعآوری و تقدیم دادگاه شده است. دلایل علیه متهم کافی است و ما نیز بر همین اساس کیفرخواست را صادر کردهایم و من به عنوان نماینده دادستان درخواست صدور حکم قانونی در این پرونده را دارم. شواهد از نظر ما در پرونده کامل و تصمیمگیری با قضات دادگاه است.»
درخواست قصاص
مادر امین و برادرانش به عنوان ولیدم برای پرهام درخواست قصاص کردهاند. یکی از برادران مقتول درباره حرفهای پدرش قبل از مرگ میگوید: «وقتی برادرم کشته شد، پدرم زنده بود. با اینکه عزیزش را از دست داده بود، خیلی صبوری میکرد با این حال میدانستیم در قلبش غوغایی برپاست. او درخواست قصاص کرده بود. مدتی بعد به خاطر فشار روانی که داشت، مریض شد و در بستر بیماری افتاد. وقتی همه بالای سرش بودیم، به ما گفت دیگر ماندنی نیستم، اما نصیحتتان میکنم خون را با خون نشویید. بخشیدن بهتر از قصاص است، اما مادرم اصرار بر قصاص دارد و هرچه او بگوید، همان را انجام خواهیم داد.»
او درباره مرگ برادرش میگوید: «من ندیدم چه کسی برادرم را زد و دروغی هم در این زمینه نمیگویم. فقط دیدم روی زمین افتاده و شکمش پاره شده است. بسختی او را بلند کردم و به بیمارستان بردم. روی تخت اورژانس وقتی منتظر اتاق عمل بودیم و هنور بیهوش نشده بود، گفت پرهام مرا با چاقو زد. دلیلی ندارد دروغ بگویم ضمن اینکه فقط برادرم نبود این حرف را زد. افراد دیگری هم در صحنه بودند که تائید کردند پرهام را چاقو به دست در حالی که به برادرم ضربه میزد، دیدهاند.
برادر مقتول گلایهای دارد و میگوید با این که پدرش وصیت کرده خون را با خون نشویند، اما خانواده پرهام یکبار هم برای عذرخواهی از کاری که فرزندشان کرد، نزد آنها نرفتهاند: «برادر من به مرگ طبیعی نمرد، مادرم جنازه بچهاش را در حالی که چاقو خورده بود، دید. اما خانواده پرهام حتی برای عرض تسلیت هم به خانه ما نیامدند. میدانم در این شرایط پدرم هم راضی نیست ما رضایت بدهیم و پرهام باید به خاطر دروغی که میگوید، تنبیه شود. این رفتارش نشان میدهد او از قتل برادرم پشیمان نیست. کسی که آدم میکشد و پشیمان نیست، پس لایق بخشش هم نیست. ضمن اینکه باید تصمیم جمعی گرفته شود و تصمیم ما هم این بود که حکم قصاص درخواست کنیم.»
قاتل نیستم
متهم میگوید قتل کار او نبود و حتی اگر پای چوبه دار هم برود، به قتل اعتراف نخواهد کرد. پرهام میگوید: «درگیری شدیدی اتفاق افتاده بود، البته ربطی به من نداشت و با شخص دیگری دعوا داشتند. آن روز هم برای حل مشکل رفته بودیم که درگیری ایجاد شد. من هم از مرگ امین ناراحت هستم، اما ضربه را من نزدم اصلا درگیری من با امین نبود. ما چندنفر بودیم که داشتیم دعوا میکردیم. من با کسی دیگر درگیر بودم امین هم در آن درگیری شرکت داشت. او خیلی حمله میکرد با این حال ضربهای را که به شکمش خورد، من نزدم. هیچکس هم نگفته که ضربه به شکم را من زدم.»
پرهام به گفته شاهدان زمان درگیری، در گوش مقتول حرفی زده بود. او در این باره توضیح میدهد: «قبول دارم این کار را کردم. زمانی که امین روی زمین افتاده بود، به سمتش رفتم و گفتم حالا خوب شد؟ منظورم این نبود که خوب شد او به این روز افتاد. من کل ماجرای درگیری را میگفتم اینکه من به مقتول حرفی زده یا حتی فحشی داده باشم، به این معنا نیست که او را کشتهام. چون چاقو داشتم و سابقهدار هستم این تهمت را به من زدهاند، اما هیچ وقت اعتراف نکردم و اعتراف هم نخواهم کرد چون قتل کار من نبود.»
برادران مقتول میگویند چون از آنها عذرخواهی نکردهام، مرا نمیبخشند و این پرونده تا زمان اجرای حکم قصاص ادامه خواهد داشت حتی گفتهاند ممکن است این حکم را اجرا کنند.
پرهام عذرخواهی نکردن پدرش از خانواده مقتول را تائید میکند و میگوید: «من چه کار کردم که پدرم به خاطرش عذرخواهی کند؟ من قبول ندارم آدم کشتهام. او بابت چه چیز باید از اولیایدم عذرخواهی کند؟ من از پدرم خواستم این کار را نکند. وقتی او برای درخواست بخشش برود، به این معناست که قبول دارد من مرتکب قتل شدهام، در حالی که این اتفاق نیفتاده است. این اتهام درستی نیست که به من وارد کردهاند. برادران مقتول میگویند امین گفته من او را با قمه زدهام شاید او به خاطر اینکه از دست من عصبانی بوده، چنین حرفی زده است چون لحظهای که با او حرف زدم، ناراحت شد. به هر حال دلیلی که نشان بدهد من این کار را کردهام وجود ندارد. در این پرونده تهمتهای زیادی به من زده شد. مرا شرور خواندند و گفتند از اراذل محل هستم و خانوادهام سرافکنده شدند و اذیتشان کردند، اما من قتل را قبول ندارم و برای حفظ آبروی خانوادهام هم که شده هیچوقت کاری را که نکردهام، گردن نمیگیرم. اولیایدم باید بدانند که من ضارب نیستم. وکلایم هم گفتند مدارک زیادی وجود دارد که نشان میدهد من او را نکشتهام و امیدوارم رای به نفع من صادر شود اگر هم اینطور نشود، اعتراض خواهم کرد.»
مرجان لقایی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)