
شاید هم من سادگی و روانیشان یا بهتر بگویم شادیهایشان را دوست داشتم. چند سال قبل هم با بچههای تحریریه قرار گذاشته بودیم که هر یک از ما در یک روز مشخص از هفته با خوشسلیقگی در تدارک صبحانهای که بسرعت از قالب معمول نان و پنیر خارج شد، دیگران را شگفتزده کند و بهتر بگویم سرحال بیاورد. چنین تصمیمی کار را به جایی رساند که هر یک از ما به یک پا کدبانو تبدیل شویم؛ کدبانوهایی که بیشترشان از میان آقایان بودند و تواناییشان در طبخ پوره سیبزمینی، سوسیس و تخممرغ و تدارک صبحانههایی خاص را به کام بقیه همکارانشان
شیرین میکردند.
یادش به خیر چقدر آن روزها قشنگ بود... آن روزها با صبحانههای لذیذ جامجمی. حالا همکارانمان ولی پرمشغلهتر شدهاند، انگار وقتی برای صبحانهخوری هم ندارند، اما آن روزها خیلی قشنگ بود.
پونه شیرازی / گروه جامعه
{$convert_old_media}
رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیسجمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاهها هرچهسریعتر تسویه شود
جمالیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
مهدی پاشازاده: من غر زدن مربیان را دوست ندارم
گفتوگوی جام جم با مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران