در ایران هم که حلاوت بیانش به طور طبیعی بیشتر فهم میشود، سبب شده کتابهای متعدد دربارهاش نوشته شود و آثارش از منظرهای مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. به جرات میتوان گفت هیچ شاعر و نویسندهای یا به طور کلی هیچ فارسیزبانی در طول تاریخ این زبان، آن را به شیوایی و زیبایی سعدی بیان نکرده است. طوری که به قول خود او: «زبان فصاحت از بیانش عاجز آید.»
خود سعدی نیز به این نکته واقف بود و بارها آن را در اشعارش به صورتهای مختلف بیان کرده و شیرینی و حلاوت سخنش را در ابیات مختلف (که شاید شامل نزدیک به 50 بیت میشود) در آثار او میتوان یافت. مثلا گفته است:
بر حدیث من و حسن تو نیفزاید کس
حق همین است سخندانی و زیبایی را
از ابیات متعددی که سعدی در وصف سخنسرایی خود سروده و چنان که گفته شد بحق به آن مباهات میکند، به هیچ وجه بوی خودستایی نمیآید، زیرا حقیقتی است که خود میدانسته و در طول تاریخ ادب فارسی همه منتقدان بزرگ این زبان به آن باور داشته و بر این نظر مهر تائید زدهاند.
در آثار شیخ شیراز، بخصوص در غزلیات او اصطلاحات، تعبیرات و ترکیباتی را میتوان یافت که خاص اوست و شاید برای نخستین بار به وسیله او وارد زبان فارسی شده است.
هرچند سعدی در ادب فارسی چهرهای بسیار ستودنی است، اما منتقدانی هم داشته است که بخصوص بر برخی تفکرات و اندیشههایی که او در گلستان دارد، انگشت تردید نهاده و بعضی از آنها را با احوال این زمانه مناسب ندانستهاند. برای مثال آنجا که میگوید: نه همین لباس زیباست نشان آدمیت. قابل توجه است در همین زمانه، لباس مناسب و آراستگی نشانه مدنیت است.
یا برای مثال در جای دیگری میگوید: «پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است» و این براساس اصول تعلیم و تربیت نوین دیدگاهی پذیرفتنی نیست. سعدی در برخی موارد ازجمله در حکایت هشتم، از باب هفتم گلستان، تاثیرات موروثی را کاملا نقد میکند و میگوید: هر انسانی براساس اعمالش ارزیابی میشود. او میگوید: «تو را خواهند پرسید: عملت چیست؟ نگویند: پدرت کیست؟»
دیدگاههایی از این دست که به عنوان مثال ذکر شد، اکنون جای چون و چرا دارد؛ ولی کلام سعدی آنقدر شیرین و دلنشین است و غالب خوانندگان را چنان مسحور خود میکند که معمولا به کنه برخی دیدگاههای سعدی وارد نمیشوند یا شاید هم به علت تخصص نداشتن در تعلیم و تربیت نوین توجه کافی به این قضایا مبذول نمیدارند.ولی مساله این است که به قول خود سعدی: هیچ کس بیدامنتر نیست. بنابراین در دیدگاههای هر اندیشمند و متفکر بزرگی میتوان نکتههای قابل چون و چرا یافت که سعدی هم از این امر مستثنا نیست، اما حقیقت این است که سعدی را اصولا نمیتوان در حوزه اندیشه به معنای ناب از آن نوع که برای مثال در مولوی یا حافظ میبینیم، جای داد. سعدی بیشتر اندرزگو و پندآموز است. بنابراین در مقایسه با حافظ برای مثال، عمق و ژرفای دیدگاه حافظ را در آثار سعدی نمییابیم. اگر بخواهیم این دو شخصیت را از منظر غزلهای آنان مقایسه کنیم، باید گفت: سعدی مانند اقیانوسی است بیکران با مناظر گونهگون و چشماندازهای دلنواز، اما با عمقی کم؛ ولی حافظ برکه وهمآلودی است که ژرفای آن ناپیداست. بعضی میگویند به دلیل تلاش برای کشف امور مختلف در دنیای امروز، مردم نیاز به جنبههای رازآلود دارند و چون راز در شعر حافظ بیش از سعدی است، بنابراین اشعار حافظ مخاطبان بیشتری دارد.
این نظر نمیتواند مردود باشد، ولی اگر حقیقت را بخواهیم، این که میزان توجه فارسیزبانان به شعر حافظ و سعدی ارزیابیهای خاص خود را دارد و باید در نکتههایی دقت کرد که بیشتر در حوزه جامعهشناسی و فرهنگ توده مردم قرار میگیرد. به این معنی که در حافظ خواننده با یک دیدگاه خاص مواجه نیست. در هر بیت از غزل حافظ یک موضوع خاص مطرح میشود که خواننده دارای هر نوع سلیقه و دیدگاه اجتماعی که باشد، یکی از آنها با مذاق یا شیوه تفکر او سازگار است. از این رو حافظ به دلیل این که شعر او دارای ابعاد مختلف است و به زمینهها و موضوعات مختلف میپردازد، خواستاران بیشتری دارد.
ولی در سعدی فقط یک موضوع را میبینید که مدام تکرار میشود و آن حس انسانی است و آن حس لاهوتی و آسمانی را آن گونه که در حافظ یافت میشود نمیتوان یافت. آخرین حرف سعدی که در ترجیعبند مطرح میکند، این است که:
ای سختدلان سستبنیاد این رسم وفا بود که بیدوست
بنشینم و صبر پیش گیرم، دنباله کار خویش گیرم
همین ترجیعبند یکی از زیباترین تابلوهای فعلی نهتنها ایران، بلکه میتوان گفت جهان است. اقرار میکند: اگر من ستایشگر زیباییهای انسانی هستم، از آن روست که دل آدمی از سنگ نیست. ولی همین یک نکته را او چنان با تردستی و مهارت به صورتهای مختلف بیان میکند که تکراری بودن آنها به نظر نمیآید و چنان که گفته شده، اشعار و ابیات او را قند مکرر نهادهاند، اما در حافظ چنین نیست. گرچه کلام هر دو در اوج زیبایی است، اما آنچه سبب میشود خواستاران حافظ بیشتر به چشم بیایند، به دلیل اندیشهها و مضامین متعددی است که در غزلیات حافظ وجود دارد.
دکتر محمد بقایی ماکان / پژوهشگر
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)