گلستان، آمیزش حیرتانگیز دو سبک نثر موزون مرسل و فنی است که آثار ماندگار خواجه عبدالله انصاری و قاضی حمیدالدین بلخی، نمونههای برجسته آن در قرن پنجم و ششم هجری قمریاند. سبک سعدی در گلستان در عین وامداری به آثار گذشتگان، اوج نثر کلاسیک فارسی است.
«در قرن هفتم دو شیوه ممتاز و مشخص؛ یعنی نثر مرسل و نثر فنی رواج داشت. نمونه نثر ساده در این قرن تجاربالسلف هندوشاه و نمونه نثر مصنوع و پرتکلف آن تاریخ وصاف است. سعدی در این سده برای نخستین بار توانست این دو قطب مخالف را به یکدیگر نزدیک سازد و از حسنها و مزایای هر یک از این دو سبک استفاده کند و از عیبهای هر دو شیوه بپرهیزد1» و سبک خود را پی ریزد؛ سبکی که براساس سنتشناسی و سنتآفرینی سعدی پیریزی شد.
«با ظهور سعدی دوباره زبان فارسی حیات تازهای یافت. دوباره فارسیزبانان با زبان، نه به عنوان ابزار مستعمل، نه به عنوان کلیشههای کهنه و وسیله تفنن، بلکه به عنوان شیء هنری روبهرو شدند. دوباره زبان ساحر شد2» و «سعدی از مرمر زبان پررگه و ناخالص عصر خود، زبانی آفرید معیار شعر و نثر3». به اجماع همه منتقدان و اندیشمندان، هر نوآوری سبکی از جمله بدایع و بدعتهای سعدی بر شالوده نوآوری فکری سامان مییابد. بررسی تاریخ اندیشه ایرانی ـ اسلامی و نیز مقایسه آن با تفکر اندیشمندان اروپایی سدههای میانه، روشنگری آثار سعدی را بیشتر نمایان میکند. «سعدی را که بهراستی سنتشناس و سنتآفرین بود، باید از مهمترین منادیان جنبههای مهمی از تجربه ناکام تجدد در ایران دانست. انگار روشنفکران تجددطلب غرب زودتر از ما میدانستند که سعدی همکیش و هممسلک آنان است.
از هوگو گرفته تا دیدرو همه نهتنها از او متأثر شدند که هر کدام در ستایشش مقالهای نوشتند». شاید با کمی تسامح بتوان گلستان را مهمترین و تأثیرگذارترین اثر سعدی در معرفی او به ایرانیان و جهانیان شناخت. از میان کتابهای روضهخلد مجد خوافی، نگارستان جوینی و اسفراینی، بهارستان جامی، پریشان قاآنی، منشآت قائممقام فراهانی، خرابات فقیر اصطهباناتی، التفاصیل توللی و بسیاری آثار دیگر که در این 700 سال به تقلید از گلستان سعدی نگاشته شده، هیچ کدام نتوانسته است به «سِرّ توفیق عظیم گلستان» دست یابد.
«اگر به آثاری که به تقلید از گلستان نوشته شده است بنگریم، میبینیم توجه مقلدان بیشتر به ظاهر کتاب و طرز تنظیم و تبویب و حتی نامگذاری آن معطوف بوده و هیچ یک از آنان نخواسته یا نتوانستهاند روح زبان شیخ را درک کنند و عاملی که زبان وی را چنین زنده و پراحساس و کهنهنشدنی ساخته است، بشناسند4».
اهمیت گلستان در زبان و ادب فارسی و جامعه فرهنگی ایران به گونهای است که سالها پس از قرآن کریم، کتاب درسی مکتبخانهها و مدارس بوده است. به باور دکتر غلامحسین یوسفی، بیش از 400 بیت یا عبارت از این کتاب به صورت ضربالمثل در بین مردم ایران رایج است. گلستان نخستین کتاب فارسی است که در سال 1634 میلادی توسط آندره رییر فرانسوی ترجمه شد. اگرچه پس از آن ترجمههای آلمانی، لاتین، انگلیسی، اسپانیولی، ژاپنی، عربی، اردو، ترکی و... آن بارها منتشر شده است.5
در سال 1822 میلادی/ 1238 هجری قمری که میرزا صالح شیرازی از اروپا به ایران بازگشت و اولین چاپخانه را در شهر تبریز تاسیس کرد، نخستین کتابی که در ایران به چاپ رسید، گلستان سعدی بود.6
و حتی میرزا ملکمخان که به گسستهنویسی واژگان خط فارسی اعتقاد داشت، برای ترویج این باور ناپخته، متن گلستان را به شیوه خود «گ.ل.س.ت.ا.ن» منتشر کرد و این همه نشانه شأن و تأثیر گلستان در آن روزگار است.
نخستین تصحیح علمی گلستان، سال 1316 هجری شمسی به وسیله استاد محمدعلی فروغی منتشر گردید و پس از آن شرحها، فرهنگها و تصحیحهای مختلفی از گلستان به چاپ رسیده است که یکی از مهمترین و دقیقترین آنها، تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی است که چاپ اول آن سال 1368 منتشر گردید. گلستان اگرچه میان مردم، اندیشمندان، شاعران و ادیبان ایران و جهان جایگاه در خور خود را یافته است، اما در دوران مختلف و بویژه پس از انقلاب مشروطیت و تحولات تجددخواهان، با مخالفتهایی روبهرو شده است.
«بسیاری از متفکران نسل اول تجددخواهی ایران که گاه مقهور لعاب غربی تجدد بودند، اغلب بر این گمان بودند که تجدد را تنها بر ویرانه سنت ایرانی بنا میتوان کرد. سنتستیزی را شرط لازم تجددخواهی میدانستند و مانند مجله تجدد در تبریز شعار میدادند: «نترسید، نوشتجات پیشینیان را با آب بیقدری و انتقادی بشویید» حال آن که تجدد واقعی بیش از هر چیز نوعی خودشناسی نقاد است».
و برخلاف نسل اول متجددان ایرانی و پیروان آنان که بیشتر شاهکارهای ادب فارسی را شورهزاری بیبر و بار میدانستند، باید بپذیریم راه تجدد واقعی ایران از متونی چون گلستان میگذرد و همان جاست که نطفه بسیاری از مهمترین اندیشههای تجدد را سراغ میتوان کرد.7 به بیان دیگر، گلستان و آثاری از این دست، نه مانع تجدد و تعالی و روزآمدی که موجد و عامل مؤثر و ریشهای آنند... و با توجه به ویژگیهای فرهنگی و اندیشگی ایران زمین، تجدد ایران نیز در گرو بازخوانی دقیق و نقادانه متونی چون گلستان است.
پانوشتها:
1 ـ رستگار فسایی، منصور، مقالاتی درباره زندگی و شعر سعدی، محمدجعفر محجوب، «گفتوگو در مورد زبان سعدی»، تهران، امیرکبیر، 1375، ص 267 2 ـ موحد، ضیاء، سعدی، تهران، طرح نو، 1373، ص 190 و 191 3 ـ همان، ص 192 4 ـ رستگار فسایی، منصور، همان 5 ـ ذکر جمیل سعدی، دکتر عبدالغفور روان فرهادی، «سه قرن و نیم سعدیشناسی در غرب از روی ترجمههای گلستان و بوستان» کمیسیون ملی یونسکو، اداره کل انتشارات و تبلیغات وزارت ارشاد اسلامی، تهران، 1364، ج 2، صص 196 ـ 80. 6 ـ آرینپور، یحیی، از صبا تا نیما، تهران، زوار، 1372، جلد اول، 231 7 ـ همان، ص 99.
کورش کمالی سروستانی / مدیر مرکز سعدی شناسی
مرور بزرگترین جنجالهای تاریخ جام جهانی (۵)