حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شبکه چهار تلویزیون بر مبنای همین اصل برنامهای به نام «زندگی روی پرده» را تدارک دیده که نوروز امسال شاهد پخش سری سوم آن بودیم. برنامهای که با رویکرد روانشناسی و مشاوره تلاش میکرد برخی مسائل و مشکلات رفتاری در حیطه فردی، اجتماعی و خانوادگی را از طریق تأویل روانشناختی فیلمها مورد واکاوی قرار دهد و با استناد به موقعیتهای بصری و نمایشی به آسیبشناسی روانی بپردازد.خوشبختانه در اجرای این برنامه از یک کارگردان تلویزیون باسابقه و کار بلد یعنی مسعود فروتن استفاده شده و دکتر ابراهیم میثاق در مقام روانشناس ـ که علاوه بر تسلطش در روانشناسی و کارکردهای مشاوره، اجرای خوبی نیز دارد و مهارتهای سخنرانی موثر را به درستی میشناسد ـ حضور داشت. گفتگوی پینگپنگی بین این دو درباره فیلمها و تحلیل روانشناختی آنها بر جذابیت برنامه افزوده و آن را از حالت یکسویه و تخت خارج کرده بود.
گاهی میبینیم مسعود فروتن بصراحت با نظر کارشناس برنامه مخالفت کرده یا آن را به چالش میکشد، البته این به معنای رد نظریههای علمی و کارشناسانه نیست، بلکه شیوه و تمهیدی بود برای تحلیل همهجانبه و چندبعدی یک رفتار که در فیلم به نمایش درآمده تا از این طریق مخاطب با ابعاد مختلف یک پدیده رفتاری آشنا شود.
سوالات فروتن یا برخی انتقادهایش به نظرات دکتر میثاق، برنامه را به سمتی هدایت میکرد که برخلاف بسیاری از برنامههای روانشناسی در تلویزیون، خیلی کتابی و شعاری نبود. مخاطب میتوانست از دل این مباحثه به راهحلهای موثری برای رفع مشکلات رفتاری مشابه خود برسد و درواقع همذاتپنداری مثبت و اصلاحطلبانه را تجربه کند.
تحلیل روانشناختی در نقد فیلم یکی از رویکردهای تخصصی سینمایی و البته بینرشتهای است که چندان در ادبیات سینمایی ما سابقه ندارد یا دستکم، کار زیادی در این حوزه انجام نشده، اما برنامه زندگی روی پرده را نمیتوان مصداق عینی نقد روانشناسانه به مفهوم تخصصی دانست. در واقع هدف این برنامه روانشناسی، فیلم نبود، بلکه کارش روانشناسی در فیلم بود و قصد داشت مباحث علمی را با تکیه بر موقعیتهای نمایشی و با استناد به آن، برای مخاطب عام به تصویر بکشد که البته این رویکرد میتوانست نگاه روانشناختی به فیلمهای سینمایی را نیز به تماشاگر آموزش دهد.
زمانی که قرار بود صحنهای از فیلم مورد نظر نمایش داده شود، در حالی که مجری و کارشناس برنامه به پردهها نگاه میکردند فیلم از پرده سالن سینما آغاز شده و در مرحله بعد به شکل کامل نمایش داده میشد که این شیوه حس فیلم دیدن در سینما را در تماشاگر القا میکرد. نورپردازی لوکیشن با توجه به تاریک بودن فضای کلی و پشت سر مجری و کارشناس و تمرکز نور سفید و زرد روی آنها که با رنگ سبز صندلیهای سالن ادغام میشد، فضای آرامبخش و تأملبرانگیزی ایجاد میکند که همه این عناصر و مولفههای بصری و اجرایی، منطبق و سازگار با ماهیت و هدف برنامه طراحی شده بود. زندگی روی پرده، قابلیت بهرهگیری از مفاهیم روانشناسی و سینما و نسبت آن دو را در قاب تلویزیون بخوبی تصویر میکرد که میتوان آن را متفاوتترین برنامه روانشناسی رسانه ملی دانست.
سیدرضا صائمی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....