حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....

. تا پیش از این در صحنه سیاست به خاطر حساسیت های موجود، امکان برقراری روابط رسمی دیپلماتیک وجود نداشت و هر دو حاکمیت نمایندگان سیاسی برای تسهیل امور داشتند اما حکومت پهلوی به خاطر تبعات منفی آشکار شدن این روابط در داخل و خارج از ایران از اعلام رسمی ان خودداری کرد. با این وصف، مطابق اسناد در همین شکل پنهانی نیز هماهنگی لازم برای گسترش تعاملات سیاسی و اقتصادی وجود داشت. اینگونه به نظر می رسد که رژیم پهلوی اگرچه تاپایان دوران حاکمیت خود از رسمی شدن روابط بیم داشت اما در عین حال، درصدد بود با بهره گیری از برخی اتفاقات ورزشی و فرهنگی حساسیت های موجود داخلی در مواجه با موضوع صهیونیسم را کاهش دهد. از جمله این رویدادها، برگزاری مسابقات ورزشی بود.
برخی اسناد منتشره هراس ساواک از بروز احساسات ضد اسرئیلی را آشکار می سازد.
یکی از این اسناد، بیانگر سفر تیم تاج به تلآویو است که اعتراض کشورهای مسلمان را در پی داشت.
در این سند آمده است:
تاریخ: 17/3/43
موضوع: در مورد عزیمت تیم تاج ایران به اسرائیل
طبق اطلاع واصله. در نیمه دوم فروردین ماه جاری تیم تاج ایران جهت انجام پارهای مسابقات به تلآویو مسافرت نمود. انعکاس این خبر در جراید عربی موجبات تهییج افکار عمومی و ازدیاد نارضایتیهای مردم عرب را علیه این مسافرت فراهم آورده است.
نظریه: بهطور کلی محافل عربی نسبت به هرگونه روابط ایران و اسرائیل و تماسهای مختلف در کادرهای اداری و غیر اداری حساسیت آشکاری از خود نشان داده و بلندگویهای مزدور و دستگاههای تبلیغاتی کشورهای عربی که مخالف سیاست دولت شاهنشاهی میباشند تماسهایی نظیر عزیمت تیم تاج به اسرائیل را دستاویز حملات شدید مطبوعاتی قرار داده و با استفاده از احساسات عربیت مردم آن منطقه افکار عمومی آنان را علیه دولت شاهنشاهی تحریک مینمایند.
از طرف دیگر دولت اسرائیل نیز مدتی است که اخبار مربوط به اینگونه تماسها را با آب و تاب فراوان منتشر مینماید و بدین وسیله قصد دارد با تیره ساختن روابط ایران و اعراب دولت شاهنشاهی را وادار به گرایش بیشتر به سوی خود نماید. علاوه براین دشمنان ایران از این پیشآمد حتی برای تهییج افکار عمومی داخلی بخصوص طبقه روحانی نیز بهرهبرداری و استفاده مینمایند.
لذا شایسته است که حتیالمقدور از ادامه تماسهای مستقیم و اینگونه مسافرتها به اسرائیل ممانعت شده تا بدین وسیله از تبلیغات سوء مغرضین علیه کشور شاهنشاهی ایران جلوگیری شود. ( آرشیو اسناد موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی)
یکی دیگر از اقدامات برگزاری مسابقه فوتبال بین دو تیم از ایران و اسرائیل بود. با این وصف اعتراضات به حدی رسید که مسئولین سیاسی رژیم صهیونیستی را از ایجاد رابطه رسمی و علنی ناامید کرد. ربی مئیر عزری ـ سفیر اسرائیل در تهران ـ در مورد اولین دیدار فوتبال مینویسد:
«در یکی از روزهای آوریل 1970 (فروردین 1349) که تیم ملی اسرائیل باید در میدان ورزشی امجدیه (شهید شیرودی فعلی) در برابر تیم ملی ایران میایستاد برای من روز بزرگی بود. خسروانی در جایگاه ویژه، جایی کنار شاپور غلامرضا پهلوی و نزدیک جایگاه شاه و شهبانو برای من و همسرم پیشبینی کرده بود. آن روز دو تیم ایران و اسرائیل در برابر هم ایستادند و این بازی پایانی برای گزینش قهرمان آسیا بود. تیمهای تاج تهران و هپوعل تلآویو در میدان به نبرد پرداختند.»
واژههای ناشایست و ناسزاهای اسرائیل ستیزانة فراوانی از دهانها شنیدم که هرگز از ترکها و یونانیها که پیشینة زشتی در این زمینه دارند، شنیده نشده بود. گفتنی اینکه با داوربازی به همانگونه برخورد شد. از این پس میان سران ورزش ایران در نزدیک شدن به اسرائیل آرام آرام به کندی گرایید(یادنامه، ربی مئیرعزری، ج 2، ص 25)
اتفاق دیگر برگزاری بازی فوتبال میان ایران و اسراییل جام ملت های آسیا در سال 1968 بود.
ایران در سه دوره نخست جام ملتهای آسیا (۱۹۵۶، ۱۹۶۰ و ۱۹۶۴) غایب بود. اما در جام ملتهای آسیا ۱۹۶۸ نخستین حضور خود را با میزبانی بازی ها تجربه کرد. ایران در این دوره با چهار ۴ تیم اسرائیل، برمه، تایوان و هنگ کنگ رقابت کرد. ایران بازی پایانی را در مقابل اسرائیل برگزار کرد. این بازی در حضور ۳۰۰۰۰ تماشاگر برگزار شد و ایران توانست با گلهای بهزادی و قلیچخانی پیروز و فاتح جام شود.
عزت شاهی در خاطرات خود زوایایی از حضور اعتراضی مردم را آشکار می کند:
«در سال 1347 مسابقه ای بین ایران و اسرائیل در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی) برگزار شد. اسرائیلی های زیادی به ایران آمده بودند. ما در جریان نبودیم اما برخی از گروه ها در اعتراض به برگزاری مسابقه و ورود اسرائیلی ها، تظاهراتی به راه انداختند و مطالب سطح پائینی را مطرح کرده بودند... در سال 1349 در بازی های آسیایی فوتبال که در ایران برگزار شد، قرار بود بازیکنان اسرائیلی هم به ایران بیایند. ما دو ماه جلوتر با خبر شدیم. از آنجا که احساسات ما به خاطر آتش زدن مسجد الاقصی جریحه دار شده بود، این مسابقه فرصت خوبی بود تا انتقام خود را بگیریم و نسبت به ارتباطات دولت ایران با اسرائیل اعتراض کنیم...مسابقات حدود ده، دوازده روز طول کشید و ما از شب اول که عملیات شروع شد، هر شب حدود ده هزار تراکت و اعلامیه چاپ و پخش میکردیم. برای پخش اعلامیه در امجدیه با چهار گروه در چهار طرف امجدیه مستقر شدیم. طریقه پخش هم به این صورت بود که هر فرد به اندازه مصرفش اعلامیه میبرد، صد یا دویست اعلامیه را یکباره میانداخت تا اگر گیر افتاد و بازرسی بدنی شد دیگر مدرکی همراهش نباشد. با رد و بدل شدن هر شوت حساس در مسابقه، صدای تماشاچی ها به آسمان بر میخواست و ما در این لحظهها دسته دسته اعلامیه بر سر آنها می ریختیم که مردم اول فکر میکردند که تکه های کاغذ را برای شادمانی پخش می کنیم... در روز اول مسابقات، پرچم کشورهای مختلف از جمله پرچم اسرائیل دور تا دور استادیوم در اهتزاز بود. برای آتش زدن پرچمهای اسرائیل هر چهار دسته وارد عمل شدیم. برای این کار تافت (آب پاش)هایی را پر از بنزین کرده به استادیوم بردیم. در لحظه ای که هیجان و شور مردم شدت می گرفت، پرچمهای مزبور را در همان حالت اهتزاز به آتش میکشیدیم. ( خاطرات عزت شاهی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، صص51 تا 54 )
محسن رفیقدوست وزیر اسبق سپاه نیز یکی از افرادی بود که در این حرکت اعتراضی نقش داشت. وی در این باره می گوید: مسابقه ایران و اسرائیل بود و من مامور شده بودم که مسابقه را به هم بزنم که البته به هم زدیم، اما یک عده را گرفتند که یکی از آنها من بودم و در بازجویی شعارهایی را علیه سران اسرائیل دادنم. بازجو گفت تو به روح و معبود من اهانت کردی و همچنین حرفهای زشتی زد که اینجا جای نقل آنها نیست.(درج در خبرگزاری تسنیم، زمان انتشار: ۱۹بهمن۱۳۹۲)
در گزارش دیگری آمده است که در بازی مقدماتی اسرائیل و هنگ کنگ برخی از دولتمردان نیز هدف پرتاپ بطری از سوی تماشاگران قرار گرفتند. در بازی نهایی میان ایران و اسرائیل هم تماشاگران شعارهای ضد اسرائیلی میدادند و بالون هایی با نقش صلیب شکسته به هوا پرتاب می کردند. جمعیت تماشاگران پیکره های به شکله موشه دایان برافراشته بودند و به آن تف می انداختند و لگد مال می کردند. تعدادی دیگر از مردم به یادآوری موشه دایان وزیر دفاع وقت اسرائیل تعدادی الاغ را که یک چشم آن را بسته بودند در خیابان ها می گرداند.( عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی صفحه 392)
اگر چه یکی از ابزارها برای آشکار کردن روابط ایران و اسراییل برگزاری مسابقات ورزشی بخصوص فوتبال بود، و هدف رِژیم پهلوی آن بود که از علاقه مردم به فوتبال برای عادی سازی روابط ایران و اسرائیل استفاده کند اما با توجه به شکست اسراییل در دو بازی انجام شده و جو ضد صهیونیستی ورزشگاه و اعتراضات عمومی مردم در بیرون ورزشگاه که به تجمع و راهپیمایی انجامید،این طرح عملی نشد.
فتاح غلامی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....