سال 82 بود که قرار شد ما فیلمنامهای برای سریالی 26 قسمتی به نام «قرارگاه امین» بنویسیم. در همان سال طی جلسات متعدد به این نتیجه رسیده بودیم کملطفیهای زیادی در حق بچههای جنگ و به طور کل موضوع دفاع مقدس صورت گرفته و تصمیم داشتیم در یک سریال نشان دهیم برای انجام یک عملیات چه مقدماتی طی میشده است. به همین دلیل به سراغ عملیات والفجر 8 و عبور از اروندرود رفتیم. برای نوشتن فیلمنامه، ابتدا از سردار احمد سوداگر (از مسئولان اطلاعات و عملیات نیروی زمینی سپاه) که از دوستان و همفکران ما در صندلی داغ بود، دعوت به کمک کردیم و بعد برای تهیه محتوا به سراغ آقایان علی شمخانی، سردار غلامعلی رشید، محسن رضایی، محمدباقر قالیباف و هاشمی رفسنجانی رفتیم تا بدانیم این عملیات به چه شکل صورت گرفت، چرا آن مناطق را انتخاب کردند و... .
همزمان با جمعآوری اطلاعات از آقای صادق کرمیار دعوت کردیم مطالب را نگارش کنند. مطالب نوشتهشده را برای آقایان میفرستادیم و نظراتشان را دریافت میکردیم. همزمان با بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس نیز گفتوگو بر سر تهیه منابع مالی فیلم را آغاز کردیم. قرار شد بنیاد 50 درصد هزینه و شبکه دو، 50 درصد دیگر را تقبل کنند. مرداد 84 بود که فیلمنامه به اتمام رسید؛ یعنی بعد از تمام تحقیقات و جمعآوری اطلاعات از سران آن دوره و همچنین دیگر رزمندگان حاضر در آن عملیات مانند آقای محمد مهینخاکی و... .
فیلمنامه آمادهشده را به شبکه دو و بنیاد حفظ آثار فرستادیم. شبکه دو هیچ مخالفتی نداشت، ولی اینها همزمان شد با کاندید شدن آقایان رضایی، هاشمی و قالیباف. به ما گفتند شما قصد دارید نیروهای مسلح را درگیر بازیهای سیاسی کنید. در حالی که محتوای این کار از ابتدا مشخص بود و ما فقط میخواستیم حوادث یک اتفاق تاریخی را با مطالب تائید شده آقایان به تصویر بکشیم.
خلاصه آن که کار این کتاب ماند و ماند و ماند تا همین امروز. گرچه جایی مثل ستاد نیروهای مسلح به ما قول عملی شدن کار را دادند، ولی هنوز هیچ قولی عملی نشده است.
در نهایت آقای کرمیار گفتند: حیف است این کار دستنخورده باقی بماند. اگر اجازه بدهید مطالب را در قالب کتاب به چاپ برسانیم.
ما هم گفتیم: چرا که نه؟ این مطالب حلال شما باشد. حداقل آن را کتاب کنید تا به دست کتابخوانها بیفتد.
قلم توانای آقای کرمیار، تحقیقات گستردهای که ایشان را با فضای اطلاعاتی قرارگاه امین آشناتر کرده بود، صحبت با 50 نفر از افراد حاضر در عملیات والفجر 8 که در ردههای پایینتر قرار داشتند، جلسات متعدد چندین ساعته طی 8 ماه و... همگی موجب شد کتاب کاملا گیرا و هنرمندانه نوشته شود. وقتی «درد» به دستم رسید، من بدون وقفه طی 24 ساعت کل این کتاب 400 صفحهای را خواندم. آنقدر شخصیتهای کتاب و حوادث هنرمندانه به هم تنیده شده که گاهی اوقات نفسم بند میآمد؛ چیزی که در بسیاری از کتابهای مربوط به دفاع مقدس یافت نمیشود. این مساله را با اطمینان میگویم، زیرا کتابخانه بزرگی دارم که در آن تقریبا بخش عمده کتابهای چاپشده در حوزه جنگ ایران و عراق را گنجانده و همه را خواندهام.
یادمان باشد در همه جای دنیا، رمانهای خوب جنگ از آن کسانی است که خودشان جنگ را تجربه کردهاند. آقای کرمیار هم در دوران جنگ، خبرنگار روزنامه اطلاعات بود، بنابراین هم شاهد مسائل مختلف بودند و هم از سالها پیش قلمشان در این راه پخته شده بود.
خلاصه آن که به شما پیشنهاد میکنم حداقل یک بار این کتاب را بخوانید و به دیگران پیشنهاد میکنم اگر دلسوز هستند، امکانات لازم را برای ساخت این سریال در اختیار ما قرار دهند.
حمید آخوندی / کارگردان و تهیهکننده
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)