بازیگران نقشهای مکمل و فرعی با اینکه همواره زیر سایه ستارگان و بازیگران نقشهای اصلی قرار دارند و همچون آنها در زمینههای مالی و اعتباری و شهرت و محوبیت قدر نمیبینند، اما گاهی بسیار بهتر از آن اولیها در نقشهای کوچک به لحاظ کمی خود میدرخشند.
هرچند متاسفانه سینما و تلویزیون ما گاهی آنقدرها ظرفیت و توان نوشتن نقشهای مکمل و فرعی قدرتمند و چندبعدی را ندارد و فیلمنامهنویسان برخی اوقات تمام قدرت و توانشان را معطوف نقش اولیها میکنند و به تبع این مساله کارگردانان هم بیشتر وقت و انرژیشان را به ستارهها اختصاص میدهند. به همین دلیل، نقشهای مکمل عموما تخت و تکبعدی است و جای مانور زیادی به بازیگران نمیدهد.
با این حال بازیگران نقشهای مکمل و فرعی به قدری توانمندند که قادرند با استفاده از هنرشان به نقشهایی عموما تخت و تکراری جامههایی آراسته، معطر و جذاب بپوشانند و آنها را برای تماشاگران دلنشین و ماندگار کنند.
حالا حکایت بازیگران مکمل و فرعی ای که در سنین کهنسالی به سرمی برند باز نسبت به آنهایی که جوانترند، تفاوت دارد و تنوع نقشهای آنها به دلیل همان فقر و ضعف نوشتاری، از بازیگران جوانتر کمتر است. یعنی در بیشتر مواقع هنرمندان سپید موی و قدیمی را باید در نقش پدربزرگ و مادربزرگ ببینیم؛ نقشهایی به غایت ساده، تک بعدی و بیهیچ وجه برجسته و نمایشی خاصی.
با همه اینها باز این هنر بازیگران دوست داشتنی و کاربلدی چون زندهیاد ناصرگیتیجاه است که میتواند از میان همین نقشها هم گلیم خود را از آب بیرون بکشد و با بازیهای خوب و تاثیرگذارشان به دل مردم نفوذ کنند.
بازیگرانی که بهدلیل رعایت اخلاق حرفهای و دوری از حاشیهها و جنجالها همیشه قابل احترامند، خیلی کم پیش میآید مورد توجه منتقدی قرار گیرند یا از سوی داوران جشنوارههای مختلف دیده شوند، مثل ستارهها و نقش اولها روی دستمزدشان چانه نمیزنند، چون اساسا حقالزحمهشان آنقدری نیست که اصلا قابل چانه زدن باشد.
گاهی حتی برای تماشاگران نسلهای جوانتر اینگونه به نظر میرسد که آنها از اول با همین تیپ و شمایل فعالیت میکردند، چون همواره آنها را در نقشهای پدربزرگ و مادربزرگ دیدهاند، درحالیکه طبیعتا آنها نیز دوران جوانی را پشت سرگذاشتهاند و نقشهای متنوعی را تجربه کردهاند.
گیتیجاه یکی از آن بازیگرانی بود که رگ و ریشه تئاتری داشت و طی سالها بیادعا و بیحاشیه نقشهای پیشنهادیاش را بدون کمفروشی و با بهترین کیفیت بازی میکرد. یک عمر تلاش او سرانجام در جشنواره سیام فیلم فجر از سوی داوران دیده شد و این بازیگر دوست داشتنی برای نقشآفرینی خوبش به نقش پدر رضا عطاران و شوهر اکبر عبدی! در فیلم «خوابم میآد» دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به دست آورد.
او نخستین بازیگری است که پس از انقلاب و در سریال «طبل توخالی» در نقش محمدرضاشاه بازی کرد و سالها بعد برای دومین بار در تلهفیلم «سقوط» ساخته محمدرضا ورزی لباس شاه مخلوع ایران را پوشید.
با رفتن گیتیجاه، یکی دیگر از پدربزرگهای مهربان تلویزیونی و سینماییمان را از دست دادیم، بهتر است قدر بقیه موی سپیدکردگان هنرهای نمایشی را قبل از اینکه خیلی دیر شود بدانیم و در زمان حیاتشان حواسمان به آنها باشد.
علی رستگار/ گروه فرهنگ و هنر
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)