تیم فوتبال ایران و اسرائیل در امجدیه تهران به مصاف هم آمدند و پیروزی ایران در این بازی باعث شد مردم ضمن ابراز شور و شعف به دلیل این اتفاق به خیابانها آمده و علیه سیاستهای رژیم اشغالگر قدس اعتراض کنند. تا پیش از این در صحنه سیاست به دلیل حساسیتهای موجود، امکان برقراری روابط رسمی دیپلماتیک وجود نداشت و هر دو حاکمیت نمایندگان سیاسی برای تسهیل امور داشتند، اما حکومت پهلوی به دلیل تبعات منفی آشکار شدن این روابط در داخل و خارج از ایران از اعلام رسمی آن خودداری کرد.
با این وصف، مطابق اسناد در همین شکل پنهانی نیز هماهنگی لازم برای گسترش تعاملات سیاسی و اقتصادی وجود داشت. اینگونه به نظر میرسد که رژیم پهلوی اگرچه تا پایان دوران حاکمیت خود از رسمی شدن روابط بیم داشت، اما در عین حال، درصدد بود با بهرهگیری از برخی اتفاقات ورزشی و فرهنگی حساسیتهای موجود داخلی در مواجهه با موضوع صهیونیسم را کاهش دهد. ازجمله این رویدادها، برگزاری مسابقات ورزشی بود.
برخی اسناد منتشره هراس ساواک از بروز احساسات ضد اسرئیلی را آشکار میسازد.
یکی از این اسناد، بیانگر سفر تیم تاج به تلآویو است که اعتراض کشورهای مسلمان را در پی داشت.
در این سند آمده است:
تاریخ: 17 خرداد 43
موضوع: درباره عزیمت تیم تاج ایران به اسرائیل
طبق اطلاع واصله. در نیمه دوم فروردین ماه جاری تیم تاج ایران جهت انجام پارهای مسابقات به تلآویو مسافرت نمود. انعکاس این خبر در جراید عربی موجبات تهییج افکار عمومی و ازدیاد نارضایتیهای مردم عرب را علیه این مسافرت فراهم آورده است.
نظریه: به طور کلی محافل عربی نسبت به هرگونه روابط ایران و اسرائیل و تماسهای مختلف در کادرهای اداری و غیراداری حساسیت آشکاری از خود نشان داده و بلندگوهای مزدور و دستگاههای تبلیغاتی کشورهای عربی که مخالف سیاست دولت شاهنشاهی هستند، تماسهایی نظیر عزیمت تیم تاج به اسرائیل را دستاویز حملات شدید مطبوعاتی قرار داده و با استفاده از احساسات عربیت مردم آن منطقه افکار عمومی آنان را علیه دولت شاهنشاهی تحریک میکنند.
از طرف دیگر دولت اسرائیل نیز مدتی است که اخبار مربوط به اینگونه تماسها را با آب و تاب فراوان منتشر میکند و به این وسیله قصد دارد با تیره ساختن روابط ایران و اعراب دولت شاهنشاهی را وادار به گرایش بیشتر به سوی خود نماید. علاوه بر این دشمنان ایران از این پیشامد حتی برای تهییج افکار عمومی داخلی بخصوص طبقه روحانی نیز بهرهبرداری و استفاده میکنند.
لذا شایسته است که حتیالمقدور از ادامه تماسهای مستقیم و اینگونه مسافرتها به اسرائیل ممانعت شده تا به این وسیله از تبلیغات سوء مغرضان علیه کشور شاهنشاهی ایران جلوگیری شود. (آرشیو اسناد موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی)
یکی دیگر از اقدامات برگزاری مسابقه فوتبال بین دو تیم ایران و اسرائیل بود. با این وصف اعتراضات به حدی رسید که مسئولان سیاسی رژیم صهیونیستی را از ایجاد رابطه رسمی و علنی ناامید کرد. ربی مئیر عزری ـ سفیر اسرائیل در تهران ـ درباره اولین دیدار فوتبال مینویسد:
«در یکی از روزهای آوریل 1970 (فروردین 1349) که تیم ملی اسرائیل باید در میدان ورزشی امجدیه (شهید شیرودی فعلی) در برابر تیم ملی ایران میایستاد برای من روز بزرگی بود. خسروانی در جایگاه ویژه، جایی کنار شاپور غلامرضا پهلوی و نزدیک جایگاه شاه و شهبانو برای من و همسرم پیشبینی کرده بود. آن روز دو تیم ایران و اسرائیل در برابر هم ایستادند و این بازی پایانی برای گزینش قهرمان آسیا بود. تیمهای تاج تهران و هپوئل تلآویو در میدان به نبرد پرداختند.»
واژههای ناشایست و ناسزاهای اسرائیلستیزانه فراوانی از دهانها شنیدم که هرگز از ترکها و یونانیها که پیشینه زشتی در این زمینه دارند، شنیده نشده بود. گفتنی اینکه با داور بازی به همانگونه برخورد شد. از این پس میان سران ورزش ایران در نزدیک شدن به اسرائیل آرامآرام به کندی گرایید (یادنامه، ربی مئیرعزری، ج 2، ص 25)
اتفاق دیگر برگزاری بازی فوتبال میان ایران و اسرائیل جام ملتهای آسیا در سال 1968 بود.
ایران در سه دوره نخست جام ملتهای آسیا (۱۹۵۶، ۱۹۶۰ و ۱۹۶۴) غایب بود، اما در جام ملتهای آسیا ۱۹۶۸ نخستین حضور خود را با میزبانی بازیها تجربه کرد. ایران در این دوره با چهار تیم اسرائیل، برمه، تایوان و هنگکنگ رقابت کرد. ایران بازی پایانی را در مقابل اسرائیل برگزار کرد. این بازی در حضور 30 هزار تماشاگر برگزار شد و ایران توانست با گلهای بهزادی و قلیچخانی پیروز و فاتح جام شود.
عزتشاهی در خاطرات خود زوایایی از حضور اعتراضی مردم را آشکار میکند:
«در سال 1347 مسابقهای بین ایران و اسرائیل در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی) برگزار شد. اسرائیلیهای زیادی به ایران آمده بودند. ما در جریان نبودیم، اما برخی از گروهها در اعتراض به برگزاری مسابقه و ورود اسرائیلیها، تظاهراتی به راه انداختند و مطالب سطح پایینی را مطرح کرده بودند. در سال 1349 در بازیهای آسیایی فوتبال که در ایران برگزار شد، قرار بود بازیکنان اسرائیلی هم به ایران بیایند. ما دو ماه جلوتر باخبر شدیم. از آنجا که احساسات ما به خاطر آتش زدن مسجدالاقصی جریحهدار شده بود، این مسابقه فرصت خوبی بود تا انتقام خود را بگیریم و نسبت به ارتباطات دولت ایران با اسرائیل اعتراض کنیم... مسابقات حدود ده، دوازده روز طول کشید و ما از شب اول که عملیات شروع شد، هر شب حدود ده هزار تراکت و اعلامیه چاپ و پخش میکردیم.
برای پخش اعلامیه در امجدیه با چهار گروه در چهار طرف امجدیه مستقر شدیم. طریقه پخش هم به این صورت بود که هر فرد به اندازه مصرفش اعلامیه میبرد، صد یا دویست اعلامیه را یکباره میانداخت تا اگر گیر افتاد و بازرسی بدنی شد دیگر مدرکی همراهش نباشد.
با رد و بدل شدن هر شوت حساس در مسابقه، صدای تماشاچیها به آسمان بر میخاست و ما در این لحظهها دسته دسته اعلامیه بر سر آنها میریختیم که مردم اول فکر میکردند که تکههای کاغذ را برای شادمانی پخش میکنیم... در روز اول مسابقات، پرچم کشورهای مختلف ازجمله پرچم اسرائیل دور تا دور استادیوم در اهتزاز بود. برای آتش زدن پرچمهای اسرائیل هر چهار دسته وارد عمل شدیم. برای این کار تافت (آبپاش)هایی را پر از بنزین کرده به استادیوم بردیم. در لحظهای که هیجان و شور مردم شدت میگرفت، پرچمهای مزبور را در همان حالت اهتزاز به آتش میکشیدیم. (خاطرات عزتشاهی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، صص 51 تا 54)
محسن رفیقدوست وزیر اسبق سپاه نیز یکی از افرادی بود که در این حرکت اعتراضی نقش داشت. وی در اینباره میگوید: مسابقه ایران و اسرائیل بود و من مامور شده بودم که مسابقه را به هم بزنم که البته به هم زدیم، اما یک عده را گرفتند که یکی از آنها من بودم و در بازجویی شعارهایی را علیه سران اسرائیل دادم. بازجو گفت تو به روح و معبود من اهانت کردی و همچنین حرفهای زشتی زد که اینجا جای نقل آنها نیست. (درج در خبرگزاری تسنیم، زمان انتشار: ۱۹ بهمن 1392)
در گزارش دیگری آمده است که در بازی مقدماتی اسرائیل و هنگکنگ برخی از دولتمردان نیز هدف پرتاب بطری از سوی تماشاگران قرار گرفتند. در بازی نهایی میان ایران و اسرائیل هم تماشاگران شعارهای ضداسرائیلی میدادند و بالنهایی با نقش صلیب شکسته به هوا پرتاب میکردند.
جمعیت تماشاگران پیکرههایی به شکل موشه دایان برافراشته بودند و به آن تف میانداختند و لگدمال میکردند. تعدادی دیگر از مردم به یادآوری موشه دایان وزیر دفاع وقت اسرائیل تعدادی الاغ را که یک چشم آن را بسته بودند در خیابانها میگرداندند. (عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی صفحه، 392)
گرچه یکی از ابزارها برای آشکار کردن روابط ایران و اسرائیل برگزاری مسابقات ورزشی بخصوص فوتبال بود و هدف رژیم پهلوی آن بود که از علاقه مردم به فوتبال برای عادیسازی روابط ایران و اسرائیل استفاده کند، اما با توجه به شکست اسرائیل در دو بازی انجام شده و جو ضدصهیونیستی ورزشگاه و اعتراضات عمومی مردم در بیرون ورزشگاه که به تجمع و راهپیمایی انجامید، این طرح عملی نشد.
فتاح غلامی / گروه تاریخ
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)