خوشمزه شدن موسیقی ایرانی

توجه به استقبال مخاطبان و گرایش‌های مردم‌پسند، از دغدغه‌های اساسی عرصه‌های مختلف هنری است، چراکه شهرت و جنبه‌های مادی بیشتری را برای هنرمند رقم خواهد زد. اما این معیار و مرز تا کجا قابل قبول خواهد بود؟ باید توجه داشت در این دهه گسترش وسایل ارتباط جمعی، امکان عرض اندام برای انواع موسیقی‌های پرمحتوا، کم‌محتوا و بی‌محتوا را سهل کرده و از طرفی، گزینش و انتخاب شاخص و ملاک‌های اساسی هنر فاخر را دشوارتر کرده است.
کد خبر: ۶۶۱۱۳۹

جامعیت این موضوع به میزانی است که اغلب رشته‌های هنری را تحت تأثیر قرار می‌دهد​. به دلیل مشغولیت فراوان جامعه کنونی، تخصصی‌تر شدن علوم، تجارب و مهارت‌ها و نیز عدم درک عوام از مختصات هنرهای عمیق‌تر و متفکرانه‌تر، تمایلات جامعه عمومی را به دنبال کردن آثار سهل‌الوصول‌تر و اصحاب هنر را به سمت جلب رضایت مشتری، بیشتر سوق داده است​. از طرفی برخی نیز که این محدودیت‌ها دامنگیرشان نیست، برعکس تیشه به ریشه فرهنگ می‌زنند و نوعی موسیقی را ترویج می‌دهند که بیشتر یک فرم ظاهری بدون پشتوانه قوی هنری است.

یک فیلم معمایی (Mystery) یا عاشقانه (Romance) در قیاس با یک فیلم طنز (Comedy) و تجاری و گیشه‌ای یا یک نقاشی کوبیسم در قیاس با یک اثر رئال، مخاطبان خاص‌تری دارد. هنر هم می‌تواند در عین زیبایی در جهت پروراندن یک سوژه عمیق، متفکرانه و جدی قدم بردارد و هم می‌تواند کاملا در جهت یک هنر سطحی با ظاهری آراسته و هضمی ساده‌تر باشد، اما در حقیقت، گرفتن این اختیار از آهنگساز که مطلقا هیچ جنبه فانتزی را نتواند در چارچوب کار خود قرار دهد یا برعکس بدون هیچ سوژه‌ای صرفا به جنبه‌های شیرین‌نوازی و مردم‌پسند‌تر بپردازد، ​ هر دو جای ایراد دارد.

استاد فقید کامل نورعلی برومند، نوازنده برجسته و موسیقیدان ایرانی در یکی از سخنرانی‌های خود این موضوع را چنین مطرح کرده است: «بدیهه‌نواز وقتی بدیهه‌نوازی می‌کند، عینا مانند کسی است که سخنرانی می‌کند، جمله‌ای که می‌خواهد بگوید باید رابطه حسابی با جمله قبلی داشته باشد، تا این‌که سوژه خوب پرورانده شود و برای این‌که این سخنرانی شیرین شود، شخصی که سخنرانی می‌کند بین حرف‌هایی که می‌ زند چندین مثال هم می‌زند، برای این‌که خوشمزه بشود و به اصطلاح شیرین‌تر بشود این سخنرانی‌اش‌؛ ولی اگر بخواهد تمام این سخنرانی خودش را منحصر بکند به مثل‌های شیرین زدن، خود اصل موضوع از بین می‌رود.» جامعیت و به روز بودن این گفتار با گذشت چهار دهه از مرگ استاد و ایراد سخن در دورانی که موسیقی ایرانی نیازمند حفظ و اشاعه آثار سنتی و توجه بیشتر به مبانی و اصول فرهنگی جامعه جدید بود، هنوز قابلیت تعمیم و استفاده در فرم‌ها و قالب‌های مختلف موسیقی ایرانی امروز را دارد. تحولات هنر موسیقی شرقی با توجه به نیاز زمانه نه‌تنها بحث امروز نیست، بلکه در آثار متقدمین موسیقی جدی و ردیف نیز مشاهده می‌شود.

نمونه

‌ اضافه شدن گریلی شستی از نوازنده دوره‌گرد به ردیف‌سازی توسط میرزا حسینقلی، ‌ اضافه شدن گوشه نیشابورک از ردیف‌سازی به آوازی توسط عبدالله دوامی، ‌ اجرای آواز کامل در یک غزل کامل توسط متاخرین (قدما هر گوشه‌ای را با شعر مرتبط با آن اجرا می‌کردند.)، استفاده از صدای بم در آواز ایرانی (برای اولین‌بار توسط طاهرزاده، ادیب خوانساری )‌، ‌ استفاده از آثار شعرای معاصر دوره قاجار در آواز (علاوه بر حافظ و سعدی) توسط سیدحسین طاهرزاده، ‌ اضافه شدن تنوع تحریری به آواز توسط سیدحسین طاهرزاده، استفاده از لگاتو در آواز سلیمان خان امیرقاسمی، استفاده از آرپژ در آواز حسنعلی خان نکیسا، استفاده از ساز‌های جدید در برخی صفحات گرامافون قدیمی مانند فلوت اکبرخان، ویلون حسین‌خان هنگ آفرین، پیانو مشیر همایون شهردار، ‌ استفاده همزمان دو انگشت آکورد در تار نوازی علی‌اکبرخان شهنازی​ ‌

این نمونه‌هایی بود از تغییرات هنر جدی موسیقی ایرانی که تحت تاثیر نیازهای زمانه متحول می‌گردد، اما تمام اینها برخلاف امروز در تنه اصلی موسیقی ایرانی و جوهر پاک آن خللی وارد نکرده‌اند، بلکه بیشتر نمودی از تکامل(Evolution) ، ابتکار (Initiative) ، ذوق (virtuosity) یا جنبه‌‌های مختصری از فانتزی (Fantasy) دارند که همزمان اصالت را به‌عنوان بنیان خود حفظ نموده‌اند و طبق نظر استاد برومند به اندازه و در جای خود کاربردی خواهند بود، اما نه آن مقدار که اصل مطلب از بین برود و در حاشیه قرار گیرد.

محسن حسنی ‌‌/‌‌ پژوهشگر و خواننده موسیقی ایرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها