به اون دوستات هم بگو واقعا که! عوض احترام گذاشتن به علائقه دوستشون، به خاطر علاقهش مسخرهش کنه)- آزادوار از اهواز- غلامرضا صادقی از اهواز- حرف زور- مریم عبدالوند از ازنا- فروغ بیفروغ از اراک- خانه سبز از کرمونشاه (چرا فکر کنی که فکر میکنم دروغ میگی؟! نچ... اما دست من نیست، میگن اینا رو نذار چون نوجوونها نمیتونن تشخیص بدن، خودش میشه تبلیغ!)- شیلا (آره؟ چن متره زبونش؟ اصا متره یا وجب؟)- ضحی- مریم گلی- عشق سرعت (هههه... چه کاریه؟ مردم چه کارا میکننا! توپ، بخاری، انفجار... هههههه. نکن همچی کارایی بابام جان)- کادو- احسان از شهرک فارسجین- بدون نام (به مسئول آشپزخانه گفتم ماهی شکمپر میخوان؛ گفت نگاه میکنه اگه قبلا چاپ نشده بود، باشه)- ح.ن.- مهدوی از بروجرد (دو پله برو عقب. نتیجه صحبت دربااره طرز تهیه حلوا، بیسکویت و سوهان قم هم به همون جا رسید!)- جعفر از قم- سارا- میلاد از سنندج (اگه شمارههای قبلی اسمی ندیدی، دیگه خودت باس نتیجه بگیری یحتمل به دستم نرسیده)- ساناز احسانی از تهران (دو ماه دقیق نیست، حدودیه! مطالب و اسامی کم و زیاد میشه، نوبت چاپ هم این ور اون ور میشه. ضمناً از میوههای خوبتر درختچۀ مخچهت بفرست، امکان چاپش بیشتر میشه)- مریم از آبشار سبز (یه پله برو عقب، جمله آخرش رو بخون)- سارا شمس، خاله چهارقلوها از اراک- سجاد رجبی از الیگودرز- باران، دختری از همین حوالی- گناهداری از... (پس چی شد این خبر هویت؟ البته خودمونیم، قسمت ماهی مرکبش باحال بود. کلی خندیدم)- آخر راه- سپیده از اراک (ممنون)- مریم- بغض پنهان- حسین کاشی 17 ساله از قم (نوبتت برسه، رو چشمم. داره چاپ میشه که. از خوبتراش جدا کن بفرست)- حانیه 19- مرتضی از سمنان- زهرا محمدی از خرمآباد (انگار نه انگار که من خودمم دستم تو کارههاااا! مامانبزرگمم شاکی شده میگه: تو چرا لقمه رو میپیچونی؟ بچهم هزار بار گفته مطلب بلند ننویسین، گوش نمیدین! تازه عصبانی شده میگه: چاپ نکنه میگین چرا چاپ نکرد، کوتاش کنه، میگین زد آش و لاشش کرد، خب یهو بگین میخواین نوه عزیزم رو بفرستین دیوونهخونه دیگه؟!)- سمیه از یزد- امیر شکارنظری از خرمآباد- اکسیر سبزآبی- جوجه تیغی- چاووشی- همیشه تنها از آباده- پاییز سال بعد- ترازو- هاجر جهانگیری از اصفهان- افسانه از مسجد سلیمان- میترا میرزایی- صفاری از زنجان- سمیه از کویر یزد- ک. از اسلامآباد غرب (شعر یا مطلب به گویش محلی رو فقط کسانی میخونن و درک میکنن که به همون گویش آشنا باشن. تعداد خوانندههای این گویشها کمتره و در نتیجه: نه... به زبانی بفرست که تعداد بیشتری بخونن و متوجه بشن)- همایون صحرایی از کرمانشاه- پروین تقدیری- بیروح- عزیز از دامغان- نگار (خیلی ممنون. کلیدها هم نوش جونت. گوشت خوندنی تجربه بشه به راههای نرفتهت و از چاه و چوله زندگی در امان نگهت داره؛ قابلتم نداره)- ف.ا (فقط با یه اسم مستعار بفرست دیگه)- راضیه ن. از کوهدشت- دخترک تنها از قزوین- مژگان 84- کلانتر دل- محسن علیجانی 29 ساله از خوزستان- شیوا از شهرکرد- پلنگ صورتی 16- رؤیا میرزایی از ملایر- چشم سوم از قائمشهر- ننه علی- سین از ابهر (قبول! فقط به قانونای صفحه پایبند باش)- سمیه از اردبیل- بدون نام (به مسئولش آش ترخینه و حلوا با شیر را نیز گفتیم)- صبا. ج. (میبینی کی رسیده دستم؟)- حیات خلوت- لیلای بیمجنون- یک شهروند تهرانی (گفتیم آموزش آش دوغ را هم در برنامه بذارن)- علی مبشری از اهواز- کلاغ سفید از لاهیجان- فهیمه از بندر ترکمن (این روی وب بودش که! به هر حال، امیدوارم تو هم توی کنکور موفق باشی)- مریم، مامان محمدعلی- محدثه 18 (اینم سوال داره؟ اگه نرسیده قطعاً بدون خطوط خراب شده! وگرنه حال اون شما دو نفر خیلی هم خوبه؛ خیلی هم خوشحال میشه!)- فائزه نوه 18 ساله حافظ (پدر حافظ رو درآوردی تا 18 ساله شدیهاااا... نگی نفهمید!)- دختر کاغذی، سارا (یخدهم به سواد من توجه کن خب. مطمئن باش یه چی بوده که یکی کامل چاپ شده، یکی نصفه. الان نچاپیدم؛ بیای بگی همون کوتاهش رو چاپ میکردی، میسپرمت به دست مامانبزرگم و وردنهش!)- هاشمی از ملایر- خانم فردوس از اهواز- حسین نقدی- و... بقیهم بزرگوارانه منتظر باشن تا شمارههای بعدی؛ چیه هی خیره شدین توی اسامی دنبال اسمتون میگردین!