پس از مدتی ژیانگ را مجبور میکنند با این مرد ازدواج کند، اما وی با کمک زنی از اهالی روستا فرار میکند. وی پس از مدتی با برادر این خانم آشنا شده و با او ازدواج میکند. ژیانگ میگوید ازدواج با همسرش به قدری لحظهای شاد در زندگیاش بود که او میخواهد با پوشیدن لباس عروسیاش، خاطره این روز را همیشه زنده نگه دارد./ Oddity central
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛