jamejamnashriyat
کد خبر: ۶۵۶۷۸۱   ۲۶ اسفند ۱۳۹۲  |  ۲۱:۲۷

این زن وقتی 8 سال داشت از سوی مادرش در خیابان رها شده بود

دیدار شورانگیز زن معلول با پدر پس از34 سال

دختر چهل و دو ساله معلول جسمی و حرکتی که در هشت سالگی توسط مادرش در خیابان رها شده بود، در مرکز خیریه توانبخشی نرجس شهرستان شیراز پس از 34 سال موفق به دیدار پدرش شد.

به گزارش جام‌جم، پدر و مادر با شوق بسیاری زندگی مشترکشان را 44 سال پیش در شهرستان گلپایگان استان اصفهان شروع کردند. مدتی بعد خدا به آنها دختری عنایت کرد که نامش را زهرا گذاشتند. چند ماه از تولد این کودک نگذشته بود که آنها متوجه شدند بدن زهرا کم‌تحرک است و مانند دیگر بچه‌ها نمی‌تواند حرکت کند و نمی‌تواند خوب حرف بزند. ابتدا گمان بردند شاید این وضع طبیعی است، اما با گذشت چند ماه وضع جسمانی زهرا بهتر نشد.

والدینش او را به چند بیمارستان بردند و آزمایش‌های مختلفی انجام شد و پزشکان عنوان کردند زهرا معلول و کم‌توان جسمی و حرکتی است و تا آخر عمر قادر به ایستادن روی پاهایش نیست.

والدین زهرا در ناباوری تصمیم گرفتند با این وضع بسازند و به زندگی‌شان ادامه دهند. آنها چند سال بعد صاحب چند پسر شدند، اما با تولد برادران، زهرا بیش از پیش احساس تنهایی و دلتنگی می‌کرد و آینده‌ای تاریک را پیش رو می‌دید.

چند ماه که گذشت اختلاف والدینش بیشتر شد و آنها وقتی او هشت ساله بود، از هم جدا شدند. مادر گاهی برای این‌که دلتنگی‌اش کم شود، او را برای دیدن پدر می‌برد تا این‌که پس از آخرین ملاقات با پدر، مادر او را به یکی از خیابان‌های شهر برد و او را روی ویلچر تنها رها کرد و رفت. آن روز زهرا هرچه منتظر مادر ماند، خبری از او نشد تا این‌که زن و مردی در خیابان او را در حالی که می‌گریست، پیدا کرده و به یک مرکز بهزیستی منتقل کردند.

زندگی زهرا ورقی دیگر خورد

با گم شدن زهرا، پدر نیز در جستجویش بود، اما همه تلاش‌ها برای یافتن دخترش بی‌نتیجه ماند. سال‌ها از پس هم می‌گذشتند و زهرا در چند مرکز توانبخشی زندگی‌اش را سپری می‌کرد تا این‌که سال 1374 به خانه جدیدش که مرکز توانبخشی نرجس شیراز بود، پا گذاشت. او در این محل حاضر به گفت‌وگو با کسی درباره زندگی‌اش نبود و چند ماهی گذشت تا توانست خود را پیدا کند.

زهرا دیگر می‌خندید و به زندگی در جمع دوستانی که مثل خودش بودند، عادت کرد. پدر نیز پس از گم شدن دخترش، دوباره ازدواج کرد و صاحب فرزندان دیگری شد، اما همیشه در حسرت دوری از دخترش می‌سوخت.

چند روز پیش و در آستانه سال نو پدر تصمیم گرفت دوباره جستجویش را برای یافتن زهرا شروع کند، انگار این بار روزنه امیدی در قلبش هویدا شده بود و احساسی در وجودش می‌جوشید و خبر از زنده ماندن دخترش می‌داد. او به چند مرکز توانبخشی در شهر‌های مختلف سر زد و سرانجام با حضور در مرکز توانبخشی نرجس در شیراز، با کمک مدیر این مرکز و جستجو در اتاق‌ها، زن چهل و دو ساله‌ای که نامش هم‌نام فرزند او بود، ملاقات کرد و متوجه شد او همان گمشده‌ای است که سال‌ها حسرت دیدارش را داشته است.

حاضران با دیدن این صحنه، اشک در چشمانشان حلقه زده بود. پدر و دختر پس از 34 سال دوری موفق به دیدار یکدیگر شدند و امسال عید نوروز را در خانواده جدید جشن می‌گیرند.

معصومه ملکی /گروه حوادث

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر