یادداشت‌

همراه شدن با فراز و فرود داستان

انتظار بیننده یا تماشاگر پیش از شروع یک فیلم، پیش رفتن و اوج گرفتن داستان آن است. چنان که هر دقیقه و هر لحظه از فیلم حادثه‌ای دیگر را نوید بدهد. وقتی داستانی پیش می‌رود، قابلیت‌های انسانی بیشتر و اراده قوی‌تری را می‌طلبد. تغییرات بزرگ‌تری را در زندگی شخصیت‌ها به وجود می‌آورد و آنها را در معرض خطرات بیشتر و عمیق‌تری قرار می‌دهد، اما نکته اساسی اینجاست که این پیشروی باید در شمایل اثر هم بروز کند؟ برای این کار می‌توان چهار تکنیک مهم را در نظر گرفت، پیشروی اجتماعی، پیشروی فردی، صعود نمادین و صعود کنایی.
کد خبر: ۶۵۳۴۶۰

در مورد اول باید داستان را با فضایی صمیمی و کوچک آغاز کرد که صرفا چند شخصیت اصلی را دربر می‌گیرد، اما پیش رفتن داستان فیلم و سریال باید به گونه‌ای باشد که کنش‌های این شخصیت‌ها در دنیای پیرامونشان بسط یابد و زندگی افراد بیشتری را تحت تاثیر خود قرار دهد و به تغییر آن منجر شود. همچنین لازم است این روند کاملا تدریجی باشد نه دفعی و ناگهان.

براساس این اصل می‌توان گفت چطور صاحبان مشاغل مختلف بیش از حد در نقش قهرمان داستان‌ها ظاهر می‌شوند و نویسندگان تمایل دارند درباره شغل یا صنف خاصی قصه بنویسند؛ چراکه در این حالت می‌توانند مشکلات زندگی فردی یا شغلی آنان را به جامعه نیز تعمیم بدهند.

پیشروی فردی زمانی کاربرد دارد که نمی‌توان در عرض داستان حرکت کرد. در این حالت می‌توان داستان را با یک کشمکش فردی یا درونی که البته قابل حل هم به نظر می‌رسد، آغاز کرده و در ادامه داستان به رازها و ناگفته‌هایی در لایه‌های زیرین رویداد پی برد که مخاطب را به لحاظ عاطفی، روانی، فیزیکی و اخلاقی به بطن ماجرا سوق می‌دهد. در این رویکرد، کنش‌ها به اعماق روابط خصوصی و زندگی درونی شخصیت‌ها کشیده می‌شوند.

در صعود نمادین همان‌طور که از نام آن بر می‌آید نویسنده با استفاده از نمادها به جذابیت و گیرایی داستان کمک می‌کند. نمادها همچون تصاویری که در رویا می‌بینیم، به ناخودآگاه ما هجوم می‌آورند و ما را از درون تحت تاثیر قرار می‌دهند، به گونه‌ای که حتی از وجودشان هم با خبر نمی‌شویم. اگر به تصاویر برچسب نمادین بزنیم تاثیرشان از بین می‌رود، اما اگر آنها را بتدریج و بی‌آن که خود را به رخ بکشند، وارد داستان کنیم قصه‌ای تکان‌دهنده را رقم می‌زنند.

پیشروی نمادین با کنش‌ها، مکان‌ها و نقش‌هایی آغاز می‌شود که فقط خودشان را نشان می‌دهند، اما در ادامه داستان، تصاویری با معنای بیشتر ارائه می‌شود و در پایان به گونه‌ای از تصاویر می‌رسیم که تفکری عام و جهانشمول را در برمی‌گیرد.

کنایه نیز ظریف‌ترین جلوه و نمود لذت داستان است. کنایه در داستان بین کنش‌ها و نتایج بروز می‌کند. بین ظواهر و واقعیت یعنی جایی که منبع اصلی انرژی داستان یا به عبارتی منبع اصلی حقایق و عواطف نهفته است. کنایه در داستان باید حالتی غیرجدی و غیررسمی داشته باشد. با نوعی ناآگاهی از تاثیر آن و در عین حال اطمینان از این که تماشاگر به کنایی بودن قصه پی خواهد برد.

رکسانا قهقرایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها