حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....

رضا ایرانمنش از بازیگران بااخلاق سینما و تلویزیون که اخیرا به شورای شهر کیش راه پیدا کرده و به عنوان رییس شورا هم انتخاب شده بود به دلیل آنچه عدم همراهی رییس منطقه آزاد کیش با این شورا در تخصیص مکانی حداقلی برای برگزاری جلسات عنوان شده استعفای خود از شورای شهر را اعلام کرد. به گزارش شبکه ایران ایرانمنش که در طی مدت حضورش در شورای شهر کوشیده بود ولو به طور نسبی پاسخگوی مشکلات مردمان این منطقه باشد اما در گفتگوهای قبلی خود بر کارشکنیهایی که در برابر وی صورت می گیرد اشاره کرده بود در گفتگوی تفصیلی با «نسیم» کارشکنیهای مدیران سازمان منطقه آزاد و عدم همراهی آنها با شورای شهر را دلیل این استعفا اعلام کرده است. متن گفته های این هنرمند جانباز را در ادامه می خوانید:
* بالاخره حضور شما در شورای شهر کیش به کجا رسید؟ توانستید مقامات منطقه آزاد کیش را برای دریافت امکانات موردنیاز شورا همراه کنید یا خیر؟
راستش را بخواهید من حدودا دو ماه پیش هم درباره کارشکنیهای منطقه آزاد علیه شورای شهر کیش مفصل صحبت کردم و در آن گفتگو هم صراحتا گفتم دوستان قصد ندارند مشکل مکانی شورا را حل کنند. ما نیاز داشتیم به یک دفتر حداقلی برای ترتیب دادن ملاقاتهایمان با مردم شهر و رسیدگی به مشکلات آنها و البته انجام کارهای اداری خود. بعد از آن گفتگو دوستانی از طرف منطقه آزاد به سراغ ما آمدند و گفتند نیازی نبود این مساله را رسانه ای کنی و ما ساختمان به شما می دهیم. ما هم گفتیم چه بهتر اما بعد از مدتی فهمیدیم که فقط می خواهند با چرب زبانی و وعده امروز و فردا را دادن ما را دست به سر کنند. این در شرایطی بود که شورای شهر فقط یک ساختمان از مدیران منطقه آزاد می خواست و نه مثلا یک برج. مدیران منطقه آزاد می گفتند دادن ساختمان مشکلی نیست اما وقتی ماجرا به زیردستان می کشید شرایط عوض می شد با این حال من آن قدر پیگیری کردم که توانستم دو اتاق و نصفی از دوستان بگیرم.
* فلسفه این دو اتاق و نصفی چیست؟ چرا مثلا سه اتاق ندادند؟
یکی از اتاقها به دلیل قناسی که در معماری داشت نصفه تلقی می شد. جالب اینجا بود که دوستان برای 5 کارمند اداری خود 10 اتاق اختصاص داده بودند و برای یک شورای شهر فقط 2 اتاق و نصفی. البته باز هم گله ای نداشتیم و سعی کردیم امور مراجعه کنندگان که بخش عمده ای از آنها کارگران و طبقات پایین ساکن در کیش بودند را در همین وضعیت رتق و فتق کنیم آن هم در شرایطی که برای تجهیز اتاقها حتی میز و صندلی هم نداشتیم.
* یعنی 2 اتاق و نصفی بدون هیچ وسایلی به شورای شهر کیش تعلق گرفت؟
بله، هر چه نامه زدیم برای گرفتن لااقل دو تا میز کنفرانس و چند تا صندلی باز هم به درب بسته خوردیم البته لیست اقلام موردنیاز برای اتاقها را از ما گرفتند اما باز هم امروز و فردا کردند اما اوضاع زمانی شکلی تمسخرآمیز به خود گرفت که روزی از روزها وقتی خواستیم وارد ساختمانی که همین دو اتاق و نصفی در آن واقع بود بشویم دیدیم تابلوی شورای شهر را پایین کشیده اند! توهین از این بدتر نمی شد! نه فقط به اعضای شورا با این کار توهین کردند بلکه به سوره ای از قرآن «و امرهم شورا بینهم» که بر روی تابلو آمده بود و البته رای مردمی که اعضای شورا را انتخاب کرده بودند توهین بزرگی کردند. برای همین تصمیم گرفتم استعفای خودم را از همین رسانه به گوش مردم کیش و مسئولانش برسانم. استعفا می دهم چون فکر می کنم نه فقط به مردم کیش که به کلام خدا که بر روی تابلوی شورای شهر بود و پایین آورده شد، بی حرمتی صورت گرفته است.
* گویا بالادستیها شرایطی را رقم زدند که آدمهایی چون شما نتوانید در شورای شهر کار کنید.
من تمام تلاشم را کردم تا در این 6 ماه ولو به اندازه یک گام مشکلات مردم را حل کنم. وظیفه ام بود که در این مدت هم به مشکلات مردم رسیدگی کنم و حتی بارها و بارها در خیابانهای روبروی شورای شهر سعی کردم مشکلات را بشنوم و به مسئولان مربوطه ارجاع دهم. روز اولی که وارد شورا شدم فکر می کردم می توانم برای این مردم بیشتر از این کار کنم اما متاسفانه شرایطی که مسئولان منطقه آزاد پیش آوردند مرا به سمت استعفا برد...
* فکر می کنید چرا باید این طور باشد؟
ببینید من روز اول به مهندس مونسان گفتم ما در شورای شهر جلوی شما نایستاده ایم بلکه اتفاقا می خواهیم یار و همراه شما باشیم اما مشکل اینجاست که من در این شش ماه فقط یک بار توانسته ام به اندازه 5 دقیقه آن هم نه در قالب جلسات رسمی که بین الجلسین ایشان را ببینم... اما نشد. چرا؟ چون همه در جلسه هستند. خیلی جالب است که ما جمعه ها در دعایی که می خوانیم از خدا می خواهیم شرایط دیدار با امام زمان(عج) را برایمان فراهم کند اما انگار شرایط طوری شده که برای دیدار با یک مدیر میانی هم باید دست به دعا برداریم. آن هم مدیرانی که هر چه دارند از همین مردم است...
* اگر بخواهید به واسطه همین حضور شش ماهه در کیش درباره دلایل عدم توجه به نظرات آدمهایی چون خود صحبت کنید علت را چه می دانید؟
این را دیدم که مدیران این منطقه بیشتر از آن که به فکر آن کارگران بدبختی باشند که در بدترین شرایط زندگی می کنند به دنبال سرمایه گذارانی هستند که چون پول دارند هر وقت که بخواهند می توانند با مدیران خوش و بش کنند. من بارها و بارها قریب به 20 دقیقه تا نیم ساعت فقط پشت خط تلفن مهندس مونسان می ماندم تا بتوانم 2 دقیقه حرف بزنم اما نمی شد که نمی شد.
اما در همین اوضاع اغلب کارمندان سازمان مناطق آزاد خودروهای 2013 سازمان را رد کرده و به جایش خودروهای 2014 سوار می شدند و برای بدرقه مهمانانی که از تهران برایشان می آمد تا فرودگاه هم می رفتند اما وقت ملاقات با اعضای شورای شهر را نداشتند. این اتفاقات و برخوردهای دیگر مرا به این نتیجه رساند که دوستان می خواهند شورای شهر کیش را در حد یک ارگان صوری جلوه داده و قدرت اصلی را از آن مناطق آزاد جلوه دهند. مدیران پشت تریبون دم از حمایت از مردم می زنند اما از کیش فقط برای خوشگذرانی استفاده می کنند و حتی نامه های مردم را هم سالها در کارتابلها بایگانی کرده اند.
* آیا حالا که به گذشته فکر می کنی اگر به شش ماه قبل و زمان انتخابات بازگردی باز هم برای شرکت در انتخابات شوراها کاندیدا می شوی؟
ببینید من در تمام این مدت پیشنهادات هنری خوبی که داشتم را رد کردم بلکه بتوانم برای مردم کیش کاری کنم اما این حضور کوتاه مدت به من نشان داد سیاست بازی برخی مدیران کثیف تر از آنی است که فکرش را می کردم. ما همزمان با 22 بهمن تابلوی شورای شهر را بالا بردیم آن هم با حضور امام جمعه کیش و امام جماعت اهل تسنن و البته خودِ مهندس مونسان اما تنها چند روز بعد از آن تابلو را پایین کشیدند و همان دو اتاق و نصفی را از ما گرفتند و البته پیغام دادند که اختصاص دفتر به شورا وظیفه ما نیست! جالب و البته تکان دهنده اینجاست که می گویند این شهر نه نیاز دارد به شورا و نه نیاز دارد به شهرداری اما از مردم بیچاره عوارض نوسازی می گیرند. یکی نیست بگوید اگر شورا نمی خواهید پس عوارض نوسازی را به نام کدام ارگان می گیرید؟
* فکر کنم بتوانی آنچه بر تو در این مدت گذشت را دستمایه ای کنی برای نگارش یک سناریو!؟
من یک بسیجی از جان گذشته ام و همان روحیات جبهه و جنگ است که باعث می شود همچنان رک و راست و بی سانسور حرف بزنم. شما فکر می کنید چرا امثال سعید شنبه زاده ها که هنرمندان همین مناطق جنوبی هستند باید برای امتداد کار هنری خود به آن سوی آب بروند. برای همین عدم حمایتها است. وقتی رییس شورای شهر نمی تواند دیداری یک ساعته با مدیر منطقه آزاد کیش داشته باشد وای به حال آدمهای عادی اجتماع.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
موضوع عدم علاقه ایشان به سیاست هیچگونه تعارضی با حضور در شورای شهر ندارد چرا كه شورای شهر ماهیت اجتماعی دارد و بر حقوق شهروندی و تشریك مساعی مردمی استوار است . لذا ای كاش علاج واقع را قبل از وقوع می كردیم و با راهكارهایی كه شخصا خدمت ایشان عرض كردم و رویه های متقن قانونی ابتدا جایگاه شورای شهر را بدون چشم داشت به امكانات منطقه ازاد ثتبیت می كردیم و سپس از آن جایگاه وظایف شورا را پیش می بردیم.
الآن نیز دیر نشده و اگر از خودبزرگ بینی و فضای مجازی بوجود آورده در دور خود رها شویم و به دلسوزان اعتماد داشته باشیم این امر تحقق یافتنی است و میتوان در حمایت از مردم كیش و حقوق شهروندی ایشان نقش موثر ایفا نمود.
نكته دیگر اینكه حوزه جامعه ایثارگران در كیش مدتی است كه دستخوش سوء استفاده ها و یكجانبه نگری های ظالمانه است و ما در یكسال گذشته تلاش های زیادی برای اصلاح این روند داشته ایم ولی جناب ایرانمنش عزیز شما در حرف خوب بیان می فرمائید ولی در عمل پیش قدم نیستید و اگر مجمع جانبازان و ایثارگران كیش را برای تاسیس همراهی می فرمودید نه تنها اجازه سوء استفاده از این عزیزان خاتمه می یافت بلكه حقوق مشروع قانونی ایشان در قانون خدمات جامع ایثارگری عملا اجرایی می شد و زخم های روحی و جسمی این عزیزان التیام می یافت.
باز هم هنوز دیر نشده است اگر همت كنیم میتوانیم این مهم را به سرانجام برسانیم .
ما پیگیر هستیم و رسالت خود را بر بازیابی حقوق جامعه ایثارگری كیش و حقوق شهروندی اهالی محترم كیش متمركز نموده ایم و مجددا دست شما را برای همكاری عملی می فشاریم. والسلام
نگفتمت مرو آنجا كه آشنات منم در این سرای فنا چشمه حیات منم
مگر نه اینكه گوش شنوا و چشم بینا مدد عقل سلیم و عقل معاد اندیش ما باید باشد .