در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

بعد از آلبوم «بیخوابی» بهعنوان آخرین آلبوم شما و آخرین اجرایتان در سال ۸۹ غیبتی نسبتا طولانی در فعالیتتان اتفاق افتاد. علت این غیبت ۳ ساله چه بود؟
بعد از «بیخوابی» به خاطر زحمت زیادی که بر سر این آلبوم کشیده بودیم و زحماتمان به باد رفت، خستگی بر تنم ماند. آنموقع فروش گستردهای که امروز در فروشگاهها و سوپرمارکتها شاهد هستیم، وجود نداشت. دانلود غیرمجاز تازه به راه افتاده بود و زحماتی که برای آلبوم کشیده بودم به همینخاطر به باد رفتند. البته ناهماهنگیهای برخی از همکاران در پخش این آلبوم هم سبب شد خستگی در تن من بماند. آنها آن گونه که لازم بود در پخش آلبوم همکاری نکردند. با وجود این اتفاق، درسال ۸۹ و در یک شرایط خیلی خاص دوباره کنسرتی برگزار کردم. آن اجرا هم چندان خوب نبود.
اما ظاهرا سختیهایی که از آنها صحبت میکنید، کماکان برقرار هستند. با این وجود خبردار شدهایم که علاوه بر کنسرتی که برگزار شد(کنسرت ۲۶ دیماه) درصدد انتشار آلبوم دیگری هستید.
جایی هست که شما نسبت به مخاطب احساس دین میکنید. مخاطب یک روز و ۲ روز تحمل میکند. اما تا جایی شما را همراهی خواهد کرد و در ادامه فراموش میشوید. باید خودم میآمدم و روی صحنه با مردم رودررو میشدم. شما بهعنوان یک خواننده هر چقدر هم آلبوم ارایه کنید، کافی نیست. مردم اجرا روی صحنه را میخواهند. به هر حال خدا را شکر میکنم که این اتفاق افتاد و با همتی که داشتم و تغییر استایل کاری و گروهی که ایجاد شد، دوباره اجرا را آغاز کردم و به عرصه رسمی موسیقی کشور بازگشتم.
اگر بخواهید به نقاطضعف کنسرتهای امروز در مقایسه با زمانی که شما اجرا داشتید، اشاره کنید چه نقاط ضعفی در اجراهای کنونی میبینید؟
بهنظر من در کنسرتهای امروز، نقطه ضعف چندانی وجود ندارد. این سالها اجراهای زیادی برگزار میشود، همه چیز به خوبی پیش میرود و البته سالنها هم پر میشود. به علاوه امکانات سالنها بیشتر شده و جالب است با توجه به وضع اقتصادی که در این چند ساله با آن مواجه بودیم، مردم خوب استقبال میکنند. در آن دوره با وجود شرایط مناسبتر اقتصادی، مردم استقبال چشمگیری نمیکردند. به بیان کلی میتوانم بگویم مشکلات و نقاط ضعفی هم وجود دارد اما در کل پیشرفتهای خوبی داشتیم.
درمورد نقاط ضعفی که در بخش پایانی سوال قبل به آنها اشاره کردید، توضیح بیشتری دهید؟
یکی از مشکلات موجود در حالحاضر این است که دوستانی که مشغول فعالیت هستند، فرصت چندانی برای ارایه کار جدید ندارند چراکه بهصورت مداوم درحال برگزاری کنسرت و اجراهای مختلف هستند. در دورانی که ما فعالیت میکردیم شاید برای من نوعی فرصت برگزاری کنسرت فقط یکبار درسال بود اما حالا کنسرتهای موسیقی پاپ در هر ماه اجرا میشوند.
بهنظر من همین تعداد زیاد کنسرتها، نوعی دلزدگی یا یکنواختی را با خود به همراه دارد و به علاوه فرصتی برای برنامهریزی باقینمیگذارد. نظر من این است که محدوده برگزاری کنسرت برای یک خواننده از حد استاندارد خود گذر کرده. از دیگر نکاتی که باید به آن توجه بیشتری داشته باشیم، اجرای برنامه در شهرستانهاست. مردم دگر شهرهای ایران هم حق دارند خوانندگان محبوب خود را از نزدیک و روی صحنه ببینند.
از طرفی خود خواننده هم با اجراهای کوچکتر در شهرستانها میتواند زمینهسازی لازم برای ظهور اتفاقات جدیدتر در اجراهای تهرانش را فراهم کند.
در آن دوره کنسرتها و حتی فرآیند مجوزگیری به چه صورتی بود؟
توجه به کنسرتها کمتر بود. در مقوله مجوز هم مشکلات زیادی داشتیم و ناگهان مجوز برنامهای باطل میشد و تا چند وقت اصلا مجوزی صادر نمیشد. الان دیگر کنسرت به یک امر معمول تبدیل شده است و برگزاری آن چندان دور از دسترس و سخت نیست.
بیایید به سوالات شخصیتر که بیشتر مربوط به خود شماست بازگردیم. عدهای بعد از غیبتتان در عرصه موسیقی گمان کردند شهروز و موسیقیاش تمام شدهاند. شما دلایلی را برای این غیبت عنوان کردید اما گمان نمیکنید قدری برای این بازگشت دیر شده است؟
این ضربالمثل معروف را همه ما شنیدهایم؛ «هر آنکه از دیده رود، از دل برود»، در این مورد خوب یا بد بودن کار شما در اتفاقی که من اسم آن را فراموشی توسط مردم میگذارم، تفاوت چندانی ایجاد نمیکند. البته مردم هم در شرایط زندگی شما نیستند که بدانند دقیقا دارید با چه مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنید. آنها فقط میدانند که شما دیگر کاری منتشر نمیکنید. همین و بس. به هر حال این فراموشی اتفاق بیفتد. البته اگر دوباره بیایی و کار کنی، خب شاید به یاد آورده شوی.
من نمیگویم همه مردم شما را به یاد دارند اما هنوز هستند کسانی که سعید شهروز را به یاد میآورند و البته با این توضیح میخواهم این نکته را هم اضافه کنم که لزوما هر آنکه از دیده رود از دل نمیرود.
من نمیدانم. احساسم این است که امروزه شرایط همان گونهای است که گفتم. من از نسل ابتدایی موسیقی پاپ بعد از انقلاب هستم. کار برای ما خیلی سخت بود اما نسل جدیدی که امروز در موسیقی پاپ فعالیت میکنند، خیلی راحت مخاطبان خود را پیدا کرده و سختیهای ما را نیز ندارند. طبیعی است که سختی فعالیت در این دو بازه زمانی کاملا عین هم نباشد.
نسل من چهلوچند سالهاند و مسائل زندگی خودشان را دارند. اما باز هم میگویم، من نسبت به مخاطبم احساس دین میکنم که دوباره آمدهام. کسانی که همیشه با من بودهاند را نمیتوانم فقط به خاطر نیازها و مشکلات خودم کنار بگذارم. گاهی اوقات نیاز است به حرف دل آنها هم گوش کنم و با خواستههای آنها پیش بیایم. درنهایت میخواهم این را بگویم، حس دلتنگی بین ما و هوادار بهترین دلیل برای آغاز دوباره بود.
در این کنسرت، چه کسانی با شما همکاری داشتند و چه قطعاتی را اجرا کردید؟
در ابتدا بگذارید این نکته را بگویم؛ برخلاف تمام اجراهایی که تاکنون داشتهام، تمام کسانی که در این اجرا مرا همراهی کردند افراد جدیدی بودند که تیم جدیدی را با آنها شکل دادهام. «میلاد فاضلی» رهبر ارکستر بود و «نیما نورمحمدی»، «بابک شهروز» و دیگر دوستان با من همکاری کردند و از قطعاتی که در آلبومهای قبلیام مثل غزلک، بیخوابی، گلابتون و پسرک خوانده شده بود در این اجرا استفاده کردیم و آنها را بازخوانی کردم.
از آلبوم جدیدتان چه خبر؟ به چه مرحلهای از ساخت آن رسیدهاید؟
با تمام شدن کنسرت، تمام هم و غم خودم را روی انتشار آلبوم متمرکز کردهام. اگر خدا بخواهد یا برای قبل از بهار یا برای اوایل سال بعد آلبوم به بازار خواهد آمد. البته هنوز در مرحله انتخاب برخی کارها هستم و انشاءالله در زمان مناسب که برنامهها در یک مسیر مشخص قرار بگیرد، اخبار را خدمت مخاطبان محترم عرض خواهم کرد.
کسی مثل شهروز که زمانی یکی از اضلاع مثلث محبوب موسیقی پاپ به حساب میآمد، در مقایسه با آن محبوبیت اجرای چندانی نداشت. از این به بعد اجراها را متوازن با استقبال پیش خواهید برد؟
انشاءالله اجراهای کم گذشته را جبران خواهم کرد. الان تعداد آلبومهایم مناسب است اما سعی میکنم بعد از این وقت بیشتری روی اجراهای زنده و صحنهای بگذارم.
شهروز هم جزو خوانندگانی است که قطعات هیت زیادی دارد. این کارها در ذهن مخاطب ماندهاند. با این توضیح در نظر بگیرید که عدهای معتقدند؛ موسیقیپاپ، موسیقیمصرفی است. به عنوان کسی که موسیقیاش قطعات ماندگاری داشته موافقید که موسیقیپاپ، مصرفی است؟
همهچیز به خود انسان بستگی دارد و البته تفکر در مقوله موسیقی نقش مهمی در این بین بازی میکند. اما به هر صورت ما نمیتوانیم همهچیز را در خاص و در قلهبودن خلاصه کنیم. خیلی از مخاطبان یکسری ریتم و آهنگهای خاصی را دوست دارند. بنابراین اگر شما بخواهید گستره مخاطبانتان را وسیعتر کنید باید همه آنها را در نظر بگیرید. من هم سعی کردهام در کارنامه کاریام چند کار ماندگار داشته باشم و خیلی از دوستان و مخاطبانم مرا با آنها به یاد میآورند.
اگر شرایط خوانندگان موسیقی قبل انقلاب را درنظر بگیریم، خیلی از خوانندگان قدیمی هنوز در کنار جوانترها کار میکنند و اتفاقا مخاطبان خاص خودشان را هم دارند. اما در ایران و برای نسلاولیهای موسیقیپاپ این اتفاق نیفتاد. دلیل این موضوع را چه میدانید؟
اگر بخواهم دلیل اصلی این کار را بگویم، جوابم این است که فقط و فقط بهخاطر داشتن رسانه این اتفاق در آنسو افتاد اما در اینجا نه. ما نه تریبونی داشتیم و نه رسانهای.
منبع: شهروند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: