حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از جهاد سازندگی تا نهاد کتابخانههای عمومی
کتابخانه روستایی مساحت زیادی ندارد و تعداد کتابهایش محدود است. اگر بخواهیم در نگاهی کلی، تاریخچه کتابخانههای روستایی را در دوران بعد از انقلاب مرور کنیم، باید بگوییم از اوایل انقلاب کتابخانههای روستایی در کشور دایر شدند، ولی این کتابخانهها ابتدا زیرمجموعه جهاد سازندگی بودند، یعنی درست قبل از ادغام جهاد سازندگی با وزارت کشاورزی. امروز اما کتابخانههای عمومی که در روستاها برپا هستند، زیرمجموعه نهاد کتابخانههای عمومی کشور به حساب میآیند. این توضیحات را کاظم رستمی از کارشناسان نهاد کتابخانههای عمومی کشور بیان میکند و بعد در توضیح آسیبهای این اتفاق میگوید: «ادغام جهاد سازندگی در وزارت کشاورزی، محاسن و معایب متعددی داشت. در این میان مسئولان به یک نکته کمتر توجه کردهاند و آن اینکه با این ادغام، حدود 400 کتابخانه روستایی بیسرپرست و بلاتکلیف ماندند، درست مانند بچههایی که ناگهان پدر و مادرشان ناپدید و خودشان آواره میشوند. حدود 15 سال است که در بعضی از این کتابخانهها بسته مانده و بعضی دیگر همان ابتدا قفل شدند و مسلما کتابهایشان نابود و خراب شده است.»
این مساله در حالی رخ داده که ما بسیار زیاد از سوی مراجعان کتابخانهها یا حتی کتابداران و مسئولان کتابخانهها و کسانی که در کارهای فرهنگی مشغول فعالیتند، میشنویم که از کمبود تعداد کتابخانه شکایت دارند. اگر زمینها یا املاک این کتابخانههای قدیمی قابل استفاده است، چه چیز بهتر از آن که زمین و ملک آماده باشد و فقط فراهمکردن تجهیزات جدید لازم باشد تا عده بیشتری از مردم ما اوقات خود را با کتابخوانی سپری کنند، آن هم از طریق کتابخانههایی که مسافت زیادی با خانههای مراجعهکنندگانشان ندارند تا هم خود و هم فرزندان آنها رفت و آمدهای آسان و کمخطر داشته باشند؟ مثلا در همین نزدیکی پایتخت و بخش ملارد، فاصله کتابخانهها از یکدیگر زیاد است و همین موجب میشود خواه ناخواه تعدادی از مراجعهکنندگان خصوصا کودکان و نوجوانان محدودیت بیشتری برای دسترسی به کتابخانه داشته باشند.
درد مزمن 30 ساله
یکی از مشکلات کتابخانهها نسجیده عمل کردن فعالیت مدیران یا مسئولان با شرایط روستاست. رستمی وقتی درباره مدیریتهای مهندسی و سخت افزاری در کتابخانهها سخن میگوید، خود را در جایگاه کارشناس نهاد کتابخانهها نمیبیند بلکه از نگاه یک شاعر و پژوهشگر ادبی دغدغههایش را بیان میکند و میگوید: درد مزمن سی سالهای در حوزه کتابخانههای عمومی ما وجود دارد که مربوط به دیروز و امروز نیست چون فرض بر این است که کتابخانه روستایی باید متناسب با موقعیت و مخاطبانش، کوچک و با منابع محدود باشد، در نظر نمیگیرند آنجا دو یا سه دانشکده یا چند مجموعه فرهنگی مانند مسجد و مدرسه قرار دارد و همین عوامل موجب افزایش تعداد مراجعهکنندگان میشود یا گاهی اوقات اقلیتهای دینی در منطقهای زندگی میکنند یا تعداد بانوان یک منطقه بیشتر است و...
رستمی که تاکنون از کتابخانههای روستایی متعددی در کشور بازدید کرده، از مشکل کتابهای اقلیتهای دینی نیز یاد میکند و میگوید: «سال 86 به یکی از مناطق جنوبی ایران رفته بودم. مسئول کتابخانه میگفت تا چند سال پیش بافت جمعیتی منطقه شامل حدودا 60 درصد اهل سنت بود و یکی دو درصد هم گرایش به وهابیان داشتند و ما متاسفانه حتی دو کتاب مرجع شیعیان مانند نهجالبلاغه را برای افزایش آگاهی مردم و دور کردن آنها از توطئه وهابیون نداشتیم و آنها همچنان مشغول فعالیت فرقه خود هستند.»
سیدعارف علوی، مدیر کل منابع نهاد کتابخانههای کشور، درباره اهمیت توزیع کتاب در مناطقی که بافت مذهبی خاص دارند، میگوید: «در سه سال کاری خود سعی کردهام برای شرایط منطقه اهمیت زیادی قائل شوم و کتابهای مناسب با زندگی روزمره آنان را ارسال کنم. مثلا ما میکوشیم برای مناطق سنینشین، کتابهای متناسب با مذهبشان تهیه کنیم.» مشکل دیگر به روز نبودن کتابهای کتابخانههاست. معمولا در شهرهای بزرگ و کتابخانههای مطرح وقتی کتابی در بازار منتشر میشود، مدتها طول میکشد تا در آن کتابخانه هم نسخهای قرار گیرد چه برسد به کتابخانهای دورافتاده در شهر و روستایی کوچک، نکتهای که بسیاری از مردم از آن گلایه دارند و تا امروز راهکار مشخصی برای آن در نظر گرفته نشده است تا میان انتشار یک کتاب و قرار گرفتن آن در شهرهای دور فاصله منطقی ایجاد شود، اگرچه در ادامه این گزارش پاسخ مسئولان را درباره این موضوع خواهید خواند و با طرح «کتاب من» شما را آشنا خواهیم کرد.
کدام مخاطب، کدام کتاب
تا اینجای کار یک روی سکه را بیان کردیم ولی اتفاقات خوب هم در این کتابخانهها کم نیست، تشخیص نیاز مخاطبان چه برای فروش بیشتر کتاب و چه برای ارتقای سطح کتابخوانی، عاملی مهم است. ابوالفضل حداد خراسانی، مدیر کتابخانه شهید قنبری روستای رزکان در شهریار، برای جذب بالاتر مخاطبانش دست به اقدامات گوناگونی زده است، از آذینبندی بخش کودک و گلدانهای متعدد در فضای کتابخانه گرفته تا همکاری با مدارس و مسجد محل و... او در هفته کتاب امسال پس از نماز از بلندگوی مسجد به مردم اعلام میکند که: ما طی این هفته تمام اعضا را رایگان ثبت نام میکنیم. اگر فرزند کودک و نوجوان دارید، برای آنها کتابهای مناسب فراهم کردهایم. اگر به آشپزی علاقهمند هستید، برای شما نیز کتاب داریم. اگر اهل خواندن رمان هستید، حتما در کتابخانه ما به رمانهای زیادی میتوانید دست پیدا کنید. حداد خراسانی میگوید: «وقتی من نیازهای مخاطبانم را در مسجد محله بیان کردم و مردم متوجه شدند در هر سطحی که هستند در کتابخانه من کتاب مناسبی برای خواندن پیدا میکنند، برای عضویت اقدام کردند و نتیجهاش این شد که من فقط در «هفته کتاب» 460 نفر را به عضویت کتابخانهام درآوردم.»
سوال دیگر این است که اگر مخاطبی به کتابخانه آمد و کتاب مورد نظرش نبود، چه تدبیری برای او اندیشیده شده است؟ حداد خراسانی میگوید: «مدتی است که طرح کتاب من از سوی نهاد کتابخانهها در حال انجام است. در این طرح اگر مخاطب کتاب خاصی را بخواهد ما در سیستم وارد میکنیم و بعد از 12 تا 15 روز کتاب به دست ما میرسد. در این مدت ما و مخاطب با یکدیگر در ارتباط هستیم. طرح کتاب من موجب میشود کسی از کتابخانهها دست خالی باز نگردد.»
موضوع دیگر در نیازسنجی کتاب مراجعهکنندگان، بحث رمانهاست که معمولا مخاطبان خاص خود را آن هم در جمعیت بالا دارد، اما آیا باید هر رمانی را در کتابخانه قرار داد؟ آیا باید به هر قیمتی که شده آمار کتابخوانی را افزایش داد و برای محتوا هیچ ارزشی قائل نبود؟ این سوالی است که از سید عارف علوی پرسیدم و او توضیح داد: «من تصمیم ندارم آمار کتابخوانی غیرمفید را بالا ببرم بلکه معتقدم هم کتابخوانی باید افزایش یابد هم کتاب درستخواندن. اگر بنابر این باشد که ما مخاطب را به هر قیمتی به کتابخوانی تشویق کنیم، وقتی او سرگرمخواندن رمانهایی با ساختار ضعیف و محتوای کم ارزش شود، پس از مدتی ذائقه کتابخوانیاش تغییر خواهد کرد و این بالا رفتن آمار، باارزش نیست.»
علوی برای حل این مشکل، گروهی از استادان را گردهم آورده تا مشغول خواندن رمانهای مختلف ایرانی و خارجی شوند. حاصل این رمانخوانیها که یک یا دو صفحه خلاصه کتاب و نقد آن است، به صورت کتابی مستقل چاپ میشود و در اختیار کتابداران قرار میگیرد تا به مخاطبان خود توضیح دهند که هر یک از این رمانها برای کدام قشر، کدام گروه سنی و علاقهمندان کدام موضوعات مناسب است. از این طریق ارتباط مراجعهکننده با کتابدار آگاه بیشتر میشود و هم در انتخاب کتاب سردرگمی ایجاد نمیشود و هم دیگر نگران تغییر ذائقه مخاطب نخواهیم بود.
همیشه بیش از این انتظار میرود
اگر کسی کتابخانه شهرها یا دانشکدههای بزرگ را دیده باشد، وقتی به کتابخانه روستایی میرود، احساس میکند که در این محل عناوین کتابها بسیار محدود است. بنابراین همیشه این انتقاد بر مسئولان کتابخانههای روستایی یا مسئولان بالاتر وجود دارد که چرا تعداد رمانها محدود است؟ چرا به کتابهای کودک کم توجهی میشود؟ چرا منابع مهم و گران قیمت هنری و ادبی در آمار عناوین این کتابخانهها نیست و... .
علوی که برای تهیه کتابها به صورت مستقیم با ناشران ارتباط دارد، ضمن تائید این نکته میگوید: « میدانیم که کتابهای کودک در کتابخانههای روستایی محدود است ولی اگر به آمار توجه کنید میبینید که ما از نقطه صفر کتابخانه کودک به عدد 1700 بخش کودک رسیدهایم. در بعضی کتابخانهها چند قفسه و در بعضی یک اتاق را به کودکان اختصاص دادهایم و گرچه فقط 6 درصد از منابع کتابهای منتشر شده مربوط به کودکان است ولی 20 درصد از آمار امانت کتابها برای کودکان است.»
مدیر کل منابع نهاد کتابخانههای کشور اشاره میکند که «سال 88 در مجموع 400 میلیون تومان کتاب برای کتابخانهها خریداری شده و سال 91، این رقم به شش میلیارد تومان رسیده است. این آمار نشان میدهد، ما برای ارتقای سطح کتابخانهها و کتابخوانی شبانهروز مشغول فعالیتهستیم.»
حورا نژادصداقت / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....