تصویر در آیینه مقعر

سخنگوی دولت را حتی اعضای هیات وزیران جدی نمی گیرند. او برآمده از سهم خواهی های حزبی از دولت آقای خاتمی است. سخنگوی دولت ، چون جایگاهی بیش از آنچه اکنون دارد، به دست نیاورده ، همواره کوشیده است
کد خبر: ۶۰۹۸۴
با فرافکنی ، متهم کردن دیگران و... سمت نه چندان بااهمیت خود را به پستی جنجالی و مهم تبدیل کند.
او بارها حرفهایی زده که در جلسات هیات وزیران مورد انتقاد قرار گرفته و حتی از سوی رئیس جمهور، توبیخ شده ، اما همواره این توبیخ ها را حاشا کرده است.
رمضان زاده در آخرین اقدام سیاسی انتخاباتی به ترویج یکی از رسوم جاهلیت (قوم گرایی افراطی) پرداخت که به خاطر همین رفتار، رئیس جمهور به وی دستور داد دیگر در جلسات انتخاباتی حضور نیابد.
سخنگوی دولت ، این بار، بالاخره خبر تشرها و توبیخ ها را پذیرفته است. هنوز شادمانی مردم ایران زمین ، از پیروزی 22بهمن 57در اوج بود که سازهای جدایی طلبانه در غرب کشور کوک شد.
گروههایی که خود را نماینده «خلق کرد» می دانستند، با سلاحهایی که از پادگان های نظامی به غارت برده بودند، گوشه ای از سرزمین کردستان را تصرف کردند.
چون ایدئولوژی مارکسیستی مد روز بود و مارکسیسم ، علم مبارزه به شمار می رفت ، این گروهها نیز به آن وادی غلتیدند. اما دیری نپایید که دستشان به ریختن خون خلق کرد عادت کرد. به اندک بهانه ای ، آدم می کشتند. دارایی های مردم را تصاحب و مصادره می کردند. جوانها را به زور به گروه شان می آوردند و سلاح دست شان می دادند و هر کس از آنها اعلام نارضایتی می کرد، به خاک سیاه می نشاندند... آنها شعارهای ضد امپریالیستی می دادند، اما با نوکران امپریالیسم ، از جمله بازماندگان رژیم پهلوی ، سر یک سفره می نشستند و از حاتم بخشی های آنها بهره می جستند.
پایمردی مردم کردستان و «نه» گفتن به خواسته های ضد ایرانی گروههای خلق الساعه ای که نان شان را در تنور آشوبهای غرب کشور می پختند، ضدانقلاب را ناامید کرد. مردم کردستان ، گرچه هزینه ای گران برای ایرانی ماندن خود پرداختند، اما به پاره پاره شدن ایران تن ندادند.
آنها به واقع هویت خود را به خواسته چند حزب و گروه سیاسی وامانده از مردم و وابسته به بیگانه نفروختند. ایران ، مهد قومهای مختلف است ، اما حلقه وصل همه آنها در صفت «ایرانی» و «مسلمان» بودن است. این دو ویژگی همواره همه اقوام مختلف را در یک زندگی مسالمت آمیز، در کنار هم قرار داده است.
هر قومی با حفظ سنتهای دیرین خود، با سایر هموطنان تعاملی منطقی دارد و اوج یافتن فرهنگ ایرانی ، محصول همین بده بستان هاست.
این همنوایی ، اما دشمنانی دارد که سخت پرکارند و امیدوار ؛ دشمنانی که از فردای 22 بهمن 57 فتیله اختلاف افکنی را روشن کرده اند و 26 سال است بر آتش برآمده از آن می دمند.
با این همه ، این آتش آن گونه که آنها می خواهند بالا نمی گیرد و تنها گاه با سوختهای کمکی شعله هایی بلند و کوتاه برمی آید و دوباره فروکش می کند. چه ، ذات قومهای ایرانی ، تفرقه بردار نیست و اگر گاهی بوی اختلاف از آن برمی خیزد، پدیده ای غرضی است.
اما این بدان معنا نیست که کوبیدن بر طبل قوم گرایی همواره بی خطر است و بی ضرر. برعکس ، چنین رفتاری زحمت افزا می شود و دست برقضا، پیش از همه دامان همانانی را می گیرد که هیاهویی کرده اند و بعد هم پیامدهای سیاسی ، امنیتی اش دامنگیر کشور و حکومت می شود.
اظهار نظرهای اخیر عبدالله رمضان زاده که مثلا در قالب فعالیت های انتخاباتی بیان شده ، به همان اندازه مهم است که خود او. رمضان زاده ، زاده حزبی است که به ورشکستگان به تقصیر شباهت تام و کامل دارد. حزب مشارکت ، در روزگاری نه چندان دور، تا توانست ، مطالبات مردم را بالا برد، در حالی که نه خود توان پاسخگویی به آن خواسته را داشت ، نه دولت برآمده از دوم خرداد.
اعضای معتدل و نسبتا خردورز حزب مشارکت ، هر چند دیر، توانستند این نکته اصلی را دریابند که پاسخ ندادن به شهروندانی که مطالبات روزافزون دارند، آن ها را، هم از شعارهای مشارکتی بیزار می کند و هم از جبهه دوم خرداد. با این حال ، تندروهای این حزب ، نخواستند این اصل روشن را بپذیرند.
سخنگوی دولت که از نمادهای جناح افراطی است ، اینک دوباره همان راهی را می رود که یک بار با پیمودن آن به ریگزار رفته بود. او در حالی از حقوق خلق کرد دم می زند که در زمان تصدی سمت استانداری آن منطقه ، حقوق اکرار را پایمال کرده است.
رمضان زاده شاید به این ارزیابی درست رسیده است که خود و حزبش نه تنها در میان مردم کردستان ، که در دیگر مناطق ایران نیز پایگاهی ندارند و برای انتقام گرفتن از مردم ، می خواهد با تحریم انتخابات ، رسوایی ناشی از ناکامی حزبی اش را بپوشاند.
شاید اولین پرسش مردم کردستان از سخنگوی دولت آن است که چرا طی 7-8 سال گذشته ، اینقدر نزد او محبوب نبوده اند؛ و حالا چه اتفاقی افتاده که دایه مهربان تر از مادر، برایشان دل می سوزاند؛
مردم کردستان به آسانی درمی یابند که سخنگوی دولت ، همچون بسیاری از رفتارهای حزبی اش ، ناشیانه عمل کرده و برخلاف ژست روشنفکرانه ای که می خواهد بدان آراسته شود، حرفهای دوران ارتجاع را تکرار می کند.
حرفهایی که فقط یادآور آموزه بزرگ ماکیاول است: «برای رسیدن به هدف ، از هر وسیله ای می توان استفاده کرد». مصاحبه هفتگی رمضان زاده که روز دوشنبه برگزار شد، بخوبی نشان می داد که خردورزان جبهه دوم خرداد و نیز شخص رئیس جمهور، او را ادب کرده اند؛ اما او جمله ای گفت که قاعدتا نمی تواند به آن پایبند باشد.
سخنگوی دولت اظهار کرد که دستورهای خاتمی را همه اعضای هیات دولت ، رعایت می کنند. اندکی صبر، نشان خواهد داد که آقای رمضان زاده این جمله را فراموش خواهد کرد یا نه و به این ترتیب ثابت می شود که او، سخنگوی دولت خاتمی و موظف به اجرای دستورهای رئیس جمهور است ، یا از جای دیگری دستور می گیرد؛
با این همه برای رمضان زاده باید در همین قد و قواره ای که هست ، حساب باز کرد؛ یعنی به همان اندازه که وزیران دولت خاتمی و شخص رئیس جمهور برایش اندازه قائل اند. او می خواهد خود را بیش از آنچه هست بنمایاند. پس دلیلی ندارد، در برابرش آینه مقعر نگاه داریم و حس بزرگ بینی را به او بباورانیم!

محمد مهاجری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها