
ستوان پرسید: کجا بودی؟
ـ آبادان.
دو همکار به هم نگاه کردند.14 میلیون تومان پول مرموز در آبادان نقد شده بود و همین سوءظن را نسبت به سیاوش بیشتر میکرد. کارآگاه گفت: پس 14 میلیون تومان را هم همانجا نقد کردی؟
ـ کدام 14 میلیون تومان؟
سیاوش خیال همکاری نداشت و به دستور سرگرد روانه بازداشتگاه شد.یک ساعت بعد منیر از راه رسید و گفت درباره 14 میلیون تومان موضوعی یادش آمده است: سیاوش 14 میلیون تومان به حمید داده بود تا برایش سهم بخرد اما سهام افت کرده بود و...
شهاب اجازه نداد زن بقیه حرفش را بزند: تا آخر خط را خواندم.
متهم بالاخره بعد از سه روز مقاومت به کشتن برادرهمسرش اعتراف کرد و گفت که به دلیل اختلافات مالی دست به این جنایت زده است.
ـ من به حمید اعتماد کردم و گفتم سهام من را هم به نام خودش بخرد اما او سوءاستفاده کرد و مدعی شد ضرر کردهام و میخواست پنج میلیون تومان از پولم را پس ندهد. برای همین با هم دعوا داشتیم تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم درس ادبی به او بدهم البته قصدم کشتن او نبود. به دو نفر پول دادم تا نقشهام را اجرا کنند.
سیاوش نقشه پیچیدهای را طراحی کرده بود. همدستان او صبح روز حادثه ابتدا کیف منیر را دزدیدند و سپس با تلفن این زن با شوهرش تماس گرفتند و مدعی شدند منیر را ربودهاند. سیاوش در اعترافاتش توضیح داد: ما به حمید گفتیم زنت را گروگان گرفتهایم و همین الان باید 14 میلیون تومان به حساب او واریز کنی. گفتیم حتی یک ساعت هم وقت نمیدهیم. بعد برای اینکه او را بترسانیم گفتیم یکی از همدستانمان همین حالا در شرکت کارگزاری است و او را زیرنظر دارد. بعد از واریز پول آن را به حساب دیگری که خودم با مشخصات جعلی افتتاح کرده بودم ریختم و از بانکی در آبادان برداشت کردم.
همزمان با این اتفاقات همدستان سیاوش با حمید تماس گرفته و او را به بهانه تحویل دادن همسرش به خانهای در غرب تهران کشانده بودند. سیاوش گفت: فقط قرار بود او را کتک بزنند اما دعوا بالا گرفت و بناچار او را کشتند و جسدش را در ساختمانی نیمهکاره انداختند. من تا دو روز بعد از قتل هم در آبادان ماندم و بعد به تهران برگشتم و وانمود کردم از هیچ چیز خبر ندارم.
کارآگاه اسم و مشخصات دو همدست سیاوش را گرفت و به تیم عملیات دستور داد آن دو نفر را بازداشت کنند. یکی از آنها همان روز و نفر دوم که فراری بود یک هفته بعد دستگیر شد و هر دو نفر وقتی تحت بازجویی قرار گرفتند اعتراف کردند با وعده پول توسط سیاوش اجیر شدند و دست به این جنایت زدند.
وقتی پرونده به نتیجه رسید کارآگاه شهاب سه روز مرخصی گرفت تا کمی استراحت کند. او بشدت احساس خستگی میکرد و حتی به این فکر افتاده بود وقت آن رسیده است که خودش را بازنشسته کند. / ضمیمه تپش