5 سکه برای 3 نفر

حوالی 12 ظهر یکی از روزهای سال 1382 که بعضی ها پشت نیمکت هایشان چرت می زده اند ، بعضی ها هم زیر نکته های تستی کتاب شیمی دانشگاهی خط می کشیده اند یک فکر عجیب درباره بازیافت ضایعات پلاستیکی و تبدیل آنها به سوخت از در کلاس
کد خبر: ۶۰۷۸۸
تو آمده ، عین پروانه توی کلاس چرخیده ، نشسته روی شانه مجتبی و گفته لطفا مرا اختراع کن!
او هم گفته به روی چشم و به همین سادگی اختراع مجتبی شمس زاده 19 ساله و دوستانش امیر بیکی و آرش رئوف شیبانی در ششمین جشنواره جوان خوارزمی سال 1383 رتبه اول کشوری را کسب کرده است.

در مقطع پیش دانشگاهی اضطراب کنکور آنقدر زیاد است که توانایی فکر کردن خلاقانه را از بچه ها می گیرد. چطور چنین فکری به مغزتان خطور کرد؛

اضطراب کنکور نداشتم. حتی یک کلمه هم برایش نخواندم.

پس چطور دانشجوی علم و صنعت شدید؛

رتبه اول را در چهارمین جشنواره خوارزمی به دست آوردیم و از کنکور معاف شدیم.

یعنی قبول دارید که با اضطراب کنکور ، ذوق اختراع کردن از سر آدم می پرد؛

کلا کنکور را قبول ندارم. به نظرم کنکور رقابت برای سریع تر تست زدن است. فکر می کنم اگر آدم وقتش را به جای تمرین بهتر تست زدن ، صرف تحقیق و پژوهش درباره یک موضوع علمی کند ، خیلی قشنگ تر است.

آن وقت اگر در جشنواره خوارزمی اول نشود و پشت کنکور هم بماند تکلیفش در یک جامعه مدرک گرا چیست؛

به نظر من خیلی از آنها که رتبه های خوبی نمی آورند از نظر سطح علمی ممکن است با آنها که رتبه های تک رقمی آورده اند برابر باشند.

اگر همین امروز یک کشور بیگانه سرمایه لازم برای به اجرا درآوردن طرحتان را در خاک خودش در اختیارتان بگذارد ، حاضر می شوید همکاری کنید؛

طرح ما در کشور خودمان هم قابل اجراست. فرضش را بکنید ، می توانیم کاری کنیم که پلاستیک های بی مصرف و زباله تبدیل به اتان ، متان ، پروپان و مازوت شود. یعنی پلاستیک هایی که تا دیروز معضل بوده اند ، حالا ثروتند. این طرح تا به حال در هیچ کشوری اجرا نشده است.

راستی چقدر روی طرحتان سرمایه گذاری کردید؛

8 ماه مطالعه و تحقیق ، 6 ماه ساخت دستگاه و 620 هزار تومان سرمایه برای ساختش.

کدام سازمان حمایت مالی کار را به عهده گرفت؛

سرمایه اولیه 330 هزار تومان بود که تمامش را خانواده هایمان تقبل کردند. هر خانواده 110 هزار تومان. بقیه را هم از هر جا که توانستیم جمع کردیم.

قسمت دوم حتما خیلی دوندگی داشته.

بله. بعضی وقتها چک می دادیم بعد آنقدر از این نهاد به آن نهاد دنبالش می دویدیم که پاس شود.

این یعنی هیچ سازمان خاصی برای حمایت مالی و به اجرا درآوردن ایده های خلاق وجود ندارد؛

من که چیزی ندیده ام یا اگر هم هست لابد اطلاع رسانی خیلی ضعیفی دارد. یک وقت هم شاید بگویند در طبقه ششم زیرزمین فلان ساختمان یک اتاقکی بوده برای حمایت مالی از شما و تقصیر خودتان است که پیدایش نکرده اید ، اما من که تا به حال ندیده ام.

پس حتما جایزه خوارزمی را که گرفتید و خرج اولیه کار ، درآمد حسابی خوشحال شدید؛

جایزه جشنواره 5 تا سکه بهار آزادی بود برای هر سه نفرمان.

با این حساب ، خرج اولیه کارتان هم تامین نشد.

نه.

فکر می کنی این اختراع و آن قبلی در سال 81 ، آینده شما را تضمین کرده اند؛

نه ، اصلا. کلی شک و شبهه دارم.

شک و شبهه چرا؛

برای زندگی هیچ منبع درآمدی از اختراع هایم ندارم. اختراع که منبع درآمد نمی شود. نگرانم.

نگرانی برای چی؛

وقتی هیچ حمایتی از هیچ ارگانی نیست و می فهمی همه کارهای زندگی ات به عهده خودت است و تنهایی و البته جایزالخطا ، خب نگران می شوی.

اگر همین امروز دعوتنامه تحصیلی از کشوری دیگر به دستتان برسد ، قبول می کنید؛

معمولا دعوتنامه ای از هیچ کشوری نمی رسد. نخبگان خودشان مدارکشان را به کشورهای دیگر می فرستند و آن کشورها هم می پذیرند.

پس مدارکتان را فرستاده اید؛

هنوز نه.

یعنی قصد دارید در آینده بفرستید؛

بله. می روم ولی صد در صد برمی گردم.

چرا؛

به خاطر تعلقاتم.

تعلقاتت؛

خانواده ام ، کشورم ، مردمم و مذهبم.

حتی اگر شرایط بهتری برایت فراهم کنند؛

باز هم بر می گردم. در بدترین حالت ممکن است 6 ماه آنجا پژوهش و تحقیق کنم و 6 ماه اینجا باشم برای اهدافم.

هدف یعنی چه؛

دور نمایی از کار.

هدف شخصی شما؛

برداشتن بار از دوش خانواده ام و مردم کشورم. دلم نمی خواهد بار اضافه ای بشوم روی دوششان.

فرق هدف با آرزو؛

به نظر من آرزو دست نیافتنی تر است.

پس آرزوی محال یک مخترع؛

راحتی ، یک روز بی درد سر.

چه چیز مخترع ها را سر ذوق می آورد؛

اخبار علمی و فرهنگی.

اختراعی بوده که آرزو کنید کاش مخترعش بودید؛

همین رباطی که تازگی ها ژاپنی ها ساختند و با رئیس جمهورشان دست داد.

طرح های بعدی هم لابد دارید؛

یک ماده ضد چین وچروک. ماده ای برای ایجاد تعادل حرارتی در بدن و نوعی بتن مقاوم.

طرحی بوده که برای اول نشدنش درجشنواره دلتان سوخته باشد؛

خیلی خیلی خیلی زیاد. 22000 طرح در جشنواره شرکت کردند و 22 تا اول شدند ، مثلا طرحهای آقای سوختان لو. او 4 سال است که در جشنواره شرکت می کند و متاسفانه اول نشده. در حال حاضر هم پشت کنکور است.

فکر می کنی چرا قبول نشده؛

شاید نتوانسته داورها را درباره نوآوری و کاربرد طرحهایش مجاب کند. شاید هم شانس....

اگر مجبور بودید هر ترم چند صد هزارتومان شهریه بدهید باز هم خیال اختراع به سرت می زد؛

ما از اقشار متوسط جامعه هستیم. حتما آنقدر می خواندم تا سراسری قبول شوم.

به طور کلی فکر می کنی حمایت از طرحهای پژوهشی در ایران چقدر است؛

حمایت؛! خیلی ضعیف.شاید به اندازه 5 سکه بهار آزادی برای 3 نفر.



مریم یوشی زاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها