حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....

وهابیون که فرزند نامشروع سیاست و افراط در نگاه به امر رحمانی دین هستند و روزگاری به دنبال گسترش نفوذ خود در کشورهای حاشیه جزیره العرب و کشورهای حاشیه خلیج فارس بودند؛ امروز با اتکا به دلارهای نفتی و با سوءاستفاده از وضعیت اقتصادی کشورهای کوچک منطقه به دنبال گسترش تفکرات افراطی خود در میان همسایگان ایران اسلامی هستند؛ به گونهای که حضور خطرناک آنها در افغانستان و عراق و پاکستان امروز به کشورهایی مانند جمهوری آذربایجان نیز کشیده شده است.
جمهوری آذربایجان؛ از آلبانیا و آران تا آذربایجان ساختگی
سرزمینی که امروزه جمهوری آذربایجان نامیده میشود روزگاری نه چندان دور جزئی از ایران بزرگ محسوب و آلبانیا نامیده می شد. بعد از ورود اسلام به این منطقه، اسم این منطقه به آران تغییر یافت؛ این منطقه در جریان جنگهای ایران و روس و به موجب قراردادهای تحمیلی گلستان و ترکمانچای از ایران جدا شد.
بعد از انقلاب 1917 روسیه و سقوط تزاریسم در آن کشور؛ حزب مساوات به رهبری محمد امین رسول زاده، به سال 1918 در سرزمین آران جمهوری مستقلی تأسیس کرد و این جمهوری در راستای سیاستهای برخی قدرت های آن زمان از جمله امپراتوری عثمانی، «جمهوری آذربایجان» نامیده شد.
تغییر نام آران به آذربایجان تحریف تاریخی بود که به اصرار ترکان عثمانی و به طمع به دست آوردن آذربایجان ایران انجام شد. آن روز واحدهای ارتش سرخ شوروی، شهر باکو را تصرف کردند و بسیاری از سران حزب مذکور را دستگیر و اعدام نمودند و بدین ترتیب به استقلال دوساله جمهوری آذربایجان پایان داده شد و این جمهوری تا سال 1991 (فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی) به عنوان یکی از جمهوریهای شوروی سابق به حیات خود ادامه داد.
نفوذ وهابیت به آذربایجان
مردم آذربایجان در تمام مدت نفوذ و سلطه کمونیسم شوروی و ممنوعیت دینداری آشکار به دنبال نور حقیقت بودند و همین موضوع باعث شد بعد از فروپاشی شوروی، نهادهای دینی و موج گرایش به دینداری در میان مردم پای گیرد. حقیقت این است که آن بخش از مردم آذربایجان که امروزه اسیر وهابیت شدهاند مردمی بودند که براساس فطرت پاک خود و نیز در جستجوی هویت تاریخی و به تاراج رفته خود تشنه آب گوارا و حیات بخشی به نام اسلام بودند که به دلیل عدم حمایت از سوی دولتمردان، سرابی به نام وهابیت به آنان عرضه شده است.
| حضور وهابیها روزبهروز در جمهوری آذربایجان پررنگتر میشود و این جریان با استفاده از ترفندهای عوام فریبانهای مانند کمکهای خیریه برای تحصیل و ازدواج در تلاش است تا ترکیب جمعیتی این جمهوری شیعه نشین را تغییر دهد؛ در این میان شیعیان که بزرگترین گروه مذهبی جمهوری آذربایجان هستند و همواره بعنوان مهمترین دشمن از سوی وهابیها مطرح میشوند، از مظلومیتی مضاعف رنج میبرند. |
تشنگی مردم آذربایجان برای شنیدن ندای حقیقت موقعیت مناسبی برای برخی جریان های صاحب قدرت سیاسی و اقتصادی در منطقه داد تا آذربایجان تازه استقلال یافته را به عنوان بستری مناسب برای گسترش تفکرات افراطی خود انتخاب کنند، تفکراتی که بواسطه ضعف منطق و افراطی گری در دین نشر آنها در میان مسلمانان دیگر کشورها سخت بود.
آمریکا و کمک به نفوذ وهابیت در آذربایجان
بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و به ویژه بعد از حوادث یازده سپتامبر دولت آمریکا همه تلاش خود را برای تاثیرگذاری در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز از جمله جمهوری آذربایجان به کار گرفت. یکی از سیاست های آمریکا سیاست «شبیه سازی» در جمهوری آذربایجان بود سیاستی که می خواست آذربایجان را کشوری مانند عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس کند زیرا میدانست پیش شرط بهره برداریهای سیاسی، اقتصادی، نظامی از دولت جمهوری آذربایجان جلوگیری از بازگشت مردم آذربایجان به دامان مذهب تشیع است.
آمریکایی ها با همین استدلال و با حمایت از گروه های انحرافی مانند وهابیت تلاش کردند تا احساس نیاز به آموزه های دینی در مردم آذربایجان را در راستای اهداف خود پاسخ دهند؛ البته در کنار نقش آمریکا در حمایت از جریان وهابیت باید به نقش رژیم صهیونیستی در حمایت از این جریان نیز اشاره کرد. آنچه در این بحث حائز اهمیت است ارتباطات پیدا و پنهانی است که بین منابع ثروت و قدرت غربی یعنی آمریکا و کشورهای غربی و صهیونیسم، با شیوخ وهابی وجود دارد.
سابقه حضور وهابیت در جمهوری آذربایجان
وهابی ها در اوایل سال های ۹۰ به کمک بنیادهای خیریه عرب به آذربایجان راه یافتند. مسجد ابوبکر بزرگ ترین مسجد وهابی در آذربایجان که پیروان طریقت وهابی اغلب در این مسجد گرد هم جمع میشوند، با کمک مالی یکی از بنیادهای خیریه کویتی در سال ۱۹۹۸ در باکو احداث و سرپرستی آن به "قامت سلیماناف" که در عربستان سعودی تحصیل کرده است، واگذار شد.
وهابیون به عنوان سومین گروه از میسیونرهای بیگانه با استفاده از فضای بکر دینی و عقیدتی جمهوری آذربایجان وارد صحنه این کشور شدند و مبلغان این فرقه از سال 1995 میلادی به بعد به تبلیغ وهابی گری و تخریب سایر مذاهب اسلام به ویژه تشیع پرداختند. پیروان فرقه وهابیت رفته رفته فعالیت خود را در جمهوری آذربایجان گسترش داده و به صورت سازمان یافته و ریشهای کار تبلیغی و شست و شوی مغزها در این کشور رها یافته از کمونیسم را ادامه دادند.
رواج بنیادگرایی با سوء استفاده از جوانان جمهوری آذربایجان
گزارش ها حاکی از این است که گروه های بنیادگرای وهابی وابسته به برخی کشورهای عربی که تحت پوشش گروههای خیریه در جمهوری آذربایجان فعالیت میکنند به جوانان آذربایجانی پیشنهاد می کنند تا به صورت رایگان در کشورهایشان تحصیل نمایند. فارغ التحصیلان آذربایجانی با دریافت تحصیلات مذهبی، حامل معلومات و دیدگاه های جدید به وطن خودشان باز می گردند و از این طریق به گسترش جریانات اسلامی بنیادگرا در این کشور کمک میکنند؛ در این میان جریان وهابیت افراطیتر از همه گروههای دیگر است و تحت عنوان سازمان های خیریه، جریانات مذهبی و انتشارات مختلف به فعالیت می پردازند.
| وهابی ها می گویند: هر کس شهادتین را بخواند، ولی از مردگان استعانت بخواهد (حتی اگر کسی که از او استعانت میخواهد رسول خدا باشد) چنین کسی کافر و مشرک خواهد بود و خون و مال او حلال است. |
وهابیون بیشتر در مناطق شمـالی آذربایجـان که با روسیه هم مـرز بـوده و پیـروان اهل سنت اکثـریت را تشکیل مـیدهند، فعـالیت میکنند و در این راستا از حمایت همه جانبه کشور عربستان سعودی بهره میبرند.
شیعیان جمهوری آذربایجان، مظلوم در برابر هجمه وهابیها
حضور وهابیها روزبهروز در جمهوری آذربایجان پررنگتر میشود و این جریان با استفاده از ترفندهای عوام فریبانهای مانند کمکهای خیریه برای تحصیل و ازدواج در تلاش است تا ترکیب جمعیتی این جمهوری شیعه نشین را تغییر دهد؛ در این میان شیعیان که بزرگترین گروه مذهبی جمهوری آذربایجان هستند و همواره به عنوان مهمترین دشمن از سوی وهابیها مطرح میشوند، از مظلومیتی مضاعف رنج میبرند. از یک سو مورد هجوم و تمسخر آشکار وهابیها قرار میگیرند و از سوی دیگر شاهد گرایش جوانان و نسل جدید این جمهوری به تفکرات افراطی و بنیاد گرایانه وهابیها هستند.دولت حاکم نیز رفتار مناسبی با آنها ندارد و در صدد ایجاد محدودیتهای بیشتر برای آنها است.
وهابیت چطور متولد شد؟
وهابیها (وهابیان) پیروان محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان نجدی (1115 – 1206) هستند و او پیرو مکتب ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم جوزی بود که عقاید جدیدی را در جزیرة العرب بنیاد نهاد. نام این فرقه از نام پدر او عبدالوهاب گرفته شده است. ریشه فکری وهابیت، آرا و افکار ابن تیمیّه است که در سال 698 هـ ق، در منطقه شام آغاز به تبلیغ و ترویج آن نمود و با مخالفت صریح دانشمندان بزرگ اهل سنّت و شیعه روبرو شد.
با مرگ ابن تیمیّه در سال 728 در زندان قلعه دمشق، افکار وی نیز به فراموشی سپرده شد. پس از گذشت حدود چهار صد سال، محمّد بن عبد الوهّاب در سرزمین نجد با هماهنگی محمّد بن سعود حاکم «دِرعیّة»، در سال 1157 افکار ابن تیمیّه را مجددا زنده و به ترویج آن پرداخت؛ آنان با نبردهای خونین، بر سواحل خلیج فارس و تمامی منطقه حجاز سلطه یافتند .
وهابیون: هر کس به پیامبر و ائمه متوسل شود؛ کافر است
به نظر وهابی ها هیچ انسانی نه موحد است و نه مسلمان مگر این که امور معینی را ترک نماید؛ این اعتقاد در حالی است که بنابر آموزههای قرآن و پیامبر هر کس شهادتین را بر زبان جاری کند مسلمان است و خون و مالش محفوظ است، اما وهابی ها می گویند: هر کس شهادتین را بخواند، ولی از مردگان استعانت بخواهد (حتی اگر کسی که از او استعانت میخواهد رسول خدا باشد) چنین کسی کافر و مشرک خواهد بود و خون و مال او حلال است.
مذهب وهابی اکنون در عربستان سعودی مذهب رسمی است و فتاوای علمای آن مذهب از طرف دولت اجرا میشود. آنان در فروع مذهب، تابع احمد حنبل هستند و بر هیچ یک از پیروان مذاهب اربعه (حنفی، شافعی، حنبلی و مالکی) ایراد نمی گیرند، ولی پیروان دیگر مذاهب از قبیل شیعه و زیدیه را مورد طعن قرار می دهند.
بعضی از اعتقادات وهابیها
وهابیها بدعت گذاران در دین هستند و عقاید افراطگرایانهای دارند. آنها معتقدند اعتقاد به سلطه ی غیبی برای غیر خداوند شرک است؛ آنها می گویند: «اگر کسی به پیامبر(ص) یا دیگر اولیا الله استغاثه کند و به این مسئله که حاجتش را برآورده می کند، معتقد باشد، به نوعی از شرک معتقد است؛ آنها همچنین معتقدند، حاجت خواستن از اموات، دعا و توسل، زیارت قبرها، تبرک جستن به آثار انبیا و صالحان، جشن گرفتن میلاد پیامبر اکرم و ساختن گنبد و بارگاه بر روی قبرها کارهایی شرک آلود هستند.
شیعه و مخالفت با افراط گری وهابیها
علت مخالفت شیعه با وهابیان به دلیل عقاید اشتباه آنان و تعصب شدید نسبت به آن و اعمال خشونت در رفتار و کردار است. در رد عقاید آنها، میتوان گفت که اگر اعتقاد به سلطه غیبی، اعتقاد به شفا دادن و اعتقاد به برآوردن حاجت و ... ، به این نحو باشد که همه این امور به خداوند مستند است و دیگران هرچه دارند از جانب خداوند متعال به آنها داده شده است، شرک نخواهد بود؛ زیرا در این صورت هیچ گونه استقلالی برای غیر خدا در نظر گرفته نشده است و شرک در الوهیت، شرک در خالقیت و شرک در ربوبیت، در صورتی تحقق پیدا می کند که کسی عقیده داشته باشد، غیر خداوند به طور مستقل دارای صفات کمال و جلال باشد، یا به طور مستقل بتواند خلق کند و یا به طور مستقل بتواند تدبیر کند، اما اگر قدرت او یک قدرت وابسته به خداوند باشد، دیگر شرک معنا نخواهد داشت.
مسلمانانی که از پیامبر اکرم(ص) و جانشینان آن حضرت حاجت می خواهند و عقیده دارند که آنها قدرت فوق العاده ای دارند و این مقام را برای آنها مقامی عطا شده از جانب پروردگار میدانند که در اثر رسیدن به کمال عبودیت به دست آورده اند، آیا با این وصف، باز هم مشرک هستند؟
بنیانهای فکری متزلزل وهابیها و سوالهای بیجواب
وهابیها بر خلاف ادعاهایی که میکنند و از آنجا که بدعت گذاران در دین هستند، فاقد اصول محکم و بنیانهای فکری متقن هستند و برای بسیاری از سوالات جوابی ندارند؛ به عنوان مثال وقتی از آنها سوال میشود که چرا بوسیدن حجر الاسود شرک نیست، اما بوسیدن ضریح پیامبر و قبر پیامبر را شرک میدانید؟ پاسخی برای این سوال ندارند زیرا نمیتوانند استدلالی به این منطق بیاورند که هر احترام و هر خضوع و خشوعی عبادت نیست؛ آیا مادری که از روی علاقه مادری، فرزند خود را می بوسد او را می پرستد و مشرک شده است؟
خوشبختانه، علما و دانشمندان تیزبین و بیدار مسلمان از دیر باز به همه عقاید و معیارهای خود ساخته، جواب متین، محکم و دندان شکن داده اند که در کتاب های زیادی ثبت شده است.
خطر این تفکر غلط و فاسد با حمایتهایی که از سوی کشورهایی همچون عربستان و آمریکا برای نشر و گسترش این فرقه خودساخته در کشورهای دیگر میشود موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. این فرقه اکنون در بسیاری از کشورهای اطراف جمهوری اسلامی ایران در حال ریشه دار شدن است. افغانستان، پاکستان، آذربایجان، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و... دچار آن شدهاند. جمهوری آذربایجان با پیشینه اسلامی و شیعی خود که سالها در زیر زمه ایدئولوژی کمیونیستی دوام آرد اما اکنون مردمان این کشور دچار دردی شدهاند که همه آن سالهای مقاومت را از یاد برده و به فرقهای گرایش پیدا میکنند که هم برای خود خطرناک است و هم برای جهان اسلام و جمهوری اسلامی ایران.
روشن کردن مردم این کشور از خطراتی که آنها را از بابت فرقه افراطی و دروغ وهابیت آگاه میسازد تنها راهی است که باید پیگیری شود.
مهدی جلیلی- جامجم آنلاین
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اینجاست كه وهابیت و وهابیون خیلی راحت عرض اندام میكنن . و چه بسا در اینده ای نزدیك به این كشور هم رخنه كنند و اتش تفرقه رو فروزان كنند .
به امید آن روز كه با كمی تلاش،قدرت و سیاست كاملا امكان پذیر است
جانم فدای ایران