با آن که فضای سبز در کاهش آلودگی صوتی و آلودگی هوا موثر است و محیط زندگی شهروندان را قابل تحمل تر می کند ؛ اما وجوه دیگری از لزوم وجود آن در محیطهای شهری هم وجود دارد که شاید در کشور ما به اندازه کافی ، به آنها پرداخته نشده است.
پروفسور نانسی ولز یکی از متخصصانی است که سالهاست در مورد تاثیر فضای سبز بر رفتار کودکان تحقیق می کند. او معتقد است کودکانی که در ارتباط نزدیک با طبیعت بکر هستند توانایی تمرکز حواس بیشتری نسبت به کودکانی که صرفا در دنیای ماشینی بزرگ شده اند، دارند.
تحقیقات نشان می دهد گروه اول شفاف تر فکر می کنند و راحت تر با تنش های زندگی کنار می آیند. زندگی در محیطهای سرسبز یا گذراندن پاره ای از اوقات در طبیعت ، سبب کم شدن تنش ها و نگرانی های کودکان می شود و حس بهزیستی و لذت بردن از زندگی را در آنان تقویت می کند. دکتر بهنام اوحدی ، روانپزشک در این مورد می گوید بهترین فضا برای رشد مراحل پیش عملیاتی (36 سالگی) و عملیاتی عینی (612 سالگی) باغ و باغچه است.
در سالهای نخست کودکی شخصیت فرد شکل می گیرد و آنها در همان سالهای اولیه زیر 3 سالگی احساس هویت می کنند. اما در سنین 3 تا 6 سالگی بازیهای نمادین کودکان آغاز می شود و خودمحوری کاهش می یابد. درست همین زمان است که بچه ها به کاوش ژرف در فضای پیرامونشان می پردازند و در واقع جست وخیز در محیطی سر سبز و شاد می شود یکی از نیازهای ضروری شان.
3 تا 6 سالگی وقت پرسیدن از هستی است. پرسش های مکرری که قرار است دنیای اطراف بچه ها را برایشان تعریف کند ، اما حالا که بچه ها بین خانه های خاکستری و دود محدود شده اند و ساختمان های حسود حق تماشای خورشید را هم از آنها دریغ کرده اند طبیعی است که سوالات آنها هم به چیستی دنیای ماشینی پیرامونشان ختم خواهد شد.
دکتر اوحدی در این باره می گوید: کنجکاوی و کاوشگری برای بیشتر آموختن در 6 تا 12 سالگی که مرحله اندیشیدن محدود و منطقی است ، ژرف تر می شود و محور شخصیت و منش فرد را می آفریند و به همین علت است که وجود باغ و باغچه و اختصاص ساعاتی از هفته به گردش در طبیعت (بخصوص روزها) تاثیر مهمی در خلقیات کودکان دارد. پژوهشگران معتقدند بچه هایی که در محیطهای سرسبز بزرگ می شوند از ضریب هوشی بالاتری نسبت به کودکان شهری برخوردارند. از طرفی آنها خلاق تر و مستعدتر از بچه های شهری هستند که روانشناسان این موضوع را با بازیهای دوران کودکی در طبیعت و رشد و پرورش حس کنجکاوی شان مربوط می دانند.
براساس آمارها ابتلای به افسردگی و سایر بیماری های روانی در بزرگسالی هم ، در این کودکان کمتر گزارش شده است.
آدم بزرگ ها هم...
محیط روانشناسان می گویند گذراندن جزیی از وقت در طبیعت تعاملات اجتماعی را گسترش می دهد و گاهی قدم زدن در یک پارک یا کاشتن بوته ای کوچک با دستهای خودتان دلبستگی به زندگی را زیاد می کند و سبب ارتقائ احساس رضایت از خود و مفید بودن می شود. حتی یکی از محیط روانشناسان با بررسی روند بهبودی بیمارانی که پنجره ای رو به باغ ، مقابل تختشان بوده است و آنها که تمام روز به دیوار آجری پشت پنجره بیمارستان زل زده اند، فهمیده که تماشای فضای سبز در سرعت بخشیدن به درمان موثر است.
فضای سبز احساس تعلق آدمها را به محیط اطرافشان بیشتر می کند و به این ترتیب آنها هر چه بیشتر در فعالیت های اجتماعی شریک می شوند از این مشارکت لذت می برند ؛ اما دوری از طبیعت سبب پرخاشگری و کلیشه ای اندیشیدن می شود و امکان ابتلای به افسردگی و سایر اختلالات روحی و روانی را بالا می برد.
دکتر اوحدی می گوید: رشد غیرمنطقی و حساب نشده جمعیت ، هجوم روستاییان به شهرها و افزایش حاشیه نشینی ، فرصت آموختن و تجربه در فضای سبز و طبیعت را از مردم و بخصوص اهالی پایتخت گرفته است و بی باغچگی نسل سومی ها هم مثل سایر معضلاتی که ناگهان آثار منفی شان را بروز می دهند و بعد مهم می شوند، بزودی به یک فاجعه تبدیل می شود.
این روزها، هنوز هم خیلی ها یادشان هست که چطور توی یکی از صفحه های علوم اول دبستان یاد می گرفتیم با یک کاغذ خشک کن و استکان چند دانه لوبیا سبز کنیم و بعد برای سبز ماندن ساقه های باریک لوبیاها دلواپس شویم.
روانشناسان معتقدند ، سپردن مسوولیت گلدانی کوچک به بچه ها یا تشویق آنها برای پرورش گیاهان (هر چند آپارتمانی و کم عمر) ممکن است از عوارض بی باغچگی نسلی که قرار است در خانه های تنگ و تاریک 3040 متری قد بکشند ، کم کند و احترام به طبیعت را یادشان دهد.